کد خبر: 809836
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۱
عادل الجبیر در گفت‌وگو با رسانه‌ها مطرح کرد
هشدار می‌دهیم اگر ایران به دخالت ادامه دهد خون‌مان پای خودشان است...
مسعود دانش‌منش
وزیر خارجه سعودی با متهم کردن ایران به دخالت در منطقه، گفته است: «عربستان هیچ‌گاه اجازه نخواهد داد متحدان ایران بر یمن مسلط شوند.» در همین خصوص خبرنگار سرویسِ خیالاتِ روزنامه جوان مصاحبه‌ای را با «عادل الجبیر» انجام داده که توجه‌تان را به آن جلب می‌کنیم:
    ***

خبرنگار: آقا یا خانم الجبیر! ببخشید، آخه دقیق نمی‌دانم باید چی خطاب‌تان کنم!
الجبیر: فرقی نمی‌کند، راحت باش جانم! هر چی دوست داری صدام کن!
 
خبرنگار: بله، ببخشید که می‌پرسم، ولی این بمب و موشک‌هایی که شما در یمن می‌ریزید دخالت محسوب نمی‌شود؟
الجبیر: نخیر، ما دخالتی در یمن نداریم. فقط صبح به صبح یک مقدار اقلام انفجاری را با جنگنده‌هایمان می‌بریم می‌ریزیم روی سرشان. این کجاش دخالت است؟
 
خبرنگار: اگر این دخالت نیست پس دخالت چیست؟!
الجبیر: دخالت این کارهایی است که ایرانی‌ها می‌کنند. راجع به یمن مصاحبه می‌کنند، شعر می‌سرایند، مقاله و گزارش می‌نویسند، تحلیل می‌کنند، هی چپ و راست می‌گویند من یمنی‌ام و از این جور دخالت‌های بیجا ! از همه بدتر توی اخبار شبکه یک، آقای حیاتی با یک لحن خاصی نام یمن را می‌برد که خیلی دخالت‌آور است.
 
خبرنگار: من هنوز جواب سؤالم را نگرفته‌ام، مگر جنگنده‌ها و نیروهای نظامی شما داخل خاک یمن نشده‌اند؟ این اسمش دخالت نیست؟
الجبیر: نخیر نیست. این کاری که ما می‌کنیم دخالت نیست. الان مثلاً من اگر تو را بکشم، سرت را ببرم بگذارم روی سینه‌ات، این اسمش دخالت است؟ یعنی من در کارهای تو دخالت کرده‌ام؟ ابداً. اگر خوب فکر کنید می‌فهمید که عملِ «کشتن» بیشتر به خارج شدن نزدیک است تا داخل شدن. خون خارج می‌شود، گاهی دل و روده خارج می‌شود، بعضاً سر جدا می‌شود و ... این به هیچ وجه دخالت محسوب نمی‌شود.
 
خبرنگار: چه پیامی برای ایرانی‌ها دارید؟
الجبیر: به مسئولان ایرانی هشدار می‌دهم اگر به دخالت‌های خود در منطقه ادامه دهند، وضع بحرانی می‌شود، کار به سکته و انفارکتوس می‌کشد. من همین دیشب فشارم رفته بود روی 25 از دست کارهای قاسم سلیمانی. ایرانی‌ها باید یک کم ملاحظه مسئولان ما را بکنند، بالاخره سن و سالی از ما گذشته. همین جوریش بعضی‌هامان با زور آمپول و دوا سر پا هستیم. اگر بر اثر یکی از این دخالت‌ها زبانم لال ملک سلمان ایست قلبی کند و بمیرد، ما ایرانی‌ها را مسئول می‌دانیم، مخصوصاً سپاهی‌ها !
باز هم تأکید می‌کنم، اگر ایران به دخالت‌هایش ادامه دهد خون‌مان پای خودشان است!
 
خبرنگار: چرا ایران از نظر شما نباید در منطقه دخالت کند؟ مگر ایرانی‌ها در همین منطقه زندگی نمی‌کنند؟
الجبیر: درست است که ایران هم یکی از کشورهای منطقه است، اما بهتر است دخالت نکند. چون ما سعودی‌ها فقط همین یک منطقه را داریم که توش دخالت‌بازی کنیم، ولی ایرانی‌ها همه جای دنیا نفوذ دارند. حالا چی می‌شود این یک جا را بگذارند برای ما؟! توپشان را بردارند بروند چند تا کوچه بالاتر بازی کنند! اصلاً ما خودمان یک منطقه دیگر را به ایران نشان می‌دهیم، برود آنجا هر چقدر می‌خواهد دخالت کند. خیلی هم منطقه خوب و خوش آب و هوایی است، دنج و راحت، دو نبش. قبلاً هم مال یک کشوری بوده که همه‌شان دکتر بودند!
 
خبرنگار: شما چه راهکاری برای بحران یمن پیشنهاد می‌کنید؟
الجبیر: من یک طرح عالی برای یکسره کردن مسئله دارم؛ اگر می‌توانستیم کل مردم یمن را می‌کشتیم و مسئله را به شکل ریشه‌ای حل و فصل می‌کردیم! حیف که نمی‌توانیم، یعنی زورمان نمی‌رسد. این آرزوی من است اما راه دیگری هم هست که بدون خونریزی بحران به پایان برسد. آن هم این است که مردم یمن خودشان قبول کنند و بیایند دسته‌جمعی با پای خودشان بروند توی دریا خودشان را غرق کنند! تا ما یک نفس راحت بکشیم. من با جامعه جهانی هم هماهنگ کرده‌ام، موافق است. چِکش را هم در وجه بان‌کی‌مون کشیده‌ایم آماده است!
 
خبرنگار: اگر نکته دیگری دارید بگویید.
الجبیر: یک چیزی را دوست داشتم بگویم، من مخاطب پر و پا قرص روزنامه جوان هستم، مخصوصاً عاشق کاریکاتورهای محمود تبریزی‌ام. اگر ممکن است بیشترش کنید. اصلاً خود محمود تبریزی اگر قبول کند می‌برمش عربستان هر روز برای خودم کاریکاتور اختصاصی بکشد. پول خوبی هم بهش می‌دهیم. خلاصه اینکه خسته نباشید! خیلی ممنون از شما. به بقیه کاریکاتوریست‌ها هم از قول من بگویید ما را بیشتر بکشند، ول کنند این دولت مظلوم و زحمتکش ایران را، بس‌شان است! بیایند ما را سوژه کنند، ما را بکشند. خیلی هم خوب!
 
خبرنگار: خیلی متشکرم. امیدوارم مردم یمن به حق‌شان برسند.
الجبیر: چی شد؟ داری دخالت می‌کنی؟؟ بدهم ابوبکر بغدادی آتشت بزند؟... آخ... وای... نفسم... بالا نمی‌آید... کمک... خخخخ...


خبرنگار: ای داد بیداد! چی شد؟! این چرا مُرد! حالا چه غلطی بکنم؟ الان خونش می‌افتد گردن من!
    ***
- پاشو! بیدار شو! داری هذیان میگی!
عذر می‌خوام! مجبور شدیم خبرنگارمان را در اوج مصاحبه از خواب بیدار کنیم! شما ببخشید، سرویس خیالات همین است دیگر!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها