کد خبر: 812131
تاریخ انتشار: ۲۷ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۷:۵۳
گفتاري از آيت‌الله جوادي آملي پيرامون واقعه غدير
مطلب اساسي كه درباره غدير مطرح است بخشي به بحث تاريخي برمي‌گردد و....
  مطلب اساسي كه درباره غدير مطرح است بخشي به بحث تاريخي برمي‌گردد و بخشي هم به مسائل تفسيري و كلامي. آن قسمتي كه به تاريخ بر‌مي‌گردد بيش از هزار سال است كه مورخان و غديرپژوهان و مؤلفان در اين زمينه سخن گفته‌اند و كتاب نوشته‌اند و مطلب را به صورت بين‌الرشد درآوردند و شايد نيازي به بازگو كردن نباشد. آنچه كه در اين نوبت ممكن است عرض شود همان جريان تفسيري و كلامي غدير است. ذات اقدس اله در قرآن كريم دو اصل را به عنوان همگاني و هميشگي به ما ارائه داد: يكي اينكه فرمود سخن من قطع نمي‌شود، منقطع الاول يا منقطع الآخر نيست. وقتي بشريت به وجود آمد سخن الهي كه وحي و رهبري است ظهور كرد. نه در گذشته اين سخن مسبوق به عدم بود و نه در آينده مسبوق به عدم. فرمود: «و لقد وصلنا لهم القول» براي جوامع بشري من قول وحياني خودم را متصل كردم.
اصل دوم اين است كه سخن الهي سخنگو مي‌خواهد و لذا فرمود: «ارسلنا رسلنا تتري» اين «تتري» مثل تقوي، تاء‌اش تبديل شده از واو است، اصلش وتري بود. وتري يعني متواتر. اين تك تك وقتي كنار هم جمع شدند اين وصل وصل‌ها كنار هم جمع شدند مي‌شود متواتر.
فرمود من سخنگويان وحيم را به صورت متواتر فرستادم. پس اصل اول آن است كه سخن الهي متصل است، اصل دوم آن است كه سخنگويان الهي مستمرند.
منظور از رسل، تنها كسي نيست كه بالاصاله رسالت خاص داشته باشد. آن‌هايي كه فاصله‌هاي خاصي را بين انبيا پر مي‌كردند برخي از اين‌ها امام معصوم بودند، رسالت اصطلاحي را نداشتند، بين هر پيغمبر و پيغمبر ديگر بسياري از سخنگويان الهي جزء ائمه آن عصر بودند. بعد از وجود مبارك پيغمبر (ص) چون حضرت ختمي نبوت است، رسولي بعد از او نيست، نبي‌اي بعد از او نيست، كتاب او بايد كتاب جامع‌الكلم باشد كه تا روز قيامت اين كتاب حرفي براي گفتن داشته باشد و كساني هم باشند تا روز قيامت سخنگوي اين كتاب آسماني باشند، خود قرآن از آن جهت كه جامع‌الكلم است، حرفش تمام شدني نيست. بعد از پيغمبر(ص) اهل بيت عصمت و طهارت اين سمت را دارند كه سخنگويان قرآن كريم باشند، شاهد صدق اين مطلب آن است كه در بيان نوراني اميرالمؤمنين كه در آستانه غدير او هستيم فرمود قرآن كلام خداست، سخن مي‌گويد «فاستنطقوه» اورا به حرف در‌بياوريد، «لن ينطق» با شما حرف نمي‌زند «و لكني انبئكم عنه» من سخنگوي خدايم، از طرف خدا قرآن را به حرف در‌مي‌آورم و معارف قرآن را استنباط مي‌كنم و به شما مي‌گويم. قرآن قول خداست و من سخنگوي خدا.
بنابراين جريان غدير سرفصل «لقد وصلنا لهم القول» است از يك سو «و ارسلنا رسلنا تتري» است از سوي ديگر. اين‌ها سخنگويان وحي‌اند. جريان غدير اختصاصي به حضرت علي بن ابيطالب (ع) ندارد بلكه روز ولايت است. اينكه مستحب است در اين روز انسان بگويد خداي را شاكريم كه ما را متمسك به حبل ولايت كرده است، اينكه در هنگام عقد اخوت مي‌گوييم كه خدا ما را در سايه اعتقاد به ولايت علي بن ابيطالب و اهل بيت عصمت و طهارت (ع) از فوز خاص برخوردار بكند همه اين‌ها نشانه آن است كه جريان غدير مربوط به اصل امامت و ولايت است و هيچ اختصاصي به شخص علي بن ابيطالب(ع) ندارد.
مطلب بعدي آن است كه چرا انسان بايد نيازمند كسي باشد كه كلام الهي را مستقيماً مي‌گيرد و به او مي‌رساند؟ سرش آن است كه انسان را غير از خدا نيافريد و غير از خدا هم نمي‌تواند بپروراند. انسان يك موجودي است كه هرگز نمي‌ميرد، بلكه مرگ را مي‌ميراند. اين‌ها جزء معارف نو و تازه وحي قرآني است. انسان است كه مرگ را مي‌ميراند، نه مرگ انسان را. انسان هرگز با مردن نمي‌پوسد، از پوست به درمي‌آيد و وارد برزخ مي‌شود و وارد صحنه قيامت مي‌شود و وارد بهشت مي‌شود و «خالدين فيها ابدا» و هرگز مرگ به سراغ او نمي‌آيد.
چنين انسان و چنين موجودي را بايد فقط خداي او هدايت و راهنمايي كند. بنابراين انسان نيازمند است كه كسي او را هدايت كند كه از طرف خدا باشد و كسي او را هدايت كند كه اين حبل متين را كه آويخته الهي است، نه انداخته خدا و يك طرفش به دست بي‌دستي خداست از همه اين‌ها باخبر باشد و علوم وحياني را استنباط كند.
موجودات ديگر آن توان را ندارند كه خليفه الهي باشند و راهنماي ديگران. موجودات ديگر يا منقطع الاول هستند يا منقطع الآخر. تنها موجودي كه مي‌تواند متصل و مستمر باشد از فرش تا عرش و از عرش تا فرش، از ملك تا ملكوت و جبروت و از جبروت و ملكوت تا ملك محيط باشد انسان است. موجودات ديگر يا منقطع الآخرند يا منقطع الاول. اگر جماد و نبات و حيوانند اين‌ها منقطع الآخرند. درست است كه «الا الي الله تصير الامور» همه به طرف خدا مي‌روند اما همه به آن مراحل عاليه عروج ندارند مثل اينكه آب‌هاي باران در نهرها جمع مي‌شود و همه نهرها به بحر مي‌رسد اما بسياري از اين آب‌ها در همان لبه بحر ساكن مي‌شوند.
اگر سيل خروشاني بيايد ممكن است خود را به وسط دريا برسانند و اگرنه بسياري از اين آب‌هاي نهرها در همان لبه دريا آرام مي‌شود. انسان‌ها هم همين طورند. درست است كه «الا الي الله تصير الامور» اما اين چنين نيست كه جماد يا نبات يا حيوان، اين‌ها به آن مقام لدي اللهي باريابند. پس اين‌ها منقطع الآخرند و هرگز به آن اوج نمي‌رسند.
انساني كه خليفه ذات اقدس اله است مي‌تواند كلام الهي را به خوبي ادراك كند و كلام الهي را به خوبي بفهمد و هضم كند و حمل كند كه هيچ تصدم و انفجاري همان طوري كه بر كوه‌ها رخ مي‌دهد بر او رخ ندهد و رهبري جامعه را هم بر عهده بگيرد. چنين خليفه و انسان كاملي هرگز نمي‌ميرد. اين زيارت نوراني اميرالمؤمنين (ع) در روز غدير كه به بركت امام حسن عسكري از پدر بزرگوارش امام علي النقي (ع) به ما رسيده است را حتماً مطالعه كنيد. حتماً اين زيارتنامه را بخوانيد. وجود مبارك امام هادي در انشاي زيارت‌هاي مبسوط يد طولايي دارد همان طوري كه زيارت جامعه را با آن گسترش و عمق انشاء فرمود و از آن حضرت است، زيارت مبسوطي درباره وجود مبارك اميرالمؤمنين دارد در روز عيد غدير كه آن هم بسيار عميق و مبسوط است و وجود مبارك امام عسكري مي‌گويد: پدرم امام هادي (ع) اين زيارت را ايراد كرده است.
در آن زيارت درباره اميرالمؤمنين بسياري از آياتي كه مربوط به آن حضرت است در اين زيارت آمده. بسياري از كمالاتي كه در مورد شهداست در اين آيات آمده. عرض كرد خدايا ائمه معصومين كساني هستند كه «الا عند ربهم يرزقون» اين تعبير را كه در مورد شهداست درباره ائمه (ع) فرمود. تا آنهايي كه مانند علي بن ابيطالب، حسن بن علي، حسين بن علي و وجود مبارك امام كاظم و ساير ائمه كه به شهادت رسيده‌اند تطبيق بشود يا آنهايي كه به حسب ظاهر شهادت‌شان براي يك عده‌اي احراز نشده است. در مورد همين‌ها هم فرمود «احياء عند ربهم يرزقون» يعني خداي سبحان اين‌ها را حي مرزوق مي‌داند.
آنچه در سوره بقره و در سوره آل‌عمران آمده است كه شهيد حي مرزوق است دليل بر انحصار نيست. شهيد حي مرزوق است و نه هر كس حي مرزوق است شهيد باشد. گرچه وجود مبارك اميرالمؤمنين (ع) هم از جهت شهادت حي مرزوق است و هم از جهت عصمت و طهارت و معنويت حي مرزوق است. اين ذوالجناحين و ذوالسببين است همان طوري كه ذو قبلتين بود و به دو قبله نماز خواند از اين دو جهت هم وجود مبارك حضرت امير (ع) ذو حياتين است و حي مرزوق است.

*پيام آيت‌الله جوادي آملي
 به كنگره الغدير – 1/8/92
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها