اثر تاريخي «محمدعلي جناح مؤسس پاكستان» اثر «هكتور بوليتو» ترجمه استاد سيدغلامرضا سعيدي بيرجندي، سومين جلد از مجموعه آثار مرحوم سعيدي است كه رساترين معرفي درباره اين اثر ارجمند تاريخي و مقدمهاي است كه مترجم فقيد بر آن نگاشته است. استاد سعيدي در بخشي از ديباچه خود در اين ترجمه آورده است:
خداوند مرداني دارد كه اراده آنها، اراده اوست.
(حديث شريف)
اسلام بهوسيله مشعل فروزان قرآن كريم و به رهبري رسول اكرم(ص) پيام نوين برادري عموم بشر را كه بر اساس محبت، اخلاق و مساوات همه افراد استوار است به اين جهان آورد و با تمام نيرو عليه بربريت، وحشيگري و ستمگري مبارزه كرد.خلاصه گفتار اينكه تعليمات عاليه اسلامي مانند گوهر درخشندهاي تابيدن گرفت و مردم دوردست را نيز مجذوب خود ساخت، ولي بعداً بر اثر تنپروري و عياشي زمامداران و طبقات ممتاز مسلمانان هند بهتدريج از حس و حركت بازماندند و روح مقدس تعليمات اسلام دچار رخوت و سستي شد. در چنين موقعي دستهاي ناپاك مردم مغربزمین فرصتي به دست آورد و فتنهها برانگيخت تا زمام حكومت را در دست گرفت و از آن پس نيز كه فشار قدرت استعمار بر پيكر مسلمانان سنگيني كرد، در سال 1857م. به اميد تحصيل آزادي و شكستن طوق رقيت قيام كردند، ولي تير اميدشان به سنگ خورد و خونهاي گرانبهايشان به هدر رفت، آنگاه بيش از پيش دچار انحطاط و زبوني شدند. حكومت قاهر استعمار كه قبل از وقت قدرت سياسي را از مسلمانان سلب كرده بود و همين جمعيت را رقيب خويش ميانگاشت، از قيام مجدد مسلمانان بيشتر نگران شد و علاوه بر تضييقات تازهاي كه فراهم كرد به هندوها كه تا اين تاريخ هيچگونه صلاحيتي در امور كشوري و لشكري از خود بروز نداده بودند، ميدان عمل وسيعتري داد و بغض و كينههاي تاريخي آنها را نسبت به مسلمانان تحريك و مقدمات سقوط و انهدام قطعي مسلمانان را ماهرانه تهيه كرد. در اين موقع حساس و خطرناك رجالي از قبيل مرحوم سيد احمدخان و نواب محسنالملك، وقارالملك و امثالهم براي نجات مسلمانان كمر همت بستند و به وسايل مقتضي كه اهم آن نشر و توسعه فرهنگ در ميان مسلمانان و سپس تأسيس حزبي سياسي به نام «مسلمليگ» بود، اقدام كردند. سپس رجال فداكار ديگري از قبيل مولانا محمدعلي، شوكتعلي، حكيم اجمل خان، حكيم انصاري و امثال آنان و بالاخره متفكر بزرگ اسلامي علامه محمد اقبال و مرد عاليقدر سياسي لياقت عليخان قيام كردند و رهبري كشتي طوفاني مسلمانان را به عهده گرفتند و در روزهايي كه پيكر نحيف اسلام بر اثر فشار امپرياليسم غرب به حال احتضار افتاده بود و امپرياليسم نوظهور هندو تحت لواي كنگره ميرفت كه اسلام و مليت مسلمانان و نور جاويد خدايي را در شبه قاره هند منطقي سازد، خداي بزرگ به حكم «يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»مرد مصمم، مجهز و توانايي را به نام «محمدعلي جناح» برانگيخت و او را موفق ساخت تا آب رفته را به جوي بازگرداند و نگذارد مجاهدتها، فداكاريها و پرتوافشانيهاي غازيان، مبلغان، عارفان، معلمان و دانشمندان بزرگ اسلامي فداي جاهطلبيها و خودپرستيهاي بتپرستان و گاوپرستان و مقهور رياكاريها و فريبكاريهاي و جادوگريهاي فرقه اكثريت شود. آري، اين خطر به حقيقت از فشار 200 ساله امپرياليسم غرب به درجات عنيفتر و شديدتر بود و چه بسا ناظران بيطرف عقيده دارند اگر بصيرت، درايت و استقامت قائد اعظم و همكاران فداكار او نبود، يكصد ميليون مسلمان هند دچار همان سرنوشتي ميشدند كه نصيب مسلمانان اسپانيا شد. ... براي معرفي اجمالي از كتاب حاضر كه ترجمه انگليسي است، بايد بگويم درباره زندگي قائد اعظم كتابهاي متعددي نوشته شده، ولي امتياز اين تأليف در آن است كه تحقيق موجز ممتع در تاريخ حيات اين مرد بزرگ و محصول دو سال مطالعات يك محقق خارجي است كه دقيقاً و بيطرفانه تأليفات گذشته و مستندات زيادي را - بالغ بر 30 جلد تأليفات گوناگون ـ مطالعه كرده و بهعلاوه طي دو سال گردش در هند و پاكستان با جمعي در حدود 200 نفر از معاصران قائد اعظم تماس گرفته و از خاطراتشان بهره جسته است. به اين دليل شايد بهترين مرجعي باشد كه علاوه بر تصوير واقعي گوشههايي از شخصيت قائد اعظم صورت واقعي و منشأ نهضتها و تضادها و سير حوادث شبه قاره هند و پاكستان را بهطور اختصار تشريح كرده و توضيح داده است.