
المپيک ميدان بزرگي است که براي موفقيت در آن بايد المپيکي فکر کرد، المپيکي تمرين کرد و المپيکي زندگي کرد، نکتهاي که گويا در تيم ملي تکواندو اهميتي به آن داده نشده و در مبارزاتي که از سه المپين تيم مردان ديديم، معلوم بود که مليپوشان از نظر رواني و بدني براي المپيک آمادگي نداشتند. همين مسئله نيز سبب شد تا بهترينهاي جهان نتوانند جنگندگي و تکنيکهايي را که همه ما از آنها سراغ داشتيم، به نمايش بگذارند. تيم ملي تکواندو در چند سال اخير موفقيتهاي خوبي در عرصه آسيايي و جهاني کسب کرد اما فراموش نکنيد که المپيک با جهاني بسيار متفاوت است.
در مسابقات جهاني نمايندگان تکواندو همه کشورها حضور دارند، اما در المپيک قهرمانان تمامي رشتههاي ورزشي در دهکده گردهم ميآيند و حتي اگر بهترين تکواندوکار هم که باشيد در بين بزرگان همه رشتهها اعتماد به نفستان را از دست ميدهيد. نفرات اعزامي دو سال براي ريو زحمت کشيدند و تنها فاکتوري که کادرفني بايد در بازيکنان ايراني تقويت ميکرد اعتماد به نفس بود. بالا بردن اعتماد به نفس و انگيزه ميتوانست به داد تکواندو ايران برسد. متأسفانه برخيها فکر ميکردند اگر بازيکنان را در قفس نگه دارند و به آنها بال و پر ندهند به هدفشان ميرسند. بدون شک دور کردن نفرات المپيکي از ليگ اشتباه بزرگي بود. حريفان به خوبي تکواندوکاران ما را آناليز کرده بودند. از طرفي نمايندگان ايران هيچ برنامهاي براي غلبه بر حريفان نداشتند، در حالي که مهدي خدابخشي استرس در چهرهاش نمايان بود، ميلاد بيگي با اعتماد به نفس بالا مبارزه کرد. همچنين فرزان عاشورزاده که مثل يک بازيکن مبتدي پا زد، چراکه هر تکواندوکار مبتدي هم ميداند در ثانيههاي آخر نبايد با حريف درگير شود. بازيکن در حقيقت ابزاري است در دست مربي و اين هنر مربي است که بايد از بازيکنان بازي بگيرد. اين مربي است که بايد در لحظات حساس تصميمات سرنوشتساز بگيرد. متأسفانه تکواندو ايران تسليم منممنمهاي برخيها شد. رئيس فدراسيون به جاي آنکه از مدتها قبل اتاق فکر تشکيل ميداد و نظرات ديگران را ميشنيد انتقادهاي سازنده را ناديده گرفت و خودسرانه تصميمگيري کرد.