يكي از راههاي مهم محك زدن زندگي امروزي با سبك زندگي اسلامي، رجوع به كلمات ائمه هدي عليهمالسلام است. در اين بين شايد مراجعه به سخنان نوراني حضرت ولي عصر ارواحنا فداه داراي اهميتي ويژه باشد چراكه او امام زمان ما و ناظر بر احوال و شكل زندگي ماست، فلذا مراجعه به سيره و سخن آن بزرگوار نه امري فقط مطلوب بلكه ضروري مينمايد. اين تشرف به دليل دربردارندگي نكات مهم قابل بررسي و تأمل است. علي بن مهزيار يكي از عاشقان امام زمان (عج) است كه ميگويد 20 سال ايام ذيالحجهالحرام به زيارت خانه خدا ميرفتم چراكه ميدانستم اميرالحاج حقيقي حضرت بقيهاللهالاعظم است و شايد توفيق زيارت آن بزرگوار روزي من شود. سال بيستم تشرف حاصل ميشود و علي بن مهزيار زماني كه به محضر ولياللهالاعظم(ع) مشرف ميشود جمله عجيبي از حضرتش ميشنود: يا ابالحسن قد كنا نتوقعك ليلا ونهارا فماالذي ابطا بك علينا؟اي ابالحسن ما شب و روز منتظر تو بوديم، چه چيز باعث دير آمدنت شد؟ و حضرتش خود جواب اين پاسخ را دادند كه اشاره آن بزرگوار است به سه آفت مهم در ميان شيعيان كه آنها را از يمن لقاي امام زمانشان دور انداخته است؛ سه آفتي كه سبك زندگي اسلامي را به مخاطره انداخته و اكنون به خطري بزرگ در جامعه ما تبديل شده است، سه دليل مهم.
لَكنَّكمْ كثَّرْتُمُ الْأَمْوَالَ، وَ تَجَبَّرْتُمْ عَلَي ضُعَفَاءِ الْمُؤْمِنِينَ، وَ قَطَعْتُمُ الرَّحِمَ الَّذِي بَينَكمْ، فَأَي عُذْرٍ لَكمْ الْآنَ؟ امام فرمودند: ليكن شما اموالي فراوان انباشتيد و ضعفاي مؤمنين را به زحمت افكنديد و پيوند رحمي كه در ميان خود داشتيد، قطع كرديد، ديگر چه عذري براي شما خواهد ماند؟
آفت اول: مالاندوزي
اولين آفت سبك زندگي اسلامي در كلام نوراني حضرت مالاندوزي و دنياپرستي است. دنيا و مال دنيا بالذاته زشت و منفور نيست. آنچه دنيا را در فرهنگ دين منفور ميكند، مشغول شدن انسان به دنيا و مالاندوزي تا حدي است كه از فلسفه حقيقي خلقت خود غافل شود. آفت دنيازدگي زماني زشتتر و قبيحتر است كه زمامداران يك حكومت آن هم حكومت ديني كه اساس و فلسفه وجودي آن تعالي روحي و معنوي مردم است چنان دنيازده و آلوده شوند كه از حقيقت تشكيل حكومت بازمانند. حال با توجه به اين كلام امام زمان ارواحنا فداه، شيوه بعضي از مردم يا مسئولان در اشرافيگري و تجملگرايي چه نوع سبك زندگي را به ذهن متبادر ميكند، سبك زندگي الهي يا غيرالهي؟!
آفت دوم: فشار بر قشر ضعيف و فرودست جامعهدومين مطلبي كه جامعه شيعيان را از وجود مبارك امام مهربانيها دور كرده همانا ستم كردن نسبت به ضعيفان و طبقه محروم جامعه ايماني است. با اين جمله پي به اين مطلب ميبريم كه در جامعهاي كه ضعيفان آن جامعه براي كسب درآمدي اندك و زندگي آبرومندانه مورد ظلم قرار بگيرند و در عين حال مسئولان و زمامداراني با حقوقهاي نجومي و كلان از همه امور رفاهي برخوردار باشند با جامعه مطلوب امام زمان(عج) فرسنگها فاصله دارند. امير بيان، حضرت علي(ع) ميفرمايند: «خداي تعالي فرموده است به عزت و جلالم سوگند، از ستم هيچ ستمگري نخواهم گذشت گر چه به اندازه دست بر دست زدني يا فشار دادن دستي از روي ستم باشد.» عدالت نياز مبرم هر جامعه و مايه نشاط و شادابي مردم است و جامعه بيعدالت در مسير مقابل جامعه مهدوي است و از آن سو تكريم فقرا، ترحم نسبت به نيازمندان و برآوردن نياز ضعيفان از اركان سبك زندگي اسلامي است.
آفت سوم: قطع رحمارتباطات انساني و تعاملات اجتماعي از برجستهترين اركان سبك زندگي ايراني - اسلامي است. پيوند با خويشاوندان و نيكي به آنان به ويژه پدر و مادر از راههاي مهم رشد و تعالي در همه زمينهها و تقرب به خداي سبحان است كه پس از ايمان به خدا از بافضيلتترين اعمال ديني به شمار ميآيد و اجر و پاداش مادي و معنوي فراواني دارد. اين پيوند چنان مهم است كه به اجماع عالمان شيعه بر پايه ادله سهگانه كتاب، سنت و عقل از واجبات مهم ديني شمرده شده و براي دستيابي به آن، سفر يك ساله نيز توصيه شده است.
قطع ارتباط با خويشاوندان هم نوعي پيمانشكني با خداي سبحان به شمار ميآيد و آنچنان نزد خدا منفور است كه از مصاحبت و همراهي با قاطع رحم نهي شده و خداوند در سه جاي قرآن او را لعن و نفرين كرده است. در فقه نيز قطع رحم از گناهان كبيره به شمار آمده، چنان كه از عوامل سريع فنا و نابودي بشر هم معرفي شده است، همچنين فرمودهاند: بوي بهشت كه از مسافت هزار ساله به مشام ميرسد به مشام قاطع رح نخواهد رسيد. در روايات اسلامي بركات فراواني براي صله رحم آمده است از جمله تأخير مرگ، گسترش روزي، تضمين بهشت، جلب محبت الهي، دفع بلا، آسان شدن سكرات مرگ، آسان شدن حساب، آباداني خانهها، شهرها و... از سوي ديگر آثار و عواقب فراواني همچون عدماستجابت دعا، كيفر زودرس، كوتاهي عمر، عدمپذيرش اعمال نيك و... براي گناه قطع رحم شمرده شده است. حال با مرور شاخصههاي مهم سبك زندگي اسلامي از زبان امام زمان ارواحنا فداه جا دارد يك بار ديگر از خود بپرسيم: آيا سبك زندگي ما اسلامي است؟