پاسخهای این سؤالات
نهفقط در شعارهای عدالتمحور برنی سندرز، بلکه در عملکرد مالی کمپین او و
ادبیات سیاسی منحصربهفردش قابل ردگیریاند. برنی سندرز با یادآوری میزان
تأثیر پول بر سیاست در آمریکا، همزمان با طرح خواستههای چپگرایانه برای
افزایش حمایتهای مالی دولت از شهروندان، موفق شد پای گروههای تازهای را
به مبارزات انتخاباتی باز کند و این گروه هواداران هستند که عملا موجب
شدهاند تا بودونبود سندرز در ادامه این انتخابات اهمیت پیدا کند.
مسئله
انتقاد از نقش پول در سیاست در آمریکا، موضوعی نیست که با برنی سندرز شروع
شده باشد. طرحهای بیشمار کنگره و اصلاحات بسیاری که در دهههای اخیر یکی
پس از دیگری تصویب شدهاند (و البته محدودیتهایی که گاه این طرحها
برقرار کردهاند)، نشان میدهد مسئله پول در مبارزات انتخاباتی، دغدغهای
جدی برای سیاستمداران آمریکایی است. در کنار این مسئله، استدلال نامزدهایی
مانند هیلاری کلینتون هم در پیچیدهکردن اوضاع بیتأثیر نیست. کلینتون و
گروهی از سیاستمداران ردهبالای حزب دموکرات میگویند تا روزی که قوانین
بازی تغییر نکردهاند، باید به همین قواعد تن داد تا در رقابت پیروز شد.
بههمیندلیل
هم حزب دموکرات برای کمکگرفتن از سرمایهداران ابایی ندارد و درعمل،
کمپین نامزدی مانند هیلاری کلینتون به یکی از اصلیترین کمپینها تبدیل شده
که از کمکهای بدون محدودیت، به شکل غیرمستقیم بهره میبرد. در مقابل برنی
سندرز نهفقط از کمکهای بدون محدودیت استفاده نکرد، بلکه موفق شد در
جمعآوری کمکهای مردمی برای تبلیغات سیاسی، پولدارترین کمپین این
انتخابات را راه بیندازد.












