«اکسیر» در روزگاری به روی آنتن شبکه سوم رفت که
فقدان برنامه سلامت محور، با ادبیات جدید سبک زندگی روز در رسانه ملی احساس میشد.
در ابتدا، تزلزل شاخصههای کیفی بسیاری داشت که در لوای بازگشت دوباره «فرزاد
حسنی» به تلویزیون، چندان حساسیتی را بر نمیانگیخت اما در ادامه و با جا افتادن
آیتمهای متعدد برنامه، «اکسیر» توانست مسیر درست خود را پیدا کرده و اکنون پس از
14 قسمت از پخش، بتواند به یکی از جریان سازترین برنامههای حوزه سلامت تلویزیون
تبدیل شود. گرچه تنوع آیتمها و خلاقیتهای پیدا و پنهان به کار رفته در آن، نشان
از پتانسیل بالا و امکان جا افتادن بیشتر آن دارد که افق مطلوبتری را برای قسمتهای
بعدی این برنامه نشان میدهد.
یکی از این خلاقیتهای تدریجی که مورد توجه مخاطبان نیز قرار گرفته،
دعوت از یک چهره سرشناس مرتبط با موضوع هر قسمت است. طبیعتاً این ابتکار سبب بیشتر
شناخته شدن ابعاد آن نارسایی میشود. البته مشی خودمانی بودن گفتوگو نیز به غلظت
محبوبیت و مردمی بودن آن میافزاید اما واقعاً احساس میشود که روند گفتوگوها
باید کمی خاصتر شود به طوری که اطلاعاتی که در قالب گفتوگو به مردم داده میشود،
ملکه ذهن آنها شود چون مطمئناً اطلاعاتی که از گفتوگو با یک هنرمند به مردم
انتقال داده میشود، به نسبت اطلاعاتی که از زبان یک پزشک گفته میشود، رسوخ و
رسوب بیشتری در ذهن مردم خواهد داشت. مطمئناً
سخنانی که از زبان هنرمند میهمان بیرون میآید، بازنشر بیشتری در مطبوعات و
خبرگزاریها خواهد داشت و مردم بیشتری آن را مطالعه میکنند که موجب نهادینه شدن
سیاست اطلاعرسانی درست شده و سبک زندگی سالم را ترویج میکند.
البته مهندسی گفتوگوها، به نسبت قسمتهای نخست برنامه، دقیقتر شده
که نتیجه همان جا افتادن تدریجی است. حالا باید به موازات فرم، محتوا نیز دچار
دگردیسی اندکی شود. درست مانند روال اجرای حسنی که در ابتدا به دلیل دور بودن چند
ساله از تلویزیون، با همان صراحت سالیان گذشته به اجرای برنامه میپرداخت که مورد
هجمه مردم عصر جدید قرار گرفت و پس از آن، حسنی با هوشمندی بهتری، سبک اجرای خود
را تغییر داد و توانست سلایق مختلف مردمی را بدون برانگیختن حاشیهای، در نظر گیرد.
«اکسیر» تازه در ابتدای راهی طولانی قرار دارد. گرایش ناخواسته مردم به
سبک زندگیهای جدید، نارساییهای جسمانی خودآگاه و ناخودآگاهی را در طیف بسیاری از
آنها به وجود آورده که در اغلب این نارساییها، بیاطلاعی یا کم اطلاعی مردم از
آن، سبب تشدید و بروز اتفاقات ناگوار میشود. طبیعتاً اگر بیان «اکسیر» به مانند
برنامههای پرتعداد قبلی خود، شکل موعظهآمیز داشت، حتی با «فرزاد حسنی» نیز به
نتیجه نمیرسید اما این برنامه، قالب نمایشی و دعوت از چهرههای سرشناس و استفاده
از ادبیات عامیانه را برای انتقال مفاهیم خود در نظر گرفت که کارگر افتاده است. هر
چند قالبهای اکسیر درست و کارکردی هستند اما به نظر میرسد محتوا نیازمند مهندسی
بیشتر است که بخش عمدهای از آن در ارتباط با مخاطب و دریافت نقاط ضعف و قوت از
سوی آنها محقق خواهد شد. بنابراین کاستیهای محتوایی «اکسیر» در عین ارزشمندی و
خلاقیت بسیار خوبش، اجتنابناپذیر بوده و به مانند هر برنامه روتین و مردمی، در
آینده با گرفتن نظرات مردمی و عملیاتی کردن آن به بهترین وجه، محقق خواهد گشت تا
این برنامه، همچنان در مسیر موفقیت نسبی قرار گرفته و دغدغههای خود در حوزه بشدت
حیاتی ترویج سبک زندگی سالم را در سطح کلانی از جامعه پیاده کند.