«نميپرسي؟ مطمئني؟ باشه اصلاً ميدوني چيه من خودم به بهانه پرسيدن تاريخ واريز حقوق اين ماه ميرم آمارش رو از مسئول مالي ميگيرم». اين را گفت و به سرعت از اين بخش طبقه به اتاق كناري رفت و من در بهت داشتم به جملات آخرش فكر ميكردم. چي؟ آمار بگيري؟ اونم آمار حقوق و دريافتي يه همكار ديگه رو؟ آخه چرا؟ چه ربطي به ما داره؟
هرچقدر با ذهنم كلنجار رفتم نتوانستم دليل رفتارش را پيدا كنم از همه بدتر اينكه اين اولين بار نبود كه ميديدم در مورد يك نفر تا اين اندازه به قول خودش كنجكاوي و به قول من عيناً فضولي ميكند. همين چند وقت پيش بود كه از در وارد شد بلافاصله آمد و پشت سيستم كامپيوترش نشست و با صداي كمي آرام طوري كه هم من بشنوم و هم من را تحريك به ادامه گفتوگو كند، گفت: فكر كنم آقاي نجفي با همسرش به مشكل برخورده. چون توي راهرو داشت باهاش تلفني صحبت ميكرد، مدام پشت سر هم ميگفت من حق تورو كف دستت ميذارم مگه الكيه بذاري بري و دست من توي حنا بمونه. نشونت ميدم اگر آبروت رو نبردم.
از رفتارش ناراحت شدم چون به قول قديميها حرف خودت را كجا شنيدي همان جا كه حرف ديگري را شنيدي. ميدانستم كسي كه تا اين اندازه در مورد يك همكار ديگر كنجكاوي ميكند حتماً يك روز هم فال گوش ميايستد و مكالمه من را هم گوش ميكند. حتماً همين آدم يك روز در مورد من هم فضولي ميكند و نتيجه تجسسش را به بقيه همكاران ميگويد. حالا مدتي بود كه دست از سر آقاي نجفي برداشته بود و فكرش شده بود ميزان دريافتي حقوق خانم همكار. چرا؟ چون چند روز پيش در كوچه پشت دفتر كار ديده بود كه با ماشين شاسي بلند در حال پارك بوده است.
يكي نبود كه بگويد هرچقدر ميگيرد قطعاً متناسب با سابقه كار، مهارت و تحصيلاتش است پس ميزانش ربطي به ما ندارد؛ اصلاً كلاً حقوق يك موضوع كاملاً خصوصي است چون اگر غير از اين بود فيش حقوقياش را نشان همه ميدادند.
خلاصه اينكه بعد از چند دقيقه دست از پا درازتر از بخش مالي و اداري بيرون آمد و پشت ميزش نشست. اخم كرده با يك كيلو عسل هم نميشد آن را خورد. ميخواستم بدانم اين بار نتيجه فضولياش چه بوده كه آنقدر ناراحت است. سرم را خم كردم سمت صورتش و آرام پرسيدم: «چي شد؟ تونستي بفهمي فيش حقوقيش چقدره و چقدر درآمد داره؟» با لحني كه نشان از عصبانيتش داشت جواب داد:«آره اما چيزي كه فهميدم به اون ماشين نميخوره چون اين خانم مدرك دكترا داره اما هنوز اينجا قرارداد نبسته پس دريافتي نداره!» در شوك بود.
دوست نداشتم مرز فضوليهايش از اين بيشتر شود و از طرفي ميخواستم بداند كه تا چه حدي ميتواند بدون اينكه به فضولي و تجسس متوسل شود عادي از ديگران سؤال بپرسد بنابراين زمان ناهار دستش را گرفتم و با خودم بردم سرميز خانم همكار شاسي بلند سوار. به بهانه غذا خوردن سر صحبت را باز كردم و گفتم: «راستي ماشين جديد خريديد؟ يكي از دوستان ميگفت با شاسي بلند بوديد.» همكار خانم لبخندي زد و گفت:«خدا از زبونتون بشنوه. نه من به همون پژو زهوار در رفته راضيام. يكي از همسايه كه خانم نگراني بود چون چشمش خوب نميديد از من خواست كه ماشينش رو براش طوري كنار كوچه پارك كنم كه آسيب نبينه.» برگشتم و نگاهي به صورت همكار فضولم انداختم؛ از خجالت قرمز شده بود.

بايد يك بار ديگر هم با زبان عمل به او تأكيد ميكردم كه فضولي كردن بسيار زشت است و نقل قول فضولي او پيش ديگران ميتواند با وجهه، شخصيت و موقعيت اجتماعي و كاري ديگران بازي كند. به همين خاطر زمان برگشتن به دفتر كار اتفاقاً ديدم كه همان همكار مردي كه تماس تلفنياش را گوش داده بود باز در حال دعوا كردن، خط و نشان كشيدن و تهديد كردن است. بلافاصله وقتي ما را ديد تماسش را قطع كرد و با يك عذرخواهي خواست كه از كنارمان رد شود. فرصت را غنيمت شمردم و بهسرعت گفتم:«آقاي نجفي خيرباشد چند روز است بدجور درگير و عصباني هستيد؟ نگران شدم اگر كمكي از من ساخته است بگوييد.» آقاي نجفي با صورتي كاملاً ناراحت و نگران رو به من كرد و گفت:«برام دعا كنيد چند هفته است يكي در امانت خيانت كرده و پولي رو از دفتر كارم برداشته و در ميان راه پول يك قرارداد ديگه رو هم گرفته، فلنگ رو بسته و رفته. چند روزه دارم تماس ميگيرم، تهديد ميكنم اما اصلاً براش مهم نيست و...». همين چند جمله كافي بود كه من با عصبانيت به فضول نگاه كنم و خودش بهتر از من متوجه شد كه بهخاطر فضولي و تجسسش چقدر اشتباه كرده است. مسئله اين است كه هر سؤالي جوابي دارد و هر يك سؤال ميتواند از زواياي مختلف چند پاسخ داشته باشد. از منظر روانشناسها فضولي يك بيماري رواني و دروني است كه بايد براي مداوا اقدام كرد. از طرف ديگر فضولي، تجسس و سرك كشيدن يك خصلت مذموم ديني است كه از منظر دين اسلام هم بهشدت مورد نهي قرار گرفته است. در این زمینه دیدگاه ديني در مورد فضولی را از حجتالاسلام والمسلمين رحيم موحدآزاد، استاد حوزه و دانشگاه جويا شديم.
فضول همان جاسوس است!
حجتالاسلام والمسلمين رحيم موحدآزاد، استاد حوزه و دانشگاه
فضولي نياز به معرفي و توضيح ندارد. اگر بخواهيم در مورد بعضي از خصلتهاي رفتاري صحبت كنيم لازم است در مورد آن توضيح بدهيم. مثلاً بايد بگوييم خسيس چه كسي است يا رباخوار چه خصوصياتي دارد؟ اما نكته اينجاست كه همه مردم با ويژگيهاي رفتاري و گفتاري فضولها آشنا هستند پس نيازي به معرفي و توضيح بيشتر نيست. وقتي صحبت از تجسس ميكنيم اولين چيزي كه به ذهنمان خطور ميكند فضولي كردن و جاسوس بازي در زندگي شخصي و امور كاري اطرافيانمان است. نكته مهمتر اين است كه اغلب فضوليها با هدف و در جهت كشف موارد منفي زندگي ديگران انجام ميشود و در نتيجه ارتباط مستقيمي با آبروي انسانها دارد. دقيقاً به همين دليل است كه از نظر ديني و از لحاظ اجتماعي فضولي يا سركشي كردن در مورد ديگران به هر دليلي منع شده است چون فضول اكثر موارد به دنبال پيدا كردن گزينههاي منفي است و همين ميتواند به وجهه اجتماعي و زندگي شخصي افراد آسيب برساند.

ما مسلمانان و به ويژه ايرانيها مردماني بسيار جمعگرا و گروهپسند هستيم. اين خصلت ما باعث ميشود كه ترجيح بدهيم مسافرت، غذا خوردن، ميهماني و حتي خريدهايمان با جمع باشد تا اينكه تنها باشيم. اما فراموش نكنيد همين خصلت ذاتي، دروني و ديني ما ممكن است با بسياري از رفتارهايمان درتضاد باشد. بهتر بگويم ممكن است رفتارهايي از ما بروز كند كه اين جمع پسند بودن ما را تهديد كند و ما را به فردي تنها تبديل كند كه ديگران از بودن در كنار ما فراري باشند چون از حضور ما آسيب ميبينند. يكي از اين رفتارهاي آسيب زننده تجسس و فضولي است. اولين رهاورد تجسس در زندگي بدگماني بياساس، سلب اعتماد عمومي و اجتماعي است و هرگونه رفتاري كه بنياد خانوادهها و اجتماع را تهديد يا با مشكل مواجه كند از نظر دين و شريعت ما طرد شده و ممنوع است چون اسلام دين اتحاد و حفظ جامعه سالم با روابط سالم است. وقتي شما مدام در حال سرك كشيدن در زندگي ديگران باشي طبيعي است كه مردم دوست ندارند حريم خصوصيشان نقض شود، هيچكس دوست ندارد كه يك نفر مدام در زندگياش تجسس كند پس شما را از جمع حذف ميكنند.
هر چيز مخربي در اسلام منع شده استاطمينان دارم اگر رفتاري در دين ما منع شده است قطعاً آثار مخربي دارد كه در اسلام از آن نهي شدهايم. تجسس و فضولي هم به دليل آثار مخربي كه دارد از منظر اسلام، ائمه و دستورات ديني منع شده است. حتي در پارهاي موارد كه برخي از افراد نميتوانند فضولي كردن را از امر به معروف و نهي از منكر تشخيص دهند اسلام حدود شخصي و فردي هر انسان را فصل جدا شدن اين دو امر قرار داده است. يعني در حقيقت هر چيزي كه مربوط به زندگي خصوصي و فردي هر انسان باشد مختص اوست و تنها در صورتي ميتواند جنبه امر و نهي پيدا كند كه جلوه اجتماعي به خود بگيرد. اين مسئله تا آنجا از نظر خداوند مهم به شمار ميرفته كه مكرراً در آيات مختلف از جمله آيه 12 سوره حجرات ميفرمايد كه بدگمانيهاي بيمورد درباره ساير مردم گناه است تا شايد با قبيح شمردن اين عمل از انجام آن توسط مردم خودداري كند.
بهتر است براي پي بردن به اهميت زشتي فضولي جستوجويي در اين زمينه در قرآن داشته باشيم. جاسوس كلمهاي كه اصطلاح لغوي آن تنها يك بار و در آيه 12 سوره حجرات به كار رفته به معناي كسي است كه خيز يا پرشي كه در حقيقت همان تلاش است با هدف كشف بديها و نقطه ضعفهاي شخص ديگري برداشته است، به همين دليل است كه هرگونه رفتار اين فرد در رسيدن به هدف تجسس ناميده ميشود. بزرگان ديني هم در اين زمينه بسيار هشدار دادهاند. براي مثال علامه طباطبايي در تفسيرالميزان عنوان كردهاند كه منظور از عبارت تجسس مطلع شدن از رازهاي پنهاني مردم و عيبهاي آنها براي انجام دادن امور ناپسند و پنهاني از سوي جاسوس است. نتيجه اينكه تمام مفسران و بزرگان دين بالاتفاق معتقدند فضولي كردن و تجسس رفتاري است كه از سوي فاعل آن تنها براي پي بردن به نكات منفي در طرف ديگر اتفاق ميافتد و دقيقاً به همين دليل است كه عمل قبيحي شمرده ميشود.
عمل زشت، زشت است و اين يعني اگر اين فعل از طرف كودك يا بزرگسال رخ بدهد بازهم فرقي ندارد، زشت است. وقتي اسلام يك رفتار را نهي ميكند شيعه و سني ندارد. نهي شده است و بايد از آن دوري كرد. فضولي هم از اين دست رفتارهاست. اين نظر مشترك را ميشود در ميان سخن بزرگان شيعي و سني ديد. مثلاً در آثار شهيد ثاني از بزرگان مذهب تشيع آمده است:«تجسس يعني اينكه بندهاي به خودش اجازه بدهد پرده ستاريتي كه پروردگار روي فعل بنده گنهكارش كشيده را كنار بزند...» از طرف ديگر در ميان اسناد بزرگان اهل تسنن هم احاديث در اين زمينه بسيار است مثل اينكه نوشته شده پيامبراكرم(ص) فرمودند: بر دوري از تجسس و حفظ برادري توصيه ميكنم.
شايد اگر همه ما بدانيم يك رفتار ما حرام يا مكروه است بيشتر روي رفتارهايمان دقت ميكنيم. شايد من و شما تا پيش از اين نميدانستيم كه خداوند فضولي و تجسس را حرام و گناه اعلام كرده تا شايد با تأكيد از دوري كردن آن ما را با عواقب اين رفتار زشت آشنا كند. مثلاً در تفسير آيه 27 سوره نور استفاده از هرگونه آلات و ابزار جاسوسي براي ورود به مسائل خصوصي و حريم خانوادگي افراد قطعاً عملي خلاف و حرام عنوان شده است. در آيه 189 سوره بقره نيز حتي ورود بدون مجوز و مخفيانه به حريم خانه ديگري هم حرام اعلام شده تا هيچ كس نتواند با بهانه كردن ورودش به حريم ديگري در مورد رفتار او تجسس كند. حتي در پارهاي موارد اعلام شده كه اگر جاسوس بنا به سهلانگاري يا عدم اطلاع صاحبخانه اجازه ورود به حريم خانوادگي او را پيدا كرد پس از اثبات شدن نيتش يا مشاهده خطايي از سوي او صاحبخانه اين اجازه را دارد كه فضول را از منزلش بيرون كند و عذر حضورش را بخواهد.
نميدانيم كارمان فضولي است!حالا نكته اين است كه اكثر مردم فكر نميكنند كه رفتارشان فضولي است بلكه با اين توجيه كه مثلاً نگران هستيم يا قصدمان خير است در زندگي و كار ديگران دخالت ميكنند. متأسفانه اين رفتار شايع اين روزهاست كه هركس با اظهار نيت خير اقدام به تجسس و فضولي در زندگي ديگران ميكند و سپس با علني كردن رفتارش بساط نفاق و كينه را در جامعه ميچيند. اين در حالي است كه در صدر اسلام هم كه حكما با تظاهر به انجام امر به معروف و نهي از منكر اقدام به آبروريزيكردند مقامي به اسم «حسبه» در هر دستگاه اداري كشوري مشخص شد كه عهدهدار اين مقام باشد يا همان محتسب وظيفه داشت با هرگونه رفتار فضولي از روي تظاهر و با هدف كينه جلوگيري كند.
همه اينها مصاديقي بود كه براي تأييد قبيح شمردن تجسس و فضولي از منظر اسلام و از زبان قرآن اعلام كردم. نكته قابل تأمل اينكه ما مسلمانان در هيچ كجا از كتاب آسمانيمان قرآن و در هيچ سخني از بزرگان دينيمان اجازه سركشي به زندگي خصوصي و شخصي هيچ فردي را ولو خاطي نداريم حتي اگر از نظر ما اين فرد، خاطي و گناهكار باشد هم ما چنين اجازهاي نداريم.