امانم رو بريده اين بچه يك وجبي. نه تنها آرامش را از ما سلب كرده بلكه من را از زندگي و پدرش را از كار انداخته. خواب و خوراك برامون حروم شده. از سر تا نوك انگشت پاش چند وجب بيشتر نيست اما اغلب اوقات طوري رفتار ميكنه انگار اورانيوم غني شده توي خونه منفجر كردند. نيم متر بيشتر قد نداره اما وقتي توي خونه است يا مهمون داريم تمام بچههاي فاميل رو به جون هم ميندازه. از وقتي وارد شش سالگي شده اين رفتارها بدتر شده حتي وقتي مهماني هم ميريم سر ناسازگاري با همسن و سالهاش داره، اما نميدونم چه صيغهايه كه تا به يك بچه بزرگتر از خودش ميرسه سريع ارتباط ميگيره! وقتي هم ميره مهدكودك تلفن خونه آرامش نداره چون مدام زنگ ميزنند و خبر ميدن كه پاشو بيا گيس و گيسكشي راه انداخته.
مربيش اكثر اوقات با صداي آشفته و نگران زنگ ميزنه و التماس ميكنه تو رو خدا يكم زودتر بياين ببرينش چون كنترل كردنش از دست من خارجه و مدام بچهها رو كتك ميزنه. جالب اينجاست كه وقتي به خيال خودم ميخوام براي شخصيتش ارزش قائل بشم و بيشتر از حرف مربي يا دوستش حرف خودش رو قبول كنم راستش رو نميگه، پنهان كاري ميكنه. مربيش اون روز توضيح داد كه چون مونا (دخترم) يك اسباب بازي رو انتخاب كرده ولي دوستش نميخواسته با اون بازي كنه عصباني ميشه و ميزنه توي صورتش اما وقتي از خودش در مورد اون روز پرسيدم به دروغ گفت كه دوستش بيخود و بيجهت سمتش اومده و سيلي محكمي به صورتش زده، منم چون احساس كردم يك جاي اين داستان تخيلي مونا لنگ ميزنه از مربي مهدش پرسيدم كه متوجه شدم كلاً دروغ گفته.
همه اينها رو هم كه بتونم ناديده بگيرم بعضي از رفتارهاش رو واقعاً نميتونم فراموش كنم. مثلاً اگه چيزي رو بخواد حالا از خوراكي گرفته يا اسباب بازي آنقدر پا ميكوبه، گريه ميكنه، قهر ميكنه، خودش يا پدرش و من رو ميزنه تا به اون برسه. بعضي وقتها آنقدر جيغ ميزنه كه ديگه انگار تارهاي صوتياش پاره شده، موهاش رو ميكنه و اگه زورش برسه من و پدرش رو هم كتك ميزنه. فاميل ميگن چون يهدونه است و لوس بزرگ شده تا اين اندازه حساس و خودخواهه اما من و پدرش هرچي فكر ميكنيم ميبينيم كاري نكرديم كه لوس بودنش بيشتر بشه بلكه اغلب اوقات با خودخواهيهاش مقابله هم ميكنيم اما چرا وقتي يه چيزي ميخواد و نداره پرخاش ميكنه و كتك ميزنه؟
ناگفته نمونه چند وقتي هم هست كه وضع خوراك و خوابش هم به هم ريخته، كم غذا ميخوره، زياد ورجه وورجه ميكنه، مدام كابوس ميبينه و با جيغ كشيدن از خواب بيدار ميشه، ديگه واقعاً موندم چيكار كنم مستأصل شدم و مثل هميشه سراغ شما اومدم...
«حق به جانبها» عصباني ميشوند
خانم مرادي، مادر مونا يكي از چند مادري است كه هر روز با نگران شدن در مورد رفتارهاي نامتعارف فرزندشان تنها راهحلي كه به ذهنشان خطور ميكند رفتن سراغ يك روانشناس و متخصص در حوزه كودكان است. اين بار خانم مرادي با طرح مشكلش تلاش ميكند از دكتر زهرا دهقان، روانشناس و فوقتخصص كودكان و نوجوانان راهحلي براي تنها دخترش كه به ظاهر مبتلا به پرخاشگري و ناسازگاري است بپرسد. دليل انتخاب دكتر دهقان براي مشاوره مادر مونا قابل حدس است چون او فوقتخصص كودك و نوجوان است و تحقيقات بسياري در زمينه رفتارهاي بچهها دارد. سؤالات مادر مونا اين فكر را در ذهنم تداعي كرد كه بسياري از پدر و مادرها درست مثل او كودكي با همين ويژگيهاي رفتاري دارند اما از مهارتهاي برخورد با كودكشان، كم كردن تنشها و شناختن حساسيتهاي او خبر ندارند به همين دليل تصميم گرفتم در مورد اين نوع رفتارها با دكتر زهرا دهقان به گفتوگو بنشينم.

دكتر زهرا دهقان، روانپزشك، فوقتخصص كودك و نوجوان معتقد است پرخاشگري، بداخلاقي، جيغ زدن و گاهي اوقات به كار بردن الفاظ ناشايست از جمله رفتارهايي است كه ما مجموع آن را در ميان كودكان به عنوان رفتارهاي پرخاشگرانه ميشناسيم.
دقت كردهايد زماني كه بچهاي پرخاشگر طلب خوراكي يا اسباب بازي ميكند بلافاصله مادر و پدر به تصور اينكه سريع او را آرام كنند برايش ميخرند؟ نكته مهم در مورد عكسالعمل والدين در مقابل رفتارهاي كودكان پرخاشگر اين است كه اغلب والدين چون ريشه اين برخوردها را از جانب كودكان نميشناسند به اشتباه دست به رفتارها يا به قول خودشان راهحلهايي ميزنند كه نه تنها در
بهبود رفتار بچهها هيچ تأثير مثبتي ندارد بلكه در اكثر مواقع به بدتر شدن شرايط هم ختم ميشود.
فراموش نكنيد در مقابل پرخاشگرها نبايد پا پس بكشيد. اگر شما پدر يا مادري هستيد كه فرزند پرخاشگر و لجباز داريد بايد به عنوان اولين نكته بدانيد كه كودكان پرخاشگر در زمره كودكاني قرار دارند كه به شدت به دنبال قدرتطلبي و اثبات حقانيت خود هستند. اين بچهها با تفكري كه دارند و ميخواهند تحت هر شرايطي آن را به همه ثابت كنند اگر حرفي ميزنند يا كاري ميكنند روي درست بودن آن سفت و سخت پافشاري ميكنند. كافي است در اين بين شما عكسالعملي نشان دهيد يا حرفي بزنيد كه نشان از غلط بودن رفتار آنها داشته باشد؛ اينجاست كه ديگر بچهها دست به دامان پرخاشگري ميشوند تا بتوانند حرفشان را به كرسي بنشانند.
كودك من هم پرخاشگر است؟
سؤال مهمي كه اينجا به ذهن اكثر والدين خطور ميكند اين است كه اصلاً چطور متوجه يا مطمئن شوند كه فرزند آنها هم مبتلا به پرخاشگري و خودزني است يا نه؟ براي پاسخ به اين سؤال بهتر است چند ويژگي و نشانههاي رفتاري و گفتاري كودكان پرخاشگر را مرور كنيم.
اولين نكته اينكه پرخاشگرها چون دوست دارند و از نظر خودشان «بايد» هركاري كه باب ميلشان است را انجام بدهند پس قدرتطلب هستند. كودكان پرخاشگر در راستاي رسيدن به حس قدرتطلبيشان هركاري ميكنند و اگر احساس كنند به شكست نزديك شدهاند شروع به پرخاشگري، خودزني و ديگرزني ميكنند.
نكته بعدي اينكه اين بچهها جزو گروهي هستند كه نه تنها از دعوا، درگيري، جواب دادن و مقابله با همسن و سالهايشان نميترسند بلكه حتي كار را به رويارويي و مقابله با بزرگترها هم ميكشانند. شناختن كودكان قدرتطلب يا پي بردن به ويژگيهاي رفتاري بچههاي پرخاشگر كار سختي نيست. اين بچهها اغلب در بحثهاي رفتاري يا گفتاري با بزرگترها كم نميآورند حتي اگر شده كارشان را به جيغ و خودزني ختم كنند و شما را در جبهه شكست بكشانند. بچههاي قدرتطلب پرخاشگر در اكثر مواقع اين اجازه را به شما نميدهند كه درستي يا غلطي رفتارهايشان را به آنها ديكته كنيد. اين بچهها تنها از ديدن موضع شكست و عقبنشيني شماست كه لذت ميبرند، از پيروزي خود مطمئن ميشوند و در نهايت پرخاش نميكنند.
بچههاي قدرتطلب معمولاً جلوتر از ساير همسن و سالهايشان نسبت به محيط اطراف و رفتارهاي خودشان پيش ميروند. همانطور كه قوه استقلال و قدرت در اين بچهها بسيار زودتر و تصاعديتر از ساير بچهها رشد ميكند، ساير ويژگيهاي رفتاري آنها مثل الگوبرداري از رفتار بزرگترها هم بسيار سريعتر از ساير كودكان پيش ميرود.

دقيقاً به همين دليل است كه بيشتر دختران پرخاشگر در زمره كودكاني قرار دارند كه از همان دوران كودكي لباس مادرشان را ميپوشند، كفشهاي پاشنه بلند، دست گرفتن كيف بزرگ و سر كردن چادر يا روسري مادرشان از جمله رفتارهاي آنان است و از اين كار لذت ميبرند. اين نشانهها در ميان پسربچهها هم كمابيش قابل مشاهده است. از رايجترين مشكلات والدين با كودكان پرخاشگر، فرياد زدن آنهاست. شاخصه بعدي پرخاشگرها اين است كه فارغ از جنسيتشان جيغ بنفش ميكشند! اغلب پسر بچههاي پرخاشگر دوست دارند حنجره و صدايشان را مثل پدرشان كنند، مثل پدرشان راه ميروند و از پوشش و رفتارهاي او تقليد ميكنند. دقت داشته باشيد كه رفتارهاي بزرگانه در اكثر كودكان ديده ميشود و اين به آن معني نيست كه همه كودكان پرخاشگر هستند بلكه اين نوع رفتارها تنها يكي از نشانههاي كودكان پرخاشگر است. كودكان پرخاشگر حتي در بزرگسالي هم به نسبت ساير همسن و سالهايشان زود ازدواج ميكنند، سريعتر مشغول به كار ميشوند و در زمان كمتري رانندگي ميآموزند چون از حس استقلالشان سريعتر استفاده ميكنند.
جمعگريزهاي هميشه طلبكاراگر پاي درد دل والدين كودكان پرخاشگر بنشينيد ميتوانيد مطمئن شويد كه تقريباً همه اين كودكان در جمع و مهمانيها سرناسازگاري دارند. با بزرگترها و كودكان مشاجره ميكنند، دعوا راه مياندازند، كتككاري ميكنند تا اينكه بروند و يك گوشه بنشينند. متأسفانه يكي از ويژگيهاي بارز كودكان پرخاشگر اين است كه در جمع كودكانه نيز سرناسازگاري دارند. اين بچهها چون تصور ميكنند هر رفتار، گفتار و بازي كه خودشان ميكنند درست است و بقيه اشتباه فكر ميكنند (درست مشابه شرايط رفتاري با بزرگترها) روي علايقشان در جمع بچهها پافشاري ميكنند و همين باعث ميشود كه دائم با همبازيهايشان سر ناسازگاري داشته باشند. تا حالا دقت كردهايد كودك پرخاشگرتان انگار هميشه از شما طلبكار است؟ متوجه شدهايد كه احساس طلبكار بودن، حق به جانب بودن و به نفع خود رفتار كردن در بچههاي پرخاشگر شاخص است؟! اين نوع رفتارها در ميان كودكان پرخاشگر رفتارهايي كاملاً عادي است چون اين بچهها هميشه از موضع قدرت و حق به جانب بودن به هر مسئلهاي نگاه ميكنند پس حتي اگر اطرافيان هم موضع منفعلانهاي نسبت به آنها داشته باشند و سر بحث و جدل نداشته باشند، اين خود بچهها هستند كه سر دعوا و لجبازي را به هر شكلي باز ميكنند.
كودكان پرخاشگر از بچههاي ضعيف، آرام، مهربان و ساده در جمع متنفرند، دوست دارند هميشه كسي در مقابلشان باشد كه با آنها كل كل كند. اين كودكان حتي در مقابل همين رفتارها از سوي پدر و مادر نسبت به خودشان هم سريع موضع تند ميگيرند.
رفتار معمول كودكان پرخاشگر اين است كه از كودكان همسن و سالشان دوري ميكنند چون يك نگاه از بالا نسبت به همسنهاي خودشان دارند در مقابل با بچههاي بزرگتر از خودشان به سرعت دوست ميشوند. به دليل همين خصلت است كه اين بچهها اجازه اينكه دوستانشان وارد اتاقشان بشوند و از وسايل آنها استفاده كنند را نميدهند و دوستاني كه انتخاب ميكنند حداقل 10 سال اختلاف سني با آنها دارند كه اين مسئله ميتواند تأثيرات نامطلوبي بر رفتار آنها بگذارد.
من يك لغت معروفي در مورد بچههاي پرخاشگر به كار ميبرم؛ معتقدم اين بچهها آنقدر خودشان را سطح بالا در نظر ميگيرند كه همه اطرافيان اعم از بزرگ و كوچك را احمق و سادهلوح فرض ميكنند و دقيقاً به همين خاطر نگاه سرد، بيتفاوت و كاملاً توهينآميزي نسبت به بقيه دارند؛ انگار با زبان بيزباني و تنها با نگاه كردن به شما ميگويند كه «تو براي من هيچي نيستي!» شايد به همين دليل است كه اين بچهها اگر هم دوستي داشته باشند اغلب از خودشان بزرگتر است و با همسن خودشان نميتوانند دوستي آرامي داشته باشند.
امنيتي كه به پرخاشگري ختم ميشوددكتر زهرا دهقان ميگويد: من در بين مراجعانم با والديني روبه رو بودهام كه تأكيد ميكنند وقتي فرزندشان در فضاي غريب قرار ميگيرد بهشدت پرخاشگرياش فروكش ميكند البته ما در بين كودكان پرخاشگر رفتار متفاوت اين مورد را هم شاهد هستيم اما سؤال من اين است كه دقت كردهايد معمولاً پرخاشگري بچهها در حضور والدينشان و در خانه و اتاق خودشان بيشتر از زمان و مكان ديگري است؟! «امنيت» مهمترين احساسي است كه برخلاف همه به پرخاشگري اين كودكان دامن ميزند. كودكان پرخاشگر تا زماني كه از جانب مكان يا افرادي خاص احساس امنيت نكنند دست به پرخاشگري نميزنند.
وجود پدر و مادر و حضور داشتن در محيطي كه متعلق به خود بچههاست باعث ميشود احساس امنيتي داشته باشند كه در پرخاشگر بودن بيش از هميشه پيش بروند. شايد باورش سخت باشد اما درست به همين دليل است كه اين بچهها با ورود به محيطي جديد تا زمان آشنايي به قول ما و كسب امنيت به تصور خودشان دست به اين نوع رفتارها نميزنند و بعد از سپري شدن زمان كوتاهي همان آش ميشود و همان كاسه.
خصلت اساسي و بسيار مهم و شاخص پرخاشگرها دروغگويي است. در حقيقت رفتار اين كودكان به شكلي است كه آنها را وادار به دروغگويي و تظاهر ميكند. چون وقتي با كودك ديگري درگير ميشوند و ميدانند كه والدين دعوايشان ميكنند ترجيح ميدهند دروغ بگويند و از معركه در بروند. پس اگر شما پدر يا مادر يك كودك پرخاشگر هستيد بايد بدانيد كه با يك كوچولوي دروغگوي قهار طرف هستيد. اين بچهها نه تنها عامل دعوا و دو به همزني در هر جمع كودكانه هستند بلكه در ذهنشان تلاش ميكنند كه اگر قرار است دروغي بگويند آن دروغ بزرگترين باشد.
اين را گفتم تا يادتان باشد اگر شاهد درگيري او با ديگري بوديد و علت را جويا شديد، اگر كودكتان در جواب به سؤالتان گفت كه: «دوستم دعوا رو شروع كرد. اول اون بود كه بيدليل اومد سمتم، محكم زد تو صورتم و پرتابم كرد روي زمين. دوستم حتي فحش هم به من داد و...» باور نكنيد! شما بايد به شناختي از كودك پرخاشگرتان رسيده باشيد كه بدانيد دقيقاً در همين زمان جمع بودن است كه دست به دعوا ميزند و براي توجيه رفتارش دروغ ميگويد.