
«بايد روحاني را در ايران تقويت و قاسم سليماني را تضعيف كنيم» اين اظهارنظر دنيس راس مشاور اسبق رئيسجمهور امريكاست كه مشابه آن در طول ماههاي گذشته بارها توسط مقامات و رسانههاي غربي بيان شده است و پيامي جز آن ندارد كه انتخابات رياست جمهوري بهار 96 مانند انتخابات گذشته براي امريكاييها بسيار مهم و حائز اهميت است.
ايالات متحده امريكا اولويتهاي خود درباره انتخابات داخل كشور را اينگونه دستهبندي كردهاند:
نخست، تلاش براي كاهش مشاركت مردمي در انتخابات مجلس شوراي اسلامي، مجلس خبرگان، شوراي شهر و رياست جمهوري، دوم تمركز و تلاش براي رأيآوري عناصري كه بهزعم آنها بهتر ميتوانند با امريكا كنار بيايند.
هر چند حسن روحاني تلاش كرده فاصله خود را با جريان موسوم به تجديدنظرطلب حفظ و راه خود را از تندرويهاي اين طيف جدا كند و در فضاي داخلي نيز كمتر كسي است كه رئيسجمهور فعلي را يك اصلاحطلب تمارعيار بداند، اين در حالي است كه بسياري از سياستمداران غربي همراه با رسانههاي خود معتقدند حسن روحاني براساس تجربيات تاريخي و اتفاقاً سه سال اخير بهتر ميتواند روابط تهران- واشنگتن را عاديسازي كرده و در مسير پشت كردن به تخاصمهاي 37 ساله حركت كند، به همين دليل است كه «دنيس راس»، سياستمدار كهنهكار امريكايي در مصاحبه با بخش انگليسي نشريه عربستاني «مجله» مستقر در لندن ابتدا به پيامدهاي توافق هستهاي ايران و گروه 1+5 پرداخته و پس از آن از لزوم روي كارآمدن حسن روحاني در انتخابات پيش رو سخن به ميان ميآورد. وي در پاسخ به سؤالي درباره تبعات توافق هستهاي ايران و گروه 1+5 بيان ميكند: «صادقانه، من از وقايع سال گذشته شگفتزده نشدم. هميشه به نفع ايران بود كه تحريمها رفع شود. در عوض، مسئولان ايران آماده معوق كردن آرمانهاي هستهايشان، اگرچه نه كنار گذاشتن كامل آنها بودند.» دنيس راس بدون اشاره به بدعهدي امريكاييها در برجام در ادامه از تصميم جدي مقامات امريكايي براي كنار گذاشتن دلخوريهاي ميان ايران و امريكا سخن به ميان آورده و بهبود روابط ميان اين كشور را از ضروريات دنياي امروز ميداند: «واقعيت اينجاست كه دولت (اوباما) خواستار ايجاد تغييرات بنيادين در روابط ايران و امريكاست. دولت ميداند كه نميتواند در حال حاضر به اين موضوع دست پيدا كند، اما نميخواهد به گونهاي هم عمل كند كه تندروهاي ايران را تقويت كند. من موضع دولت را درك ميكنم اما با آن موافق نيستم.»
معاون سابق اوباما تصريح ميكند: « وقتي شما فشار را روي آنها افزايش ميدهيد و براي آنها راه گريز ميگذاريد آنها ميفهمند كه لازم است براي جلوگيري از لطمه خوردن به منافشعان بايد رفتارهايشان را تعديل كنند و پيشنهاد من اين است كه اعمال فشار روي آنها در پاسخ به رفتار منطقهايشان، نه تنها تندروها را تقويت نميكند بلكه آنها را تضعيف ميكند، چون با اين كار شما داريد هزينههاي رفتارهاي بد را به آنها گوشزد ميكنيد.»
وي اضافه كرد: «شما ميخواهيد چه كسي موفق شود؟ قاسم سليماني يا روحاني؟ سپاه و بسيج به سمت رويكرد تقابلجويانه گرايش دارند در حالي كه طيف روحاني بيشتر به سمت رويكرد عاديسازي روابط متمايل است، بنابراين پيشنهاد من اين است اگر شما ميخواهيد بر موازنه قدرت بين آنها اثر بگذاريد راهش كنار آمدن با كارهايي نيست كه قاسم سليماني در منطقه انجام ميدهد بلكه بايد هزينهها بر ايران به خاطر اقدامات سليماني را افزايش داد.»
اوباما نيز از تقويت ميانهروها ميگويد
قبل از دنيس راس نيز شخص باراك اوباما از ضرورت تقويت جريان دلخواه خود در داخل ايران سخن به ميان ميآورد، وي بلافاصله پس از بيانيه لوزان در مصاحبهاي اينچنين ميگويد: «همچنين فكر ميكنم ديگراني در داخل ايران هستند كه فكر ميكنند اين كار غيرسازنده است و ممكن است اگر ما اين توافق هستهاي را امضا كنيم، دست (توان) آنهايي كه نيروهاي ميانهروتر داخل ايران هستند را تقويت كنيم اما موضوع كليدي كه ميخواهم مطرح كنم آن است كه توافق (هستهاي) اين موضوعات را در نظر نميگيرد، حتي اگر اين تغييرات رخ ندهد، باز هم بسيار بهتر است كه ما توافق را داشته باشيم.»
رسانههاي غربي نيز همانند سياستمداران خود معتقدند به قدرت رسيدن جريان دلخواه آنها ميتواند كمك مناسبي به عاديسازي روابط کند، به عنوان نمونه روزنامه والاستريت ژورنال پس از نتايج انتخابات دور دهم مجلس شوراي اسلامي مينويسد: «ميانهروها و اصلاحطلبان ايراني كه از حسن روحاني، رئيسجمهور حمايت ميكنند پس از دور دوم انتخابات مجلس در به دست آوردن اكثريت كرسيهاي اين نهاد قانونگذار شكست خوردند. هرچند تلاش حاميان روحاني براي به دست آوردن اكثريت مجلس ناكام ماند.»
«جان برنان» رئيس سازمان سيا نيز در اجلاس سالانه «همايش امنيتي اسپن» از توجه ويژه و دائمي انتخابات ايران و تلاش براي روي كارآمدن طيف دلخواه ميگويد: «زماني كه ما در مورد ايران صحبت ميكنيم، برخي تصور ميكنند كه اين يك كشور يكدست (از لحاظ گرايشات سياسي) است، اما اينطور نيست. درست مثل ايالاتمتحده كه درون محيط سياسياش اختلاف نظر وجود دارد، بنابراين در حالي كه آنها سال آينده انتخابات برگزار ميكنند، ما به دقت اوضاع را تحتنظر خواهيم داشت تا ببينيم موازنه رقابتي كه درون حكومت وجود دارد، چطور پيش ميرود.»
برنان در ادامه همين سخنراني از بايستههاي تغيير ماهيت انقلاب اسلامي كشورمان با عاديسازي روابط دوجانبه تهران- واشنگتن به عنوان اقدامي مؤثر جهت براندازي انقلاب اسلامي ياد ميكند؛ اظهارنظري كه موضعگيري«ادوارد شرلي» از مقامات سابق سازمان سيا را زنده ميكند كه بيان ميكند: «اگر نظام ولايت فقيه در ايران از هم پاشيد، آن وقت ميتوان پذيرفت كه جمهوري اسلامي ايران تغيير ماهيت داده و برقراري روابط ممكن خواهد شد.» جكسون ديل چهره مشهور ايالاتمتحده نيز در مقالهاي در واشنگتنپست از دستاوردهاي حمايت از جريان دلخواه غرب در ايران براي نظام سلطه نكاتي را يادآور ميشود و تصريح ميكند: عناصر متمايل به غرب در كشورمان ميتوانند مسير تحقق اهداف امريكايي را هموار كنند. وي سهم بسزايي از پيشبرد اهداف ايالات متحده را توسط اين جريان ارزيابي و تأكيد ميكند: «مهمترين مسئله در مورد توافق اين نيست كه تحريمها با چه سرعتي لغو ميشود يا آيا بازرسيها به اندازه كافي سختگيرانه است، مسئله، آن نيروهايي در ايران هستند كه معتقدند ما نيازي نداريم خود را كاملاً از زاويه ماشين جنگي خود ببينيم و بايد قويتر شويم.»
حمايت از ميانهروهاي داخلي تنها در حد موضعگيري نيست
زماني ميتوانيم درك بهتري نسبت به اظهارات مقامات امريكايي يا رسانههاي غربي در قبال انتخابات كشورمان داشته باشيم كه به ياد بياوريم رئيسجمهور ايالاتمتحده به سوزان رايس مأموريت خاصي را محول كرده است. سوزان رايس همراه با «جان برنان» رئيس سازمان سيا و «يوسي كوهن» رئيس سازمان موساد مسئله انتخابات سال گذشته كشورمان را به دقت رصد، تحليل و بررسي كرده و گزارشات نهايي خود را به مقامات مافوق ارائه دادهاند. رايس از سوي اوباما مأموريت مييابد تا ضمن هدايت جنگ نرم در قبال انتخابات، تحليل نهايي خود را از روند برگزاري انتخابات، مشاركت مردم و نتايج انتخابات به كاخ سفيد ارائه دهد؛ هدفي كه اتفاق افتاده و تكرار آن را ميتوان در انتخابات پيش رو نيز مشاهده كرد.
سوزان رايس كه نتايج و خروجي اين جلسات را به صورت محرمانه به كميته اطلاعاتي سناي امريكا ارائه كرد، خطاب به كميته اطلاعاتي امريكا اظهار داشته است: «سرويس اطلاعاتي اسرائيل - موساد - از ماهها پيش روي دو انتخابات ايران تمركز كرده است. يكي از نقاط ضعف اصلي ايالاتمتحده در رابطه با ايران، نداشتن اشراف اطلاعاتي است كه يكي از دلايل اصلي آن، نداشتن سفارتخانه در تهران و كنسولگري در شهرهاي ديگر ايران است، ما در اين مورد از دوستان انگليسي و اسرائيلي خود كمك خواستهايم و اقدامات مؤثري هم انجام شده است!»
انتخابات استراتژيك!
همان ميزان كه انتخابات داخلي ايران براي امريكاييها با اهميت بوده براي جريانات داخلي نيز داراي ارزش و اعتبار است، از يك سو حسن روحاني نتوانسته به اكثر وعدههاي تبليغاتي- انتخاباتي خود جامه عمل بپوشاند و برخي از منابع از احتمال كنارهگيري وي در دور بعدي انتخابات ميگويند و از سوي ديگر جناح اصلاحطلب عملاً فردي توانا كه قابليت رأيآوري را دارا باشد، نداشته و اين بدان معناست كه نگرانيهاي امريكايي از نتايج انتخابات96 كشورمان خيلي هم غيرواقعي نيست و اين يعني آوردگاه دوازدهم رياست جمهوري چنانچه با هوشمندي دستگاههاي امنيتي و اطلاعاتي همراه نشود قطعاً دستخوش اتفاقاتي خواهد بود كه ميتواند پيامدهاي ناگوار سياسي و اجتماعي را به همراه داشته باشد. احتمال ايجاد حوادث تلخ در انتخابات پيش رو به واسطه اقدامات مستقيم كشورهايي نظير امريكا و انگليس و تلاش جريان نشانهدار داخلي براي پيروزي به هر قيمتي را ميتوان در يكي از مصاحبههاي سردار احمديمقدم كه در آن به ريشهيابي فتنه 88 ميپردازد هم مشاهده كرد. وي در اين گفتوگو بيان ميكند: «رفتوآمد هاله اسفندياري و اسامياي از اين قبيل كه ميشنويد، از يك سال قبل تشديد شد. »