
شايد از هر ناظر بيطرفي درباره مهمترين مسئله امروز جامعه ايران پس از موضوع «اقتصاد» سؤال كنيم، بيمحابا مسئله «فرهنگ» را پيشروي ما قرار دهد. فرهنگ بدون شك يكي از مهمترين مسائل امروز جامعه ايران است و در بلندمدت نيز اهميت آن از مسائل اقتصادي جامعه بسيار بيشتر است. با اين حال، نگاه سياه و سفيدِ مطلق داشتن در اين حوزه، ابداً درست و پاسخگو نخواهد بود. فرهنگ، اقتصاد نيست تا بتوان در آن فرضاً به سادگي درباره ورشكستگي كامل يك كارخانه و بيكاري آشكار صدوبيست و چند كارگر و مهندس آن سخن گفت. فرهنگ سيال است و تحولات موجود در اين عرصه نيز از همين ماهيت برخوردار است. با اين وجود، آنچه مبرهن است، اين است كه عدم توليد محتواي فرهنگي صحيح و جذاب، لاجرم افكار و قلبهاي افراد جامعه را در اختيار محصولات انبوه فرهنگ جايگزين و مهاجم قرار خواهد داد. در اين مسير، دستگاههاي فرهنگي جامعه، وظيفه سنگيني را بر دوش ميكشند. با اين وجود، توليدات فرهنگي، آنچنان كه بايد نيست. رهبر فرزانه انقلاب 16 خرداد ماه سال جاري در همين زمينه ميفرمايند:«در دستگاههاي فرهنگي - اعم از دستگاههاي دولتي و غير دولتي- يك نوع ولنگاري و بياهتمامي در امر فرهنگ وجود دارد؛ چه در توليدِ كالاي فرهنگي مفيد كه كوتاهي ميكنيم، چه در جلوگيري از توليد كالاي فرهنگي مضر كه كوتاهي ميكنيم. اهميت كالاي فرهنگي از كالاي مصرفي جسماني كمتر نيست، بيشتر است.» در اين ميان، توليد محصولات فرهنگي و برنامهريزي فرهنگي در فضاي دانشگاه به عنوان محيطي كه جمعي از جوان و متخصصترين نيروهاي انساني كشور را در خود جاي داده است، اهميتي دوچندان خواهد يافت. خاصه آنكه طي سه سال گذشته، مجموعه وزارت علوم يكي از متلاطمترين وزارتخانههاي كشور بوده و چند بار وزير و سرپرست عوض كرده است! از طرفي، سير برنامههاي فرهنگي دانشگاهها در سالهاي گذشته، عزم جدي مسئولان فرهنگي وزارت علوم براي فعاليت فرهنگي سازنده در سطح دانشگاهها را نرسانده است. وانگهي، غلبه نگاه سياسي بر مجموعه معاونت فرهنگي وزارت علوم، خود به خود بسياري از فرصتهاي موجود براي فعاليت فرهنگي سازنده را از بين برده است. دانشگاهها در سالهاي اخير، بيشتر از آنكه محل برنامهريزي مسئولان براي اقدامات فرهنگي گسترده در جهت تعميق فرهنگ اسلامي در بين دانشجويان باشد، بيشتر به فضايي براي تجديد حيات تشكلهاي ضدانقلابي، تندرو و ساختارشكن تبديل شده است. به صورتي كه رهبر انقلاب در يكي از ديدارهاي دانشجويي خود طي سه سال گذشته، از اصطلاح «تشكلهاي يكبار مصرف» براي ترسيم اين شرايط استفاده كردند. در همين فضا اما همواره فعاليت فرهنگي سازندهاي وجود داشته است كه نمايانگر فرهنگ اصيل اسلام ناب و تضمينكننده تداوم فرهنگ انقلاب اسلامي در قلب دانشگاهها بوده است:«اردوهاي جهادي!» اردوهاي جهادي با تداوم حضور خود در سطح دانشگاهها توانستهاند به عنوان پرچمدار يكي از سازندهترين فعاليتهاي فرهنگي ممكن در سطح دانشگاه و بلكه كشور، خود را به همگان معرفي كنند. اين اردوها، مجموعهاي از فعاليتهاي خودجوش است كه توسط دانشجويان داوطلب در مناطق محروم كشور برگزار ميشود و دانشجويان در آن بنا بر ظرفيتها و تواناييهاي موجود، انواع خدمات از جمله انجام پروژههاي عمراني مورد نياز منطقه، خدمات كشاورزي، پزشكي- درماني، آموزشي- تحصيلي و... را در كنار فعاليتهاي فرهنگي ارائه ميدهند. بنابر آمار اعلام شده از سوي سازمان بسيج دانشجويي، طي سالهاي گذشته استقبال دانشجويان از اين اردوها افزايش داشته و گستردگي آنها بيشتر شده است.
دانشجويان در فضاي اين اردوها با سفر به مناطق محروم كشور، بدون هيچ چشمداشتي وقت و انرژي خود را صرف رفع نيازهاي فرهنگي، عمراني و اقتصادي مردم محروم روستاها ميكنند. دهها هزار دانشجو در طول سال، در نقاط مختلف كشور، درگير اردوهاي جهادي هستند. گروههاي متعدد با ميانگين جمعيت 70 تا 100 نفر، به مناطق محروم، روستاهاي دورافتاده رفته و به مردم براي رضاي خدا خدمت ميكنند. از خانهسازي و بهداشت و كشاورزي و دامداري تا مسائل فرهنگي و تعليمو تربيت مشغول خدمت هستند.
طبيعتاً قرار گرفتن در چنين فضايي، تأثيرات فرهنگي عميقي بر دانشجو خواهد گذاشت و راه جديدي پيش روي او باز خواهد كرد. اردوهاي جهادي از منظر فرهنگي، پتانسيل آن را دارد كه نگاه دانشجو به جهان، زيستِ اين جهاني و آن جهاني او را دگرگون كرده، محيطي براي خودسازي هميشگي وي باشد. اردوهاي جهادي به نوعي يك فعاليت فرهنگي نمادين نيز به حساب ميآيند. چه اينكه برگزاري اينچنين اردوهايي، درواقع تكرار اردوهاي جهادي اوايل انقلاب هستند و ناگزير حامل همان فرهنگ نيز هستند. بعد سازندگي اردوهاي جهادي البته منحصر در سازندگي فرهنگي دانشجويان نيست، بلكه به معناي واقعي كلمه باعث آباداني مناطق محروم كشور نيز ميشود. استاد حسن رحيم پورازغدي از چهرههاي فرهنگي شناخته شده كشور كه از فعالان اردوهاي جهادي نيز به شمار ميرود، در همين زمينه ميگويد: «بنده زماني به دوستان عرض كردم كه سريعترين ركورد توسعه و آبادي، در اردوهاي جهادي صدر انقلاب تجربه شد. در تاريخ ايران و در عرض جغرافياي جهان، توسعه اقتصادي و مادي به اين سرعت نداشتهايم.»
بر اين اساس، اردوي جهادي را نبايد و نميتوان در يك بعد واحد خلاصه و تعريف كرد. شايد شعار معروف «ميسازيم تا ساخته شويم» اين اردوها، بتواند بهترين معرفي ممكن از ماهيت آنها بوده باشد. بر همين اساس، رهبر انقلاب بارها بر اهميت تداوم اين برنامه در سطح دانشگاههاي كشور تأكيد داشته و درباره مزاياي چندبعدي آن و به ويژه تأثير عميق آن بر فضاي دانشگاه سخن گفتهاند. در فضايي كه در مديريت فرهنگي كشور شاهد نوعي ولنگاري مديريتي هستيم و معاونت فرهنگي وزارت علوم نيز بيش از هر چيزي، محمل پيگيري اغراض سياسي شده است، اردوهاي جهادي ميتواند فضاي فرهنگي دانشگاه و دانشجويان را دگرگون كرده، معنايي نو به فعاليت فرهنگي چندبعدي ببخشد. حضور دانشجويان در متن چنين برنامههايي، زمينهساز پرورش دانشجو و انسان تراز انقلاب اسلامي خواهد بود. از ياد نبردهايم كه شهيد مجيد شهرياري، دانشمند هستهاي برجسته كشور نيز در زمره همين فعالان اردوهاي جهادي بود و طبيعتاً در دل چنين فضاهايي پرورش يافت و شهرياري شد!
پر بيراه نگفتهايم اگر برگزاري اردوهاي جهادي در سطح دانشگاه را يكي از پربازدهترين اقدامات فرهنگي ممكن نه در سطح دانشگاه، كه در سطح كشور بدانيم. چه اينكه قاعدتاً با كيفيتترين نيروي انساني كشور در سطح دانشگاهها حضور دارند و از همين رو است كه حضرت امام(ره) فرمودهاند:«دانشگاه مبدأ تحولات است.» و رهبر انقلاب در مقطعي راجع به اهميت اردوهاي جهادي دانشجويي فرمودهاند:«كسي كه لذت خدمت و كار را بچشد، از كار خسته نميشود. جواني كه اين لذت را در وجود خود كشف كرده از خدمت خسته نميشود؛ اين هم فايده دوم كه فايده بسيار بزرگي است. فايده سوم اين است كه شما سفيران كار و تلاش خواهيد شد. وقتي در يك محيطي حاضر ميشويد؛ در كوير در كوهستان در نقاط دور از دسترس در ميان مردم محروم مشغول كار ميشويد، جواني كه در آنجاست از شما الهام ميگيرد و شما ميشويد سفير تلاش، كار، خدمت، جهاد و مجاهدت. شما دلها را زنده ميكنيد؛ فايده بزرگي است. فوائد فراواني در اين كار هست. اين جريان عظيم را حفظ كنيد.»