
نشريه دانشجويي زبان گوياي دانشجوي دغدغهمند است؛ زباني سرخ كه بعضاً سر سبز را هم بر باد ميدهد. اما دانشگاه و دانشجو تاكنون بدون اين زبان صبحي را شب و شبي را صبح نكرده است. نشريات دانشجويي مانند رگي پرخون به دانشگاه شور و نشاط ميبخشند، در عين حال همين نشريات با مسئله بحران مخاطب، ناتواني در برقراري ارتباط با لايههاي مختلف دانشجويي و ايجاد تحرك در ميان آنان رنج ميبرند. ريشه اين مسائل مهم كه زمينهساز انفعال جدي نشريات ميشود را ميتوان اينگونه برشمرد:
هضم در تار و پود غولهابر شانههاي غولها ايستادن جملهاي است كه در عالم علم به نيوتن نسبت ميدهند. او ميگويد ما اين شانس را داريم كه بر شانه غولها بايستيم، اينطور ميتوانيم بر علم و دانش و توانايي خود بيفزاييم. (نقل به مضمون البته!) ما بر شانه غولها ميايستيم تا افق ديدمان وسيعتر شود و جهتها را بهتر بيابيم و اين يك فرصت استثنايي است كه هر فردي بايد از آن بهره ببرد. اولين نكتهاي كه ميتوان در خصوص نشريات دانشجويي بيان كرد نوع ارتباط آنها با غولهاي ملي رسانه است! بديهي است كه نشريه دانشجويي براي آموختن بايد از پيشكسوتها و استخواندارهاي ميدان بياموزد و بر شانههايشان بايستد. اما دقت كلي به فضاي نشريات دانشجويي هضم و حل شدن آنها در تار و پود غولها و تكرار بيواسطه كلمات، دغدغهها و مطالب آنها را آشكار ميكند. در حقيقت نشريات دانشجويي امروزه به تريبون مجلات، سايتها، روزنامهها و ديدگاههاي روزنامه نگاران و فعالان جناحهاي مختلف فكري و سياسي بدل شده است. اين اتفاق زمينه دوري مخاطب عام دانشگاهي و تنگتر شدن حلقه مخاطبان خاصي كه خود از فعالان عرصههاي سياسي، فرهنگي و اجتماعي دانشگاه هستند را فراهم ميآورد. مهمترين تبعات اين اتفاق در نشريات دانشجويي را ميتوان در چند دسته خلاصه كرد:
نشريات كپي پيست
فقر نشريات دانشجويي در زمينه نويسنده، تحليلگر، خبرنگار و تبديل شدن اين نشريات به تريبون رسانههاي ملي، به عميقتر شدن معضل «كپي پيست» در نشريات منجر شده است. اين نهضت با فراگيرتر شدن استفاده از اينترنت، شبكههاي مجازي تلفن همراه هر لحظه در حال بزرگتر شدن است و نشريات دانشجويي را از رسالت مهم و حقيقي خود كه رصد دقيق دانشگاه و محيط اطراف خود است دور ميكند.
كليگوييهاي شعاريبا غوطهور شدن در مطالب رسانههاي ملي و مطالعه روزنامهوار و بولتن وار در خصوص مسائل مختلف، دانشجو به ديد عميقي از مسائل دست نيافته و با فهم كلياتي خام كه متأثر از فضاي خاص ژورناليسم است سعي در تحليل مسائل كرده و به انتشار كلياتي ناپخته و شعاري بسنده ميكند. البته پيش و بيش از اين تلاش در نتيجه معضل كپي پيست به انتشار مطالب سايتها و مجلات مبادرت ميورزد.
تربيت نويسنده، تحليلگر و روزنامهنگار در دل دانشگاه با ديد مستقل، كه رسانههاي ملي را جهت درك عميقتر و يافتن ديد تحليلي مطالعه و رصد ميكند تا دريافت خود را عميقتر كند، ميتواند به حل اين معضل كمك كند. طرح ديدگاههاي بومي و مستقل دانشجويي زمينهساز جذب مخاطب خواهد شد. استفاده از ظرفيت اساتيد دانشگاه براي ارائه تحليلهاي خود در خصوص مسائل كلان ملي راهحل ديگر اين مسئله است. با ورود اساتيد به عرصه نشريات دانشجويي، دانشجويان دانشگاه با ديدگاههاي كساني كه از نزديك آنها را ميشناسند به واسطه نشريه دانشگاه خود مواجه ميشوند، اين اتفاق هم بسترساز طرح ديدگاههاي متنوعتر در حوزههاي مختلف ميشود و هم زمينهساز جذب مخاطبي كه به واسطه اسامي و نامهاي آشنا ميان خود و نشريه دانشگاهش احساس پيوند و نزديكي بيشتري ميكند.
بيتوجهي به محيط دانشگاه خود
در حال حاضر ميتوان بيتوجهي نشريات دانشجويي به مسائل پيراموني دانشگاه خود را مسئله مهم ديگري دانست كه قابل تأمل است. نشريات دانشجويي صرفاً به طرح مسائل كلاني ميپردازند كه در ظاهر نسبت چنداني با دانشگاه محل تحصيلشان ندارد. اين اتفاق زمينه جذب حداكثري مخاطب را از بين برده و تنها عده معدودي را به نشريه جذب كرده و نشريه را با بحران مخاطب مواجه ميكند. نشريه براي حل اين مسئله بايد بتواند با ايجاد توازن ميان مطالبات ملي و مطالبات بومي دانشگاهي زمينه طرح مسائل دانشگاه و مطالبهگري بومي را فراهم آورده تا جذب مخاطب خاكستري بيتوجه به مسائل عمده سياسي و فرهنگي به نشريه ممكن شود. تربيت خبرنگار دانشگاهي جهت رصد مسائل مختلف دانشگاه، شناسايي مطالبات دانشجويان و استفاده از ظرفيت عموم دانشجويان براي طرح ديدگاههاي مختلف ميتواند به پوياتر شدن نشريه كمك كند.
ناتواني در تربيت نيرو
ضعف نيروهاي فعال در نشريات و بيتوجهي به مسئله مهم تربيت نيروي كارا براي اداره يك نشريه دانشجويي موفق ديگر مسئله اين عرصه است. تشكيل ساختار مناسب براي تربيت نيروها و توجه به اين امر مهم ميتواند راهگشا باشد.
انتشار مقطعي نشريههويت نشريه در انتشار مستمر و مداوم است كه تثبيت ميشود، نكتهاي كه در نشريات دانشجويي به شدت مورد غفلت واقع ميشود. در حقيقت عمر كوتاه و انتشار كوتاه مدت نشريه معضلي است كه دامنگير اكثر نشريات دانشجويي شده است. ريشه اين مسئله را ميتوان در ضعف و كمبود نيروها و راهحل آن را در تقويت كيفي و كمي نيروهاي دانشجويي جست.
در پايانهر نشريه دانشجويي بايد بتواند آينه تمام نماي دانشگاه، استان و كشور خود باشد. توجه به اولويتهاي اساسي ملي، منطقهاي و دانشگاهي و پرداختن به اين اولويتها از پشت عينك دانشجويي كه در حال تحصيل در دانشگاه مشخصي است با عنوان و وضعيت مشخص، ميتواند به تقويت فضاي رسانهاي دانشجويي در سراسر كشور كمك كرده و زمينهساز تعامل پويا ميان نشريات دانشگاههاي مختلف شود. در اين صورت است كه نشريه هر دانشگاه ميتواند با حفظ هويت مستقل خود به گونهاي منتشر شود كه اگر در دانشگاهي ديگر توزيع شود از جنس دغدغهها و نوع نگاهش بتوان محل انتشارش را فهميد. حال آنكه در شرايط فعلي نشريات دانشجويي كليت واحدي هستند كه رنگ و بوي محيط انتشار خود را ندارند و در تار و پود غولهاي ملي هضم شدهاند. راهحل اين مسئله بلعيدن غولها و تكيه بر داشتههاي خود است.