پرواز بمبافكنهاي دوربرد Tu-22M به همراه جنگندههاي سوخو 34 از پايگاه هوايي نوژه همدان در روزهاي گذشته بحث و جدلهايي را به پا كرده بود. اين بحث و جدلها تا آنجا بود كه تعدادي از نمايندگان مجلس طي نامهاي به رياست مجلس خواستار توضيح شدند و بعضي هم در رسانهها دست به قلمفرسايي بردند تا توهم تاريخي روسهراسي خود را بازگو كرده باشند و به قول خود از رؤياي دست يافتن روسها به نوژه بگويند. در كنار اين دست واكنشها، موضع امريكاييها جالب توجه است كه گويا پرواز اين بمبافكنها از نوژه آنها را دچار شوك كرده است. در حالي كه دولت امريكا از بررسي نقض قطعنامه 2231 شوراي امنيت به دليل پرواز اين بمبافكنها ميگفت، چارلز كراتهامر از منظر رقابتهاي بينالملل به اين موضوع نگاه كرد و نوشت: «توازن و نظمبخشي دوباره به خاورميانه با شتاب در حال انجام است. در حالي كه ائتلاف امريكا-مصر به مدت 40 سال لنگر و پايه نظم منطقه بود، اكنون حاكميت و مالكيت مشترك روسي- ايراني در حال ديكته كردن روند تحولات منطقه است.»
كراتهامر به عنوان يك نومحافظهكار نگاه خود را بر مبناي نقد سياست خارجي باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا، تنظيم كرده و معتقد است كه با توافق هستهاي و برجام قرار بود روابط حسنه بين واشنگتن و تهران آغاز شود اما در عوض، اتحاد استراتژيك نظامي بين مسكو و تهران تحكيم يافته و روسيه با برداشته شدن تحريمها به سرعت توافقات بزرگي مثل تحويل موشكهاي زمين به هواي اس 300 را با ايران انجام داده و حالا هم «استفاده از پايگاههاي ايراني، آغازگر سطح جديدي از همكاري و نمايش مشترك قدرت است.» منظر مورد اشاره او ميتواند تا اندازهاي اغراقآميز باشد آن هم در جهت تقويت نقد عليه اوباما، اما نميتوان گفت كه به كلي عاري از واقعيت است. بايد توجه داشت كه ساخت پايگاه نوژه از اول تنها در جهت نيازهاي دفاعي داخلي نبود بلكه در سالهاي قبل از انقلاب، اين پايگاه به همراه پايگاه اينجرليك تركيه در دكترين ناتو خط مقدم دفاع از منابع نفتي خاورميانه در برابر بلوك شرق و شوروي را تشكيل ميداد كه خط دوم دفاعي به عهده پايگاه هواي اصفهان و پايگاهي در نزديكي كراچي پاكستان بود. هرچند كه عضويت تركيه در ناتو همچنان اينجرليك را در دكترين نظامي ناتو حفظ ميكرد اما انقلاب اسلامي با پاره كردن بندهاي وابستگي به غرب پايگاه نوژه را هم از دكترين ناتو آزاد كرد.
حالا با پرواز بمبافكنها و جنگندههاي روسي از نوژه همه چيز تغيير كرده و همين نيز شوك واشنگتن و نگراني افرادي مثل كراتهامر را برانگيخته چرا كه آنها به روشني ميبينند كه استفاده روسيه از نوژه نه تنها تعريف سابق از اين پايگاه هوايي را تغيير داده بلكه زمينهساز تعريف جديدي از همكاريهاي استراتژيك امنيتي- نظامي بين ايران و روسيه است. نخستين و روشنترين هدف از اين همكاريها به سوريه و وضعيت ميداني آن ارتباط دارد كه پرواز بمبافكنها و جنگندههاي روسي براي بمباران اهداف متعلق به گروههاي تروريستي در آن كشور است تا هم مسافت پرواز نسبت به پايگاههاي هوايي روسيه به ميزان دستكم 60 درصد كاهش بيابد و هم اينكه ميزان حملات و مقدار حمل مهمات به دليل كاهش اين ميزان مسافت بيشتر شود تا بر تأثير حملات آنها افزوده بشود. از اين جهت، استفاد روسيه از پايگاه هوايي نوژه ميتواند تاكتيكي و تنها در حدود زماني لازم براي حمله به گروههاي تروريستي موجود در سوريه باشد اما ميتواند ابعاد اين همكاري بيشتر از اين باشد تا معادلهاي جديد از توازن قوا را در منطقه رقم بزند. امريكا و رژيم صهيونيستي در طول سالهاي گذشته حمله نظامي به تأسيسات هستهاي ايران را به عنوان يك گزينه مطرح ميكردند اما حالا همكاري استراتژيك امنيتي- نظامي بين تهران و مسكو به خودي خود اين گزينه را تحت تأثير قرار ميدهد و باعث ميشود بازگشت به اين گزينه را بسيار دشوار بكند.
از سوي ديگر، عربستان به همراه رژيم صهيونيستي در يكي دو سال اخير سعي دارند با فتنهانگيزيهاي مختلف به نحوي زمينه تنش نظامي عليه ايران را ايجاد كنند و پاي متحدين غربي خود به خصوص امريكا را به اين تنش بكشانند، اما استفاده روسيه از نوژه و توسعه همكاريهاي امنيتي- نظامي بين ايران و روسيه پيامي به اين دست تنشآفرينيها ميدهد تا به حكام سعودي بفهماند كه بازي با آتش به آن سادگي نيست كه تصور ميكنند. در هر حال، پايگاه هوايي نوژه اكنون در نقطه كانوني همكاريهاي استراتژيك امنيتي- نظامي ايران و روسيه قرار گرفته و ابعادي منطقهاي و فرامنطقهاي به دنبال دارد تا آنجا كه ميتوان موضوع را از منظر هدف روسيه از ايجاد توازني در برابر ناتو مورد بررسي قرار داد، به نحوي كه استفاده از نوژه مؤلفههاي اتحاد غيرناتو را پيش ميبرد.