
نگارنده اين سطور، بارها ضرورت بازخواني و حتي تجديد انتشار پارهاي از آثار منتشره در ساليان اوليه تأسيس نظام اسلامي را يادآور شده است. از جمله اينگونه آثار، يادماني است كه انتشارات سپاه پاسداران انقلاب اسلامي براي نخستين سالگرد شهادت سومين شهيد محراب يعني آيت الله حاج شيخ محمد صدوقي يزدي و با آثاري از دوستان و نزديكان آن شهيد گرانمايه نشرداد. گردآورنده اين اثر در بخشي از مقدمه آن آورده است:«بار ديگر دست جنايتكار ابرقدرتهاي خونآشام شرق و غرب از آستين مزدوران داخلي به در آمد و ستارهاي تابناك از آسمان پرفروغ ولايت را خونين كرد و اين كوكبي بود كه خود گفته بود: «به فرض آنكه مرا ترور كرديد چه ميشود. مرغابي را از آب ميترسانيد؟» بله، شهيد آيتالله شيخ محمد صدوقي كه ميتوان بحق ايشان را شيخالشهدا ناميد، سومين شهيد محراب نماينده امام و امام جمعه يزد بود و عبادتگاه جمعههاي مخلصين بالله را در يزد با نور خود منور ميساخت، در روز جمعه دهم رمضان 1402 مطابق با يازدهم تير ماه سال 1361 و پس از اقامه نماز جمعه به دست منافقين امريكايي و مزدور مشترك شرق و غرب محراب را خونين و گلگون كرد و اين همان معراج سريع به سوي الله بود كه صدوقي آرزويش را داشت و بارها از خدا خواسته بود. شهيد آيتالله صدوقي از ياران صديق، باوفا و 30 ساله امام امت بود. او يار امام و ياور ملت محروم بود كه بحق در عمل نشان داد نمونهاي از امام امت است كه بدون ترديد همه خصايل اخلاقي، روحي و ابعاد حضرت امام و انبيا و صلحا در وي جمع و خلاصه شده است. او مردي از سلاله پاك تشيع علوي و ادامهدهنده راه حضرت علي(ع)، امام حسن(ع)، امام حسين(ع) و ائمه بود. شهيد صدوقي عابدي مخلص و زاهدي بيريا بود و هيچگاه از كار شبانهروزي و در خدمت مردم بودن احساس خستگي نميكرد و مقاوم بود.»
در مقدمه اين اثر تاريخي، درمقام اشاره به خصال شخصي و شخصيتي شهيد آيتالله صدوقي نيز آمده است: «در مبارزه با طاغوت، طاغوتيان و منحرفين از مسير انقلاب اسلامي بعد از پيروزي شجاع و سمج بود. حافظهاي بسيار قوي داشت كه زبانزد همگان است و چنان جذابيتي در وي بود كه در برخورد اول هر كسي را جذب انقلاب، اسلام و امام ميكرد. مردم ايشان را بسيار دوست داشتند. به حدي كه ايشان را بعد از امام رهبر، پدر و يار خود ميدانستند. آيتالله شهيد صدوقي خود را از مردم جدا نميدانست و دردناكترين مواقع براي وي هنگامي بود كه از مردم جدا و دور بود. چنين اوقاتي خود را در زندان ميديد. از پيروان بحق خط امام بود و علاقه وافري به طرح، توسعه و عمران حوزههاي علميه، مساجد، مدارس طلاب و دانشگاهها داشت. او بعضي مواقع همچون ابراهيم پيامبر(ع) در ساختن مساجد به كارگران كمك ميكرد. در ترغيب و تشويق جوانان به آمدن در مساجد و رو آوردن به اسلام جديت فراوان داشت و منافقين كوردل و چنگيزصفت بايد بدانند با اين اعمالشان در چه خطي هستند و براي چه كساني كار ميكنند و اين خطي است كه در جهت مخالفت با اسلام و ضديت با متعهدين به اسلام عزيز كار ميكنند و همان خطي است كه نيروهاي اهريمني شرق و غرب مشتركاً به آن دلبسته و عمل ميكنند. با توجه به مختصر شرح بالا و بدين لحاظ بر آن شديم كه كتابي در شرح خصوصيات اخلاقي و روحي و زندگينامه شهيد بزرگوار براي بيشتر شناخته شدن اين عزيزان چاپ و منتشر كنيم تا مسلمين بدانند چه گوهرهايي را از دست دادهاند و منافقين ضد خدا و ضداسلام كه مغرضانه يا ناآگاهانه عمل ميكنند بدانند و بيدار شوند چه كساني را از اسلام عزيز و مسلمين بزرگوار و محروم و براي چه اهداف پوچ و ضد خلقي ميگيرند و نوكري خود را براي امپرياليستهاي جهاني شرق و غرب به حد كامل ميرسانند. با آرزوي پيروزي اسلام و نابودي تمامي كفر از جهان.»
مقدمه نگار اين اثر، ديباچه خود را با بخشي از پيام نغز امام خميني به مناسبت شهادت آيتالله صدوقي زينت داده است: «چه كسى اولى به شهادت است در زمانى كه كفر بنى اميه اسلام را تهديد مىكرد، از فرزند معصوم پيامبر اسلام و فرزندان و اصحاب او؟ و چه كسى اولى به شهادت است در عصرى كه استكبار جهانى و فرزندان خلف آن در داخل و خارج، اسلام عزيز را تهديد مىكنند، از امثال شهيد بزرگوار ما و فقيه متعهد و فداكار اسلام شهيد صدوقى عزيز- رضوان اللَّه عليه- شهيد بزرگى كه در تمام صحنههاى انقلاب حضور داشت و يار و مددكار گرفتاران و مستمندان بود، و وقت عزيزش صرف در راه پيروزى اسلام و رفع مشكلات انقلاب مىشد، و براى خدمت به خلق و انقلاب سر از پا نمىشناخت. هر جا زلزله مىشد شهيد صدوقى براى ترميم خرابيها آنقدر كه توان داشت حاضر؛ هر جا كه سيل مىآمد او بود كه در صف مقدم براى دستگيرى خلق خدا حاضر بود. در جبههها او و دوستان او و امثال او بودند كه هر چند يك دفعه سركشى كرده و آرامش قلب خلق اللَّه بودند. اين مدعيان خدمت به خلق و قيام براى خلق كه در بيغولهها خزيده و در حال انقلاب به چپاول اسلحه و مهمات بيتالمال خلق فعاليت شبانهروزى نمودند، اينك كه خداوند تعالى چهره كريهِ شان را آشكار كرد و دستشان را از مال و جان خلق اللَّه كوتاه نمود، چنين خدمتگزارانى را از اين خلق مىگيرند، و چون دزدان از سوراخ درآمده و غافلگيرانه اينگونه مردان فداكار براى ملت و تودههاى محروم را از محرومين مىستانند و آن را به حساب قدرت خويش مىآورند و فتحى بزرگ براى خود و اربابان خود مىدانند و با تمام رسوايى باز خود را براى حكومت اين ملت اسلامى مهيا مىكنند. غافل از آنكه هر شهادتى ملت را به هدف بزرگ نزديكتر مىكند و آنان را در پيشگاه حق و خلق رسواتر و بىآبروتر. ما در عين حال كه از شهادت و فقدان اين بزرگان خدمتگزار به اسلام و محرومين در سوگيم، از نزديك شدن به هدف اعلا كه قطرات خون اين شهيدان آن را نويد مىدهند، دلگرم و خرسنديم. آنچه پيش ما مطرح است هدف بزرگ و شخصيتهاى اين بزرگمردان شهيد است كه بحمداللَّه هدف نزديك و شخصيتهاى اينان بارزتر و بزرگتر مىشود. اينجانب دوستى عزيز كه بيش از 30 سال با او آشنا و روحيات عظيمش را از نزديك درك كردم از دست دادم، و اسلام خدمتگزارى متعهد را، و ايران فقيهى فداكار، و استان يزد سرپرستى دانشمند را از دست داد؛ و در ازاى آن به هدف نهايى كه آمال اين شهيدان است نزديك شد. من به پيشگاه مقدس بقية اللَّه الاعظم- روحى فداه- و ملت عزيز و اسلام عزيزتر تبريك و تسليت عرض مىكنم و از خداوند تعالى براى آن شهيد عظيم رحمت و مغفرت، و براى ملت بزرگ به ويژه يزد متعهد صبر و اجر، و براى خاندان محترم اين بزرگوار خصوصاً فرزند برومند عزيزش صبر جميل و اجر جزيل، خواهانم.»
همانگونه كه اشارت رفت، اين يادمان مزين به خاطرات تني چند از ياران و مصاحبان آن شهيد گرانمايه است كه برخي از آنان هم اينك رخ در نقاب خاك كشيدهاند. همين امر برجذابيت اين اثر و اهميت بازخواني آن در دوران اكنون افزوده است.