
رجب طيب اردوغان رئيسجمهور تركيه طي روزها و هفتههاي گذشته، از مواضع گذشتهاش در قبال برخي موضوعات منطقهاي، عقبنشيني كرده است كه اين تغيير راهبردي، در نامهنگاري وي با سران كرملين و عذرخواهي رسمي از مسكو و نيز از سرگيري روابط سياسي و ديپلماتيك با تلآويو كاملاً مشهود و هويداست.
روزنامه الشرق الاوسط، از وزارت خارجه تركيه نقل كرد كه آنكارا پذيرفته است دولت كنوني سوريه براي مدت شش ماه ديگر بر سر كار باقي ماند تا از اين رهگذر، مانع تأسيس دولتي در منطقه كردنشين سوريه در مرزهاي خود گردد.
درج اين خبر در روزنامه الشرق الاوسط، بايد مورد توجه قرار گيرد و ممكن است اين روزنامه با اين خبر قصد دارد توافق سران عربستان سعودي و تركيه را منعكس كند و در نتيجه، پيامي روشن به مخالفان دولت سوريه (چه گروههاي مخالف مسلح و چه گروههاي سياسي) بدهد.
باور نداريم درج اين گونه اخبار كه گوياي تغيير در مواضع تركيه به شمار ميرود، با رسيدن نخستين هواپيماي روسي با 189 مسافر به تركيه پس از چندين ماه كشمكش ميان دو كشور و نيز تنها پنج روز پس از حادثه تروريستي در منطقهاي نزديك به مسجدالنبي(ص) در مدينه منوره و پيش از آن در فرودگاه آتاتورك استانبول و اتهام گروهك داعش، تصادفي باشد. تركيه در تمامي برنامههاي منطقهاي و رويدادهاي خاورميانه (و نه فقط موضوع سوريه) طي پنج سال و نيم گذشته خود را زيانكار يافته و ناكام گرديده و نتوانسته است برنامههاي خود را محقق سازد.
به ديگر سخن، پذيرش دولت كنوني سوريه از سوي تركيه، تنها راه جلوگيري از تأسيس دولتي در مناطق كردنشين اين كشور و مرزهاي آن به شمار ميرود و اين تركيه است كه به نظام كنوني سوريه نياز دارد و نه غير آن. تركيه براي رويارويي با اين تهديد فزاينده در مرزهاي خود و حمايت امريكا از احزابِ مخالف با دولت تركيه در مناطق كردنشين، نياز فراواني به نظام كنوني سوريه دارد.
آنچه شايان توجه است اينكه ممكن است پس از پايان بحران كنوني كه دولت تركيه با احزاب مخالف كرد مواجه است، بار ديگر شاهد موضع خصمانه تركيه و درخواست اين كشور به سقوط نظام حاكم در سوريه باشيم.
آيا اين خودخواهي نيست؟ هنگامي كه بحران سوريه حدود پنج سال پيش آغاز گرديد، اردوغان در اظهار نظر خود چنين عنوان كرد: نظام سوريه روزگارش محدود است. حال چگونه دولت تركيه توقع دارد پس از اين اقدامات ستيزهجويانه از سوي دولت تركيه در طول پنج سال گذشته، سوريه از آن چشمپوشي و با آنكارا همكاري نموده و مانع تأسيس دولتي مستقل در مناطق كردنشين شود و از تغيير موضع ناگهاني تركيه و كوتاهي اين كشور از مواضع گذشتهاش، خشنود گردد؟
بدون ترديد، بازگشت از سياستهاي نادرست، نوعي فضيلت و شجاعت به شمار ميرود اما در صورتي كه اين عقبنشيني، تاكتيكي نباشد. اگر تغيير در رفتار و مواضع سران تركيه جدي باشد، ميتوان به كابينه تركيه فرصت داد تا از مسير سياستها و مواضع نادرستشان كه شكست آن هويدا شده است و نتايج فاجعهباري براي ملت تركيه و كشورهاي همسايه به ارمغان آورده است، باز گردند. ما فكر ميكنيم بايد روابط دوسويه ميان تركيه و سوريه اصلاح شود و به حالت عادي خويش بازگردد تا حجم خسارتهاي وارده كاهش يابد و از خونريزي و برادركشي در كشورهاي منطقه ممانعت به عمل آيد و نبردهاي خونين خاورميانه به ويژه در عراق و سوريه كه به كشته شدن نزديك به نيم ميليون سوري و آوارگي حدود 5 ميليون تن از شهروندان سوري منجر شده است، پايان يابد. همچنين اميدواريم آنچه رهبر حزب «وطن» تركيه در گفتوگو با راديو «صداي روسيه» بر زبان جاري ساخت كه نقش مهمي در اصلاح روابط ميان دو كشور تركيه و سوريه ايفا نمود، محقق گردد و گامي در راستاي اصلاح روابط دوسويه ميان سوريه و تركيه باشد.
در زمينه دلايل عقبنشيني اردوغان از سياستهاي پيشين وي در قبال كشورهاي منطقه، ميتوان چنين گفت: مهمترين دليل آن، احساس تنهايي و انزواي تركيه در منطقه است. همچنين خطر تجزيه تركيه و فروپاشي اقتصادي اين كشور. تركيه دريافت بازگشت از سياستهاي نادرست اين كشور در قبال سوريه نه تنها نقص به حساب نميآيد، بلكه تداوم اين گونه سياستهاي نادرست و لجاجت در انجام آن، ايرادي برجسته است. كابينه تركيه پس از ناكامي در همكاري با ايالات متحده و ناتو، به آخرين واگن در قطار روسيه پناهنده شده است و ميتواند اين اقدام، به بهبود روابط آنكارا با دمشق بينجامد. در منطقه خاورميانه كه منطقهاي پرتغيير در جهان كنوني است، هيچ چيز دور از دسترس و غيرممكن نيست؛ همين طور، بيشتر كارشناسان و تحليلگران نيز به سختي ميتوانند رخدادهاي اين منطقه مهم از جهان را پيشبيني نمايند.
منبع: روزنامه الرأي اليوم 10/7/2016