در طول 37 سال گذشته و از زمان پيروزي انقلاب اسلامي تلاش امريكاييها براي ايجاد كانالهاي ارتباطي با ايران، به خصوص در حوزه مسائل منطقه همواره زبانزد ناظران سياست خارجي بوده است. در تمامي موارد نيز اين امريكاييها بودهاند كه براي بهبود جايگاه خود در منطقه به دنبال مذاكره با ايران بودهاند.
از سوي ديگر ايران به دليل بياعتمادي به ماهيت سياست خارجي امريكا هيچگاه به دنبال برقراري رابطه با اين كشور نبوده است و اتفاقاً مقابله با برنامههاي امريكا در منطقه را سرلوحه تلاشهاي منطقهاي خود قرار داده است.
با اين حال در مواردي محدود و به منظور حل برخي مشكلات كه اتفاقاً گريبانگير مردم منطقه نيز شده بود، تعاملاتي به صورت محدود با امريكا صورت گرفته كه در اغلب موارد نيز در آنها بدعهدي امريكاييها روشن شده است.
قضيه مك فارلين از نگاهي ديگر شايد يكي از مهمترين تجربيات ايران كه بدعهدي امريكاييها را اثبات كرده است، قضيه مك فارلين در اوج جنگ ايران و عراق و تلاش امريكا براي آزادسازي گروگانهاي خود در لبنان بود. در اين ميان و با همكاري برخي طرفها مذاكراتي بين ايران و امريكا براي آزادي گروگانهاي امريكايي در لبنان و تحويل برخي تسليحات به ايران آغاز شد. با اين حال امريكاييها به سرعت اين مسئله را تبديل به دستاويزي براي برقراري ارتباط بين ايران و امريكا در تمامي زمينهها كردهاند. بعدها در گزارشي كه كميسيون تاور متشكل از برخي نمايندگان كنگره در اين باره منتشر كرد، اين نكته اعلام شد كه امريكاييها به دنبال اين بودند با ايجاد برخي كانالهاي سياسي، تأثيرگذاري خود را بر آينده نظام جمهوري اسلامي افزايش دهند.
در همين باره نيز مذاكراتي با برخي طرفهاي ايراني در كنار بحث آزادي گروگانها آغاز شد، اما در اين ميان سفر شخص مك فارلين به ايران با گذرنامه ايرلندي همه چيز را عوض كرد. مك فارلين در ايران با يك كيك به شكل كليد و يك كلت كمري به دنبال مذاكره با مقامات بلندپايه ايراني بود، اما در نهايت هيچ چيز در تهران به دست مقامات امريكايي نرسيد.
امريكاييها دست از پا درازتر و بدون هيچ دستاورد خاصي به واشنگتن بازگشتند و چندين ماه بعد، انتشار خبري در يك هفتهنامه لبناني همه چيز را بر ملا كرد. مسئلهاي كه رونالد ريگان، رئيسجمهور امريكا را تا مرز بركناري پيش برد و از سوي ديگر در تهران نيز مقامات ايراني به دستور شخص حضرت امام به افشاي اسناد حركت امريكاييها در اين باره پرداختند. نكته جالب در اين ميان اين بود كه امريكاييها در قبال آزادسازي گروگانها به تعهدات خود عمل نكردهاند و برخي از جنگافزارهايي كه قرار بود در اختيار ايران قرار بگيرد، هيچگاه به تهران فرستاده نشد. البته بماند كه امريكاييها در قبال تحويل جنگافزارها نيز تمام مبلغ آن را از ايران دريافت كردند.
تجربه افغانستان در مقابل ايران يكي ديگر از مقاطع تاريخي كه شايد اوج بياعتمادي و دنائت امريكاييها را در قبال ايران نشان دهد، مذاكرات ايران و امريكا بر سر افغانستان و وقايع پس از آن بود. مذاكره ايران و امريكا بر سر افغانستان بنا به چند دليل كلي صورت گرفت كه از آن جمله ميتوان به ايجاد آرامش و امنيت در يك كشور ناامن در همسايگي شرقي و همچنين مبارزه با كشت مواد مخدر در افغانستان اشاره كرد كه سبب ناآرامي در مرزهاي شرقي ايران شده بود و ايران نيز به دنبال اين بود كه با سقوط طالبان زمينه ايجاد يك دولت مستقر و قدرتمند در افغانستان فراهم شود. از همين رو مذاكراتي بين دو طرف براي بهبود اوضاع در افغانستان آغاز شد. اما با كمال تأسف چند روز بعد از همكاري ايران در حل بحران افغانستان، جورج بوش، رئيسجمهور امريكا ايران را به عنوان محور شرارت در جهان اعلام كرد و همه زحمات و همكاريهايي كه جمهوري اسلامي ايران جهت بيرون آمدن امريكا از باتلاق افغانستان به كار بسته بود مورد بيمهري قرار گرفت. در همين حال، اتهامات جديد امريكا عليه ايران آغاز گرديد و اين ماجراجوييها به جايي رسيد كه رئيسجمهور امريكا ايران را تهديد به حمله نظامي كرد و اقدامات ديگري نظير تحريمهاي اقتصادي در برابر ملت ايران انجام داد موضوع ديگري كه در جريان اتهامات امريكا عليه ايران مطرح ميشود، قضيه هستهاي جمهوري اسلامي ايران است كه امريكا به همراه چند كشور متحد اروپايي خود در صدد بزرگنمايي اين فناوري و تكنولوژي علمي است كه در نتيجه ماجراجوييهايي اين كشورها، پرونده هستهاي ايران به شوراي امنيت رفته و براي اينكه ايران را از حق مسلم خود در زمينه فناوري هستهاي محروم سازند چند قطعنامه نيز در همين زمينه در شوراي امنيت عليه ايران صادر شد. اين مسئله نيز به عنوان يك خاطره تلخ در ذهن سياستمداران ايراني باقي ماند.
مباحث گسترده بين ايران و امريكاجديدترين پرده از ادعاي مذاكره بين ايران و امريكا سخناني بود كه رئيس سازمان سيا در مجتمع امنيتي اسپين بيان كرد كه البته بازتاب بسيار گستردهاي در بين تحليلگران و صاحبنظران داشت.
رئيس سازمان سيا با اشاره به مسائل مورد نظر در برجام گفت: هنوز مباحث بسياري بين دولت ايران و دولت امريكا درباره تعدادي از مسائل باقيمانده در جريان است، شامل اينكه چگونه سيستم مالي بينالمللي قادر خواهد بود به ايراني كه با تحريم كمتري رويارو است، واكنش نشان دهد. بنابراين، گفتوگويي وجود دارد. ايرانيها ناراحتيهايي دارند، اما فكر ميكنم تاكنون پايبندي به توافق خوب بوده است. اعتقاد دارم كه مسائل به آرامي اما در جهتي مثبت حركت ميكنند.
اين سخنان رئيس سازمان سيا به خوبي نشان ميدهد كه امريكاييها تا چه ميزان علاقهمند هستند تا مباحث خود را از برجام به ساير مسائل خود بين ايران و امريكا بسط و گسترش دهند و حتي در اين زمينه به صراحت پيشنهادهايي نيز مطرح كردهاند. از جمله اين پيشنهادها نامه باراك اوباما به مقام معظم رهبري بود كه به صراحت در آن از ضرورت همكاري براي حل مسائل منطقه سخن گفته شده بود.
مذاكره در مسائل منطقهاي همانند سم استبا وجود اين موضعگيري ايران در قبال مسائل موجود كاملاً روشن بود. شايد دلايل فراواني وجود داشته باشد كه ايران به بدعهدي امريكاييها ايمان داشته باشد، اما شايد مهمترين آن برجام باشد كه همچنان در مرحله اجرا بوده و به نتيجه قطعي نيز نرسيده است. ايران تمام تعهدات خود را انجام داده است، اما طرف مقابل به هيچ عنوان در خصوص لغو تحريمها به تعهدات خود پايبند نبوده است. با وجود اين و با اين سابقه تاريك هرگونه مذاكره بين ايران و امريكا بيمعناست و اين مسئلهاي بوده كه به وسيله عاليرتبهترين مقام نظام هم مورد تأييد قرار گرفته است. در ديدار اخير با اقشار مختلف مردم بود كه رهبري با اشاره به اين مسئله تصريح كردند: حدود دو سال پيش گفتيم ملت بهعنوان يك تجربه به مذاكرات هستهاي نگاه خواهد كرد تا ببيند امريكاييها در عمل چه كار خواهند كرد و حالا مشخص شده كه آنها برخلاف وعدههاي خود، همچنان به توطئه و تخريب مشغولند. آنها ميگويند بياييد در مسائل منطقه هم مذاكره كنيم، اما تجربه برجام به ما ميگويد اين كار سمي مهلك است و در هيچ مسئلهاي نميتوان به حرفهاي امريكاييها اعتماد كرد.
اگر دشمن انسان، حداقل به حرفش پايبند باشد، ميشود در برخي موارد با او گفتوگو كرد، اما اگر مثل امريكاييها، نابكار باشد و برخلاف لبخند ظاهري، از نقض عهد ابايي نداشته باشد، نميتوان و نبايد با او مذاكره كرد و اين واقعيت، علت مخالفت مستمر بنده با مذاكره با امريكاييهاست. در چنين شرايطي است كه بايد به سخنان امريكاييها با شك فراوان نگريست كه از وجود مبادلات گسترده بين ايران و امريكا سخن ميگويند. امريكاييها به دنبال حل مسائل خود در منطقه هستند و در اين ميان به ياري ايران نيازمندند، اما سؤال اينجاست كه آيا امريكاييها به عهد خود پايبند خواهند بود. اين نكتهاي است كه تجربه برجام در مقابل ما گذاشته است.