
اين در حالي است كه براي شكستن طلسم صعود به المپيك، بايد از الان كه چهار سال تا المپيك بعدي باقي مانده كار تيم اميد آغاز شود اما هيچگاه فدراسيون فوتبال براي تيم ملي اميد برنامه بلندمدتي نداشته است و هميشه در آستانه شروع مسابقات انتخابي ملي الميپک، کادر فني تيم ملي معرفي ميشود. اين شيوه هميشگي ما بوده و هميشه در آخرين لحظات کادرفني تيم ملي اميد را انتخاب ميکنيم. ما در طول تاريخ اين روند را تکرار کردهايم و معمولاً چند هفته مانده به شروع مسابقات تيم ملي اميد يک انتخاب غلط صورت ميگيرد. بايد براي اين رده سني انتخاب و سرمايهگذاري مناسبي صورت بگيرد. فدراسيون فوتبال ايران هيچگاه برنامهريزي مناسب و اصولي درباره تيم ملي اميد نداشته و نتايج ضعيف ما به خاطر اين است که آيندهنگر نيستيم و هميشه زمان را از دست ميدهيم و در انتها هم با يک انتخاب ناشيانه تيم ملي از حضور در المپيک باز ميماند.
اين روش در همه کشورها منسوخ شده و تيمهايي مانند قطر و امارات هم براي تيمهاي ملي ردههاي پايه خود برنامهريزي ميکنند. به همين دليل ما در اکثر پايهها رده ضعيف هستيم و اگر استعداد ذاتي بازيکنان ايراني نبود در تيم ملي بزرگسالان هم به مشکل ميخورديم. بايد برنامهريزي بهتري براي تيم ملي انجام شود. تيمهاي باشگاهي هم به ردههاي پايه بيتوجه هستند و بايد سلسله مراتب در باشگاهها رعايت شود. اگر اين اتفاق ميافتاد الان دو، سه تيم ملي بسيار خوب داشتيم. هيچگاه نگاه ويژهاي به تيم ملي وجود نداشته و گهگاه رسانهها به تيم ملي اميد ميپردازند که آن هم مقطعي است. از ديگر مشکلات ما انتخابهاي عجولانه است که در اين ميان رابطهها هم بيتأثير نيستند. قطعاً انتخابهاي سفارشي نتيجه نميگيرند. مربي که چند سال بيکار بوده را براي تيم ملي انتخاب ميکنند يا مربي که با کميته ملي المپيک رابطه خوبي داشته باشد سرمربي تيم ملي اميد ميشود و وقتي هم اين تيم موفق نميشود ميگويند که مربي مقصر نبوده و در جاي ديگري به آن مربي سمت ميدهند و در نتيجه وضعيت فوتبال ما اين چنين خواهد بود.