.
بالاخره چندي پيش بازبحث اجراي طرح اصلاح الگوي کشت در استان گلستان به عنوان تنها راه نجات بخش کشاورزي منطقه مطرح شد. طرحي که مسئولان استان اجراي آن را مستلزم انجام بررسي ها و مطالعات دقيق و همکاري و تلاش همه جانبه مي دانند.
***
در شرايطي که بحران آب در کشور هر روز در حال گسترش است و زندگي همه موجودات زنده به نوعي تحت تاثير اين بحران قرار گرفته است، آمارهای رسمی حاکي از اين است که بخش کشاورزی ایران بیش از 90 درصد آب کشور را مصرف می کند و بازدهی این میزان مصرف آب، تنها 30 تا 40 درصد برآورد شده است! به عبارتي، کشاورزی سهم عمده ای در دامن زدن به بحران کم آبی کشور دارد. اين در حالي است که با اصلاح الگوي کشت، تبديل کشاورزي از حالت سنتي به مکانيزه و استفاده از روش آبياري قطره اي تا حد چشمگيري مي توان از اين ميزان هدررفت در بسياري از استانها جلوگيري کرد. با اين حال اين طرح هم همچون بسياري از راهکار هاي ديگر سالها در پشت درهاي بي توجهي و بي مسئوليتي مسئولان مسکوت ماند.
اواسط دهه هشتاد برخي مسئولان استان گلستان با صراحت اعلام کردند 98درصد الگوی کشت در گرگان باید تغییر کند و با توجه به محدودیت آبی در استان، کشت برنج در منطقه باید محدود شود. طبق اظهارات محمد اسماعیل اسدی عضو هیئت علمی مرکز تحقیقات کشاورزی استان گلستان همان زمان در پيش نويس اصلاح الگوي کشت استان هم مشخص شده بود هر محصولی در چه منطقهای کشت شود، علاوه بر این، مهمترین فاکتوری که در الگوی جدید در نظر گرفته شده بود، توجه به محدودیت منابع آب بود که به همین دلیل، هیچ گونه کشت برنجی به جز در اراضی نسخ کاری که حدود 10 تا 12 هزار هکتار و در دهنه محمدآباد و زرین گل قرار داشت و از گذشته از حق آب سطحی برای کشت استفاده میکردند، برای استان در نظر گرفته نشد.
اسدي معتقد است در تهيه طرح مذکور یک نظام الگوی کشت به صورت پایدار و مبتنی بر حفظ محیط زیست و شیوههای جدید کشت در نظر گرفته شده بود، اما متاسفانه کسی عزم جدی برای عمل کردن به آن نداشت به همین دلیل این طرح روی کاغذ باقی ماند.
طرحي که اگر چند سال پيش طبق مصوباتش در استان گلستان پياده سازي مي شد امروز بخش کشاورزي اين استان با اين اتفاقات ناخوشايند دست به گريبان نبود.
ناگفته نماند همان زمان کارشناسان در بسياري از استانهاي ديگر از جمله لرستان، اصفهان، همدان و... خواستار توقف کشت محصولات آب بر از جمله هندوانه و توجه به کشت جايگزين در راستاي اصلاح الگوي کشت شدند اما اين هشدارها هم بي اثر ماند. حالا بخش کشاورزي نه تنها خود در اثر بي آبي به وضعيت بحراني رسيده بلکه سبب هدر رفت ميزان قابل توجهي از منابع آبي کشور شده است و چشم اميد همه به اراده مسئولان در اجراي طرح نجات بخش کشاورزي است.
نبود مطالعات کارشناسي حلقه مفقوده طرح
طبق نظر کارشناسان، عدم شناخت کافي در خصوص شرايط جغرافيايي منطقه و منابع آبي موجود ان از جمله عواملي است که سبب ايجاد وضعيت بحراني در بخش کشاورزي شده است. موضوعي که يكي از اعضاي هیات علمی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان آن را يکي از اجزاء مهم طرح اصلاح الگوي کشت مي داند.
بهنام کامکار دراين خصوص معتقد است: "هنگامی که از طراحی الگوی کشت صحبت میشود، نکته حائز اهمیت این است که محدوده جغرافیایی اراضی که کاربری زراعی برای آن تعریف شده، کاملا مشخص باشد و همچنین یک شناخت کامل از این حوزه وجود داشته باشد. "
ضمن اينکه کشت محصولات در مناطق مختلف غالبا بدون هيچ بررسي دقيق و اولويت بندي نيازها و بدون توجه به موقعيت جغرافيايي منطقه انجام مي شود. به عنوان نمونه در منطقه اي که سالهاست گندم کاشته مي شود هيچ مطالعه وتلاشي براي لزوم و يا عدم لزوم تداوم کشت اين محصول انجام نمي شود. کامکار در اين خصوص نيز مي گويد: هنگامی که بحث الگوی کشت در یک منطقه مطرح میشود، بسیاری از مسائل باید در آن دیده شود که از جمله آن میتوان به مسائل اجتماعی و اقتصادی اشاره کرد. به عنوان نمونه اگر الگوی کشت در منطقهای به درستی طراحی شود، بايد بتواند علاوه بررفع نياز به محصول زمينه ايجاد استغال را نيز فراهم کند. يا اگر در منطقهای مشکل کمبود آب وجود دارد باید بهرهوری سیستم، براساس عوامل محدود کننده و نه صرفا اقتصادی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد و طراحی شود.
اين استاد دانشگاه مي افزايد: "مشکل دیگر، نگاه اشتباه مدیران در حوزه تولید است، به طور مثال در برخی از کشورها اگر کشاورزی، بیش از توان زمین برداشت کند، باید مالیاتهای زیست محیطی سنگینی پرداخت کند، اما در ایران این گونه نیست."
اما متاسفانه در چند سال اخير اين موارد در کنار اجراي طرح اصلاح الگوي کاشت به رغم تمام اهميتش مغفول مانده است.
جايگزيني محصولات بدون توجه به الزامات
از جمله راهکارهاي پيشنهادي براي اصلاح الگوي کشت و رفع مشکلات بخش کشاورزي در استانهاي مختلف، ترغيب کشاورزان به توقف کشت محصولات هميشگي و جايگزيني آنها با محصولات جديد است. طرحي که به دليل عدم برخورداري از پشتوانه هاي مطالعاتي و کارشناسي در بسياري ازاستانها نه تنها دردي از کشاورزان دوا نکرده بلکه بر مشکلاتشان هم افزوده است. به عنوان نمونه در استانهاي شمالي کشور از جمله گلستان محصول سويا به عنوان کشت جایگزین شالی به کشاورزان معرفي شد اما به دليل عدم اگاهي بخشي به کشاورزان و نبود بازاريابي مناسب براي اين محصول توليدي، در نهايت کشاورزان دست خالي ماندند و به سمت کشت محصول قبلي برگشتند.
کارشناسان معتقدند براي موفقيت اجراي کشت جايگزين باید طي بررسي هايي مشخص شود اين جايگزيني برای تولید بیشتر است یا بهرهوری بیشتر به ازای واحد آب ، یا رفع آلودگی خاک ، یا برای افزایش حاصلخیزی خاک و يا سوداوري بيشتر کشاورزان.
علاوه بر عدم بررسي کارشناسانه و جايگزيني محصولي متناسب با جغرافيا و منابع موجود منطقه ،عدم برخورداري محصولات جايگزين از پوشش بيمه اي نيز يکي ديگر از مشکلات اجراي اين طرح محسوب مي شود.
هنگامی که محصولی برای اولین بار وارد الگوی کشت میشود، مطمئنا با خطرپذیری همراه است، با اين وجود طبق اظهارات کامکارمحصولات جايگزين از پشتوانه بيمه اي برخوردار نيستند و همين مسئله خود مانعي براي تن دادن به کشت جايگزين است.