«موضوع اين است که مسئله هستهاي در انتهاي ليست خواستههاي امريکا از ايران بود، و آنها چيزهايي بسيار فراتر از آن را از ما ميخواهند. بدين ترتيب با توجه به نشانههاي بدي که مبني بر استيصال فرستاديم، بايد منتظر مجموعه بسيار عظيمي از تحريمها باشيم.» اين هشداري بود که محمدجواد لاريجاني روز گذشته در گفتوگو با خبرگزاري تسنيم داده بود. اين هشدار آنجايي به عنوان يک زنگ خطر براي کشورمان محسوب ميشود که از زبان فردي بيان شده که دبير ستاد حقوق بشر قوه قضائيه است و از نزديک با چالشهايي که غربيها در موضوع حقوق بشر براي کشورمان ايجاد ميکنند، دسته و پنجه نرم ميکند. نقطهاي که با بسته شدن پرونده هستهاي کشورمان و به سرانجام رسيدن برجام، همواره به عنوان محلي براي فشار و اعمال تحريمهاي تازه عليه کشورمان بوده است. اين درست پيشبينياي بود که از همان روزهاي نخست امضاي برجام در ميان نخبگان علم سياست دهان به دهان ميگشت و در حالي که بسياري امضاي برجام را پايان خصومتهاي امريکا و ايران ميپنداشتند، اين نخبگان از ادامه دشمنيهاي جديد امريکا و تمديد تحريمها با بهانههاي جديد سخن به ميان ميآوردند.
2 حوزه دشمني با ايراناما هماکنون با بسته شدن پرونده فعاليتهاي صلحآميز هستهاي ايران، سه حوزه اصلي براي تمديد فشارها عليه جمهوري اسلامي ايران وجود دارد.
حوزه نخست، موشکهاي ايراني: موضوع توانمنديهاي دفاعي کشورمان و به خصوص توانمنديهاي موشکي ايران است. در اين حوزه پس از امضاي سند برجام، قطعنامه 2231 شوراي امنيت به تصويب رسيد که در آن پيرامون محدود كردن توان موشكي كشورمان اشارههايي صورت گرفته بود. بر اين اساس، در ضميمه B اين قطعنامه، ذيل فصل هفتم منشور ملل متحد محدوديتهايي را بر صنايع موشكي ايران اعمال كرده است. در بند 3 ضميمه B از ايران خواسته شده است تا هشت سال پس از پذيرش برجام، دست به هيچ فعاليتي مرتبط با موشكهاي بالستيك طراحي شده براي داشتن قابليت حمل كلاهك هستهاي، از جمله شليك موشك با استفاده از تكنولوژي اين دست موشكهاي بالستيك نزند. اين تأکيدات در حالي صورت گرفت که وزارت خارجه كشورمان طي بيانيهاي تأكيد كرد كه «توانمنديهاي نظامي ايران از جمله موشكهاي بالستيك، منحصراً براي دفاع مشروع هستند. اين تجهيزات براي قابليت حمل سلاحهاي هستهاي طراحي نشدهاند و بنابراين، خارج از حيطه يا صلاحيت قطعنامه شوراي امنيت و پيوستهاي آن هستند.» گرچه اين تأکيد وزارت امورخارجه ايران، مورد توجه ايالات متحده قرار نگرفت و ايالات متحده پس از تصويب اين قطعنامه و در اقدامي خصمانه عليه کشورمان، تحريمهايي جديد عليه برنامه موشكهاي دوربرد ايران اعمال و بر اساس آن ۱۲ شركت و فرد در فهرست تحريمهاي جديد قرار ميگيرند.
حوزه دوم، حقوق بشر: بر اين اساس طرح موضوعات حقوق بشري حربهاي به نسبت قديمي است كه از سوي كشورهاي غربي به طور معمول عليه كشورهاي مستقل استفاده ميشود تا از اين طريق به خواستهاي خود دست پيدا كنند، خواستهايي كه از طريق تخريب چهره يك كشور، عاملي براي ايجاد اجماع جهاني عليه آن ميشود. در خصوص کشورمان نيز اين موضوع در حال اجراست و مدتهاست که تحركات متنوعي در حوزه حقوق بشر در بلوك غرب اجرا ميشود. نمونه بارز اين اقدامات سفر فدريکا موگريني مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا به ايران و انجام برخي گفتوگوها پيرامون حقوق بشر با مقامات کشورمان بود. اين در حالي بود که پيش از سفر موگريني به ايران، برخي نمايندگان پارلمان اروپا به وي نامه نوشتند و از او خواستند توجه بيشتري به امور حقوق بشري در ديدارها و مذاکرات با مقامات ايراني به خرج دهد. اين درخواست در حالي بود که اتحاديه اروپا پيشتر هم در بيانيهاي مغرضانه از آنچه نقض فاحش حقوق بشر در ايران خوانده بود، انتقاد کرده و برخي از NGOهاي وابسته به دستگاههاي جاسوسي غرب نيز با پيوستن به اين روند، در مسير هموارسازي شرايط به نفع موگريني حرکت کرده بودند و از او خواستهاند که محور مهم برنامه سفر خود به ايران را به حوزه حقوق بشر اختصاص دهد.
حوزه سوم، تروريسم: در اين خصوص نيز به دليل حمايت ايران از جبهه مقاومت، غربيها تلاش ميکنند ايران را يکي از حاميان آنچه خود تروريسم مينامند، معرفي کنند. روند تروريست جلوه دادن جمهوري اسلامي در حالي به عنوان يك دستورالعمل، توسط امريكاييها دنبال ميشود كه هر ساله وزارت امور خارجه اين کشور، گزارش مربوط به فعاليتهاي گروههاي تروريستي را منتشر ميکند و همه ساله نام ايران به بهانه حمايت از گروههايي همچون حزبالله لبنان و حماس، در رده نخست کشورهاي حامي تروريست قرار ميگيرد. اين در حالي است که امريکاييها هرگز در گزارش خود به اقدامات و فعاليتهاي تروريستي همپيمانان خود نظير رژيم صهيونيستي و عربستان سعودي که شعلههاي جنگ را در منطقه خاورميانه ميافروزند، اشارهاي نميکند.
تأکيدات رهبري و احتمال آتش زدن برجامتمامي اين روند در حالي اتفاق ميافتد كه دولت حساب ويژهاي روي اجراي برجام به منظور رفع مشكلات كشور و پيروزي در انتخابات پيش رو باز كرده است. در همين حال رهبر معظم انقلاب نيز در نامهاي كه به منظور تأييد مشروط اجراي برجام به دولت نوشتند، تأكيد كردند: «در سراسر دوره هشت ساله، وضع هرگونه تحريم در هر سطح و به هر بهانهاي (از جمله بهانههاي تكراري و خودساخته تروريسم و حقوق بشر) توسط هر يك از كشورهاي طرف مذاكرات، نقض برجام محسوب خواهد شد و دولت موظف است طبق بند ۳ مصوبه مجلس، اقدامهاي لازم را انجام دهد و فعاليتهاي برجام را متوقف كند.»
حال بايد منتظر ماند و ديد كه آيا با به ثمر نشستن تحرکات غربي پيرامون فشار به ايران و ادامه تحريمها، آيا باز هم دولت با بهانهاي جديد توقف برجام را به تعويق خواهد انداخت يا با اقدامي انقلابي اجراي برجام را به منظور رسيدن به نتيجهاي مطلوب متوقف ميکند؟