متأسفانه قبل از المپيك انتظارات برخلاف پتانسيلي كه دووميداني ايران داشت بالا رفت، اين در حالي است كه سطح توقعمان از ورزشكاراني كه به المپيك ميفرستيم با واقعيت بايد همخواني داشته باشد. تا اينجاي كار به غير از حدادي كه انتظار بيشتري از او ميرفت، بقيه المپيكيهاي دووميداني نتيجه ضعيفي نگرفتهاند و با توجه به امكاناتي كه به آنها دادهايم، بايد از آنها توقع كسب نتيجه داشته باشيم.
وقتي براي برنامهريزي فدراسيون دووميداني در مرحله كسب سهميه متوقف ميشود و برنامهاي براي درخشش دووميدانيكاران در المپيك ريخته نميشود، نتيجه به دست آمده امروز نبايد با انتقاد و هجمه روبهرو شود. به عبارتي ديگر وقتي المپيكي شدن بالاترين آرزوي يك ورزشكار محسوب ميشود، نبايد انتظار داشته باشيم كه اين ورزشكار در المپيك بتواند فراتر از هدفي كه داشته نتيجه بگيرد و همانقدر كه به ورزشكارانمان امكانات دادهايم، بايد انتظار داشته باشيم. ليلا رجبي در حالي به المپيك رفت كه در تهران بدون مربي و در كنار همسرش تمرين ميكرد و حتي حقوق ماهيانهاش هم چند ماه عقب افتاده است اما آنسو رقيبان رجبي، حرفهاي تمرين كردهاند، حرفهاي زندگي كردهاند و افرادي براي آنها حرفهاي فكر كردهاند و برنامه ريختهاند.
به همين خاطر از رجبي در المپيك هيچ انتظاري نبايد داشت و همين كه به عنوان يك بانوي ايراني توانسته سهميه كسب كند، كار بزرگي انجام داده است. ارزنده و صميمي هم همينطور، آنها هم سه يا چهار ماه بيشتر حمايت نشدند و زورآوند در پيادهروي با هزينه شخصي توانست سهميه بگيرد و همين صرف حضورش قابل تقدير است. برنامهريزي مقطعي ما براي المپيك، در شرايطي است كه براي درخشش در اين مسابقات بايد برنامه بلندمدت چهار ساله وجود داشته باشد. البته دووميداني در چند المپيك اخير پيشرفت داشته و رشتهاي كه تا چند سال پيش با وايلد كارت در المپيك حاضر ميشد، حالا توانسته 10 سهميه A المپيك به دست بياورد و اين نشان از كار فوقالعاده دووميدانيكاران دارد. معتقدم كه براي اينكه بتوانيم بهتر در المپيك نتيجه بگيريم بايد همزمان با بالا بردن انتظاراتمان، امكانات كافي هم در اختيار ورزشكار قرار دهيم و آن وقت است كه ميتوانيم درباره نتيجهاي كه يك دو وميداني كار در المپيك ميگيرد، اظهارنظر كنيم.