کد خبر: 797555
تاریخ انتشار: ۲۵ تير ۱۳۹۵ - ۱۵:۵۸
گفت‌وگو با مهندس مصطفي محمدي كارآفريني كه در سخت‌ترين دوران تحريم نيروهايش را 10برابر كرد
گفت و گو با هموطني كه از سال 91 تاکنون براي بيش از 1500 نفر به صورت مستقيم و غيرمستقيم شغل ايجاد كرده

در حال حاضر اشتغال و كارآفريني از جمله نيازهاي اول كشور به حساب ميآيد؛ اخیراً رئيسجمهور ايجاد يك ميليون فرصت شغلي را جزو برنامههاي دولت اعلام كرد اما به عقيده كارشناسان اين مهم هرگز محقق نخواهد شد مگر با اهميت دادن و حمايت واقعي از كارآفرينان و توليدكنندگان داخلي. در همين راستا مهندس مصطفي محمدي متولد 1357 از جمله كارآفريناني به شمار ميآيد كه امتحان خود را در اين عرصه پس داده و توانسته در بدترين شرايط يعني سالهايي كه بازار ايران زير فشارهاي شديد تحريم در ركود سختي به سر ميبرد، نه تنها نيروهايش را حفظ كند بلكه تعداد آنها را تا 10 برابر افزايش دهد. مهندس محمدي فارغالتحصيل رشته مهندسي عمران و نويسنده و مولف دو كتاب تحليل و طراحي سازهها توسط STAAD. pro و استاتيك، جزو نخبگان كشور به حساب ميآيد كه در حال حاضر مدير عامل شركت پتروپولادپارس، سازنده سازههاي فلزی و تجهیزات صنعتی، نفتي و نيروگاهي است؛ كسي كه از سال 91 تاکنون براي بيش از 1500 نفر به صورت مستقيم و غيرمستقيم شغل ايجاد كرده و اجازه نداده عرق شرمندگي بر پيشاني نانآوران خانوادهها بنشيند.

چرا به سمت صنعت آمديد و چه اتفاقي افتاد كه فكر كرديد ميتوانيد كارآفرين باشيد؟

طبيعتاً مثل همه كساني كه تازه فارغالتحصيل ميشوند و يكسري آمال و آرزو دارند، من هم از همان ابتدا دوست داشتم يك صنعتگر و يك مهندس موفق شوم، به همين خاطر اين مسير را در پيش گرفتم.

در ابتدا و حدود سال 1379 يك شركت مهندسي مشاوره تأسيس كردم كه خيلي هم موفق بود اما دليل اينكه از همكارانم جدا شدم اين بود كه شركا تصميم گرفتند به كشورهاي اروپايي و امريكا مهاجرت كنند و من تنها در ايران ماندم.

بعد از آن تصميم گرفتم وارد پروژههاي ديگري شوم. در سال 1384 مدير ساخت بخشي از سازههاي فلزي فولاد اكسين اهواز بودم؛ شركتي كه امروز در حال توليد ورق عريض است، سپس به عنوان مدير پروژه، كارهاي ساختماني و نيروگاهي را انجام ميدادم و در نهايت در سال 88 قرار بود كه با يك سرمايهگذار، كارخانهاي در وسعت بالا راهاندازي كنيم كه ساخت سازههاي فلزي و تجهيزات صنعتي در دستوركار قرار داشت. با اينكه براي اين كار از كارخانجات زيادي بازديد كرديم اما به خاطر وضعيت بازار و همان دلايل مهاجرت، اين سرمايهگذار هم منصرف شد. با اين حال من مصمم بودم و عزمم را براي راهاندازي چنين كارخانهاي جزم كرده بودم و بالاخره در سال 90 با يك سرمايه اندك كار را شروع كردم.

بايد بگويم من با تمركز روي ساخت سازههاي ساختماني و صنعتي و با حدود 30 كارگر و پرسنل فني و اجرايي اما به صورت حرفهاي كار را شروع كردم؛ كاري كه به تمام زندگيام تبديل شد و در كمتر از چند سال تعداد نيروهايم را به بيش از 10 برابر افزايش داد.

روزهاي اول تأسيس شركت چه احساسي داشتيد؟ با توجه به اينكه توليدكنندگان معمولاً در ايران خيلي زود از كارشان پشيمان ميشوند، اوضاع براي شما آرام بود؟

توجه به صنعت علاقه هر مهندسي است اما من به صورت ويژه به كار توليد و اجرا علاقهمندم و آن روز احساس كردم جامعه نيازمند شركتهاي فني است، البته شركتهاي توانمند زيادي در اين بخش وجود دارند ولي ما با يكسري اهداف جداگانه سعي كرديم در اين عرصه از صنعت، حرفهاي تازهاي براي گفتن داشته باشيم.

برهمين اساس شركت پتروپولادپارس را با هدف اجراي پروژههاي نفتي، پتروشيمي و صنعتي تأسيس كرديم. در بخش ساخت و سازههاي صنعتي، يعني نيروگاهها و كارخانجات سيمان و. . . هم توانمنديهاي خوبي داريم. شركت در سال 90 تأسيس شد. سال 91 سال بسيار سختي بود و به جرئت ميتوان گفت اوج بحران و اوج مشكلات در پروژههاي نفتي بود. در آن موقع ما كار ميكرديم و بايد منتظر ميمانديم تا حق و حقوقمان را پرداخت كنند، به طوري كه بخشي از مطالباتمان به مدت طولاني مسكوت ميماند. در آن روزهاي سخت مشكلات به راحتي ميتوانستند شركت نوپايي مثل ما را خرد كنند و كسي هم پاسخگوي مطالباتمان نبود.

تمام نگرانيهاي ما از اين بود كه بايد به نيروهايمان كه كارگراني از طبقه متوسط و ضعيف جامعه هستند پاسخگو باشيم، به همين خاطر فشار زيادي را تحمل كرديم اما نه تنها نگذاشتيم كسي بيكار شود بلكه به جذب نيرو هم پرداختيم.

يعني شما ميگوييد سختترين سال كاريتان سال 91 بود؟

بله. هنوز تجربه آن سالها تكرار نشده است. حتي سال 95 كه در آن قرار داريم و شرايط به شدت سخت شده است هم به آن اندازه آزاردهنده نيست. آن زمان طي شبانه روز كمتر از سه ساعت ميخوابيدم. استرس بسيار زيادي داشتم و فشار غيرقابل توصيفي را تحمل ميكردم. چون حالا ديگر به تعداد بالايي از كارگران تعهد داشتم و بايد پاسخگويشان ميشدم. تصميم بزرگي گرفته بودم و آن هم اينكه ميخواستم پيشرفت در شرايط سخت را تجربه كنم، به همين دليل در هيئت مديره برنامهريزي كرديم كه پروژههاي ساختماني را هم در برنامه داشته باشيم.

اين را اضافه كنم كه ذات توليد در ايران بسيار سخت است. در سالهاي اخير هم به خاطر مشكلات مالي دولت، و به تبع آن ارگانها و شركتهاي وابسته، ركود در بخش ساختمان و مسكن به شدت زياد شده و در نتيجه به علت عدم توجه به تعهدات مالي از سوي برخي كارفرمايان ما هر آن فكر ميكرديم به آخر خط رسيدهايم اما فقط به يك دليل اين مسير را طي كرديم و خوشبختانه خوب هم طي كرديم و آن هم ايمان بود؛ ايمان به كار و هدفي كه داشتيم.

فكر ميكنيد براي راه افتادن يك كارگاه توليدي چه عواملي بايد دركنار هم قرار داشته باشند؟

بيتوجهي دولت و زيرمجموعههايش به توليد داخلي، توليدكننده و كارآفرين را اذيت ميكند. از طرف ديگر نداشتن درك و ارتباط متقابل و مؤثر از طرف ارگانهايي همچون اداره صنايع، اداره دارايي، اداره بيمه و. . . با صنعتگران مشكلاتي را به وجود ميآورد كه رفعشان به انرژي و زمان زيادي احتياج دارد. ادارات فوق با يك توليدكننده و كارآفرين هيچ ارتباطي ندارند و كاري ندارند چه اتفاقي در حال رخ دادن است. بنده ميگويم براي ايجاد يك شغل فقط به يك كارآفرين و مقداري سرمايه نياز نيست بلكه مجموعهاي از عوامل بايد دست به دست هم بدهند تا يك شغل ايجاد شود. چرا اداره دارايي، ماليات، بيمه و حتي دستگاه قضا فكر ميكنند كه در اشتغالزايي نقشي ندارند؟ همين تفكر موجب شده تا آنها كار خودشان را بكنند و هرگز يك كارآفرين را همراهي نكنند. اين اشتباه بزرگي است كه فقط در ايران رخ ميدهد.

ميتوانيد در اين مورد توضيح بيشتري بدهيد؟

به عنوان مثال وقتي ما اسناد و مدارك درآمدهايمان را به اداره دارايي ارائه ميكنيم روي همانها ماليات و عوارض ميبندند و ما را بدهكار ميكنند. آنها توجه نميكنند بخشي از صورتحسابهاي ما چند سال بعد دريافت ميشود و برخي از آنها هيچ وقت نقد نميشوند. حتي حسابهايي داريم كه براي دريافتشان از طريق مجامع قضايي وارد شده و پيگيري ميكنيم.

اين توضيحات براي اداره دارايي بيمعني است و آنها ميگويند پول ما را بدهيد. يعني واقعاً كسي وجود ندارد كه بداند تمام كارهاي يك توليدكننده به پول تبديل نميشود؟ پس اين همه پروندههاي مالي و مربوط به برگشت خوردن چكها و پرداخت نشدن مطالبات موجود در دادگاهها از كجا آمده؟

شما توانستيد نيروهايتان را 10برابر كنيد. آيا در شرايطي كه ركود و تورم بر بازار حاكم بود كار جديدي تعريف ميكرديد يا رقيب نداشتيد؟

در اين كار و به خصوص وقتي در بخش ساختماني وارد شديم رقبا زياد بود و خوشبختانه نيروها و آدمهاي توانمند هم كم نبودند. به هرحال من به عنوان يك مدير به چند پارامتر توجه داشتم. از جمله قيمت، ارتباطات مؤثر با كارفرمايان، سرمايهگذاران و...

با اين توانمنديها سعي كرديم كار ايجاد كنيم. به خصوص زماني كه ارتباط و وابستگي ما به نوعي با ارگانها و نهادهاي دولتي كمتر شد، تلاش كرديم قدرت مانور و انعطافپذيريمان را بالا ببريم.

در دوران تحريم با تمام توانمان كار كرديم. بعضا خودم به عنوان مدير عامل شركت تا 18 ساعت سخت كار ميكردم و تا به خانه برسم و استراحت كنم 3 يا 4 ساعت باقي ميماند، به همين ترتيب اين رويكرد و روش تسري پيدا ميكرد به كل سيستم و افرادي كه درگير كار بودند. آنها هم ميدانستند بايد تلاش كنند.

هر روز كه تعداد كارگرهاي كارخانه افزايش مييافت خدا را شكر ميكردم كه چند خانواده ديگر داراي نانآور شدند. همين مسئله شوق فعاليت بيشتر را در من افزايش ميداد اما جالب اينكه در اين وانفسا هيچ سازمان و نهاد و ارگاني از ما حمايت نميكرد. همه مسئولان در مورد اشتغالزايي فقط حرفهاي قشنگ ميزنند اما در عمل هيچ حركتي نميكنند و حتي مانع كار توليد ميشوند.

در كارآفريني و اشتغالزايي نميتوان به حرف زدن اكتفا كرد، بايد كار كرد، به همين خاطر من يك سؤال ميپرسم: كدام كارخانه و شركت و توليدي توانسته طي پنج سال اخير تعداد نيروهايش را 10برابر افزايش دهد؟

ما اين كار را كرديم و اگر فقط ذرهاي حمايت ببينيم، ميتوانيم تا 2هزار شغل جديد ايجاد كنيم. حال سؤال ديگر من اين است: كدام سازمان و نهاد و ادارهاي طي اين 5سال حتي در حد يك نامه يا تقدير نامه از ما حمايت يا تشكر كرده؟

ايجاد 2هزار شغل، حرف كمي نيست. اين قدرت و توانايي را در خود ميبينيد كه به اين هدف بزرگ برسيد؟

براي كارآفريني نميتوانيد با يك سرمايه مشخص پيش برويد، مثلاً ما در يك دوره با كارخانهاي در مساحت كم شروع كرديم و امروز به 10برابر آن رسيدهايم. طبيعتا اين مساحت بيشتر به همان مقدار تجهيزات، سرمايه و نيروي بيشتر احتياج دارد.

به خصوص اينكه ما سعي كرديم تجهيزاتمان بهروز و همسو با تكنولوژي دنيا باشد. با اين تفاسير، حالا كه كشور به اشتغالزايي احتياج دارد و مقام معظم رهبري هم در بيانات اخيرشان صراحتاً اعلام كردند كه از ديدن جوانان بيكار شرمنده ميشوند، نوبت ما و امثال من است كه ثابت كنيم، حرفهايمان ادعا نيست. از طرف ديگر، من به تنهايي و بدون حمايت دولت مگر چقدر قدرت دارم؟ با اين حال قاطعانه ميگويم اگر دولت حمايت كند، در كمتر از دو سال 2هزار شغل ايجاد ميكنيم. ضمانت ميدهيم هر شش ماه امكان ايجاد 500 شغل را داريم، البته در بحث ايجاد فرصتهاي شغلي نبايد دولت را فقط به واژه دولت ختم كنيم. منظور از دولت، تمام نهادهايي است كه به نوعي ما با آنها در ارتباط هستيم و نياز داريم همراهمان باشند. نه اينكه با سنگاندازي در طول مسير مانع از حركتمان شوند و به جاي كمك براي بزرگتر شدن، خردمان كنند.

از نظر خودمان 10 برابر شدن نيروها و داشتن قدرتي كه بر اساس آن بتوان هزاران شغل جديد ايجاد كرد، كار بزرگي است زيرا صدها شركت و كارخانه بزرگ دولتي كه از امتيازات ويژهاي هم برخوردارند، هرگز نميتوانند چنين كاري كنند.

به همین خاطر معتقدم شناسايي كارآفرينان و توليدكنندگان مؤثر و واقعي براي دولتمردان و به خصوص وزارت صنايع كار سختي نيست. آنها ميتوانند با مراجعه و بررسي ليست بيمه سالانه و بازديد سرزده و دورهاي از شركتها و همچنين بررسي نمودار جذب نيروي انساني آنها نه تنها از سوء استفادهها جلوگيري كنند بلكه با حمايت از اين توليدكنندگان به تقويت آنها بپردازند.

شما معتقديد وقتي اشتغالزايي ميكنيد بايد دولت و يكسري از ادارات، سازمانها و نهادها هم در اين مسير حضور داشته و به ايفاي نقش بپردازند و بخشي از كار را بر عهده بگيرند. دقيقا منظورتان چه كارهايي است؟

من ميگويم اگر پشت سرمان نميايستند و از ما حمايت نميكنند، حداقل بر سر راهمان سنگاندازي نكنند. متأسفانه الان طوري شده برخي سازمانها و نهادها وقتي ميبينند در جايي 10 شغل ايجاد شده اول ميآيند سراغتان ميگويند حتماً درآمد خوبي داريد پس سهم ما را هم بدهيد.

اين نگاه، نگاه غلطي است. چرا كمك نميكنند اين 10 نفر به 100 نفر تبديل شود و 100 نفر به 500 نفر برسد؟ در اين شرايط است كه همه سود ميبرند. نه اينكه هنوز توليدكننده يا كارآفرين جان نگرفته همه به فكر سهمخواهي باشند. مگر توليدكننده از كارگر چيزي ميگيرد كه بين بقيه تقسيم كند؟

به نظر من كارآفريني مثل كاشتن يك نهال است. اين نهال تا دو تا برگ روي شاخههايش سبز ميشود، همه ميآيند و انتظار ميوه دارند. گويي آنها نميدانند براي به ثمر رسيدن يك نهال به آب، كود، مراقبت، نور و از همه مهمتر يك زمان طولاني و چندساله نياز است. نميتوان يك نهال را به حال خودش رها كرد و انتظار ميوه داشت. كارآفريني هم همينطور است. تمام سازمانها و نهادها بايد كمك كنند تا نتيجه و ثمره ایجاد يك شغل را ببينند.

اولين نياز ما براي پيشرفت و بزرگ شدن، حمايت، توجه و نگاه ويژه از طرف ارگانهاي مرتبط است. توليدكننده نياز به چتر حمايتي دارد تا پشتش گرم باشد. در همين راستا و در گام اول وقتي نگاه دستگاه قضا به توليدكننده و كارآفرين نگاه حمايتگرايانه باشد، كمك بزرگي به شمار ميآيد كه جلوي بسياري از سوءاستفادهها را ميگيرد.

بعد از بيانات مقام معظم رهبري و تأكيد ايشان به مسئولان براي توجه ويژه به اشتغالزايي، طي چند ماه اخير رئيسجمهور شخصاً اعلام كرده كه دولت به دنبال اشتغالزايي است و حتي صحبت از ايجاد سالي يك ميليون شغل كرده. شما چطور ميتوانید در اين مسير كمك حال دولت باشيد؟

به دور از هرگونه شعار و اغراق بايد بگويم من واقعاً از ديدن افراد باانگيزهاي كه بيكار هستند يا شغل مناسبي ندارند ناراحت ميشوم.

كارشناسان اعلام كردهاند در حال حاضر براي ايجاد هر شغل بين 50 تا 150ميليون تومان سرمايهگذاري نياز است. بايد در نظر داشت معمولاً سرمايهگذاريها در زيرساختها صورت ميگيرد تا اشتغالزايي شود. ما اين كار را كردهايم و در جهت گسترش كار هستيم. ما معتقديم در شرايط فعلي حفظ يك كار و سرمايهگذاري براي گسترش آن مهمتر از ايجاد يك كار جديد است.

در همين رابطه حمايت دولت ميتواند در زمينههاي مختلف باشد، مثلاً در پرداخت تسهيلات با بهره كم و جاري كردن پرداخت يارانههاي توليد به خصوص در رابطه با حاملهاي انرژي و هزينههاي سوخت، برق، آب و. . . كه جزو نيازهاي روزانه نگهداري يك كارخانه به شمار ميآيند.

در اين بخش الزاماً دريافت تسهيلات مدنظر يك توليدكننده نيست و اگر حمايت ارگانها به صورت درست و موفق انجام شود و يارانههاي توليد هم پرداخت شود تا 80درصد مشكلات توليد كاهش مييابد.

اگر دولت واقعاً براي ايجاد شغل بودجهاي را در نظر گرفته است ميتواند آن را با عنوان تسهيلات به ما كارآفرينان و توليدكنندگان بدهد و پس از مدتي هم پس بگيرد و ما با ضمانت برايش شغل ايجاد كنيم.

دولت بيايد ميانگين سرمايهگذاري براي هر شغل را در نظر بگيرد و به تعداد نفراتي كه ما توانايي ايجاد كار داريم به ما وام بدهد.

الان دولت بايد براي ايجاد هر فرصت شغلي حداقل 100ميليون تومان اختصاص بدهد. ما حاضريم تا 2هزار شغل را ايجاد كنيم. بر همين اساس دولت هم اگر واقعا قولي در جهت اشتغالزايي به جوانان داده، ميتواند ابتدا به ميزان 500نفر به ما تسهيلات بدهد و بعد از كسب اطمينان، به صورت ضمانتي هر شش ماه انتظار 500 شغل جديد را از ما داشته باشد.

برنامههاي ما مكتوب و در عرصههاي مختلف است و امتياز دولت در اين برنامهها اين است كه فرصت دارد هر 50ميلياردي كه به ازاي 500شغل پرداخت ميكند را در يك پروسه زماني پس بگيرد و در جاهاي ديگر و براي ايجاد مشاغل ديگر سرمايهگذاري كند. ما منتظر حركت و حمايت دولت هستيم. در غير اين صورت حتماً طرحهايمان را براي مقام معظم رهبري ميفرستيم تا اعلام كنيم، آمادهايم با تمام توان براي سربلندي جوانان اين مملكت گام برداريم.

در حال حاضر چه موانعي پيش رو داريد كه نميتوانيد آنطور كه ميخواهيد پيش برويد؟

وقتي توليدكننده با افزايش قيمت روزانه برق، سوخت، آب، حق بيمه و. . . مواجه است طبيعتاً قيمت تمام شده محصولاتش هم بالا ميرود. اين در شرايطي است كه از هيچ طرفي حمايت نميشود.

اگر اين حمايتها از جانب دولت انجام شود، قيمتهاي تمامشده هم پايين ميآيد و ما به عنوان توليدكننده فرصت پيدا ميكنيم ماشينهاي به روزتر وارد ايران كنيم. از همه مهمتر اگر بحثهاي مالي و ريالي ذهن ما را به خود مشغول نكند و حمایت بانكها را داشته باشيم فرصت بيشتري براي پرداختن به كارآفرينيهاي جديدتر و عرصههاي اشتغالزايي خواهيم داشت.

ساخت و سازهاي صنعتي بايد اولويت صددرصدي دولت باشد و به شركتهاي داخلي بها داده شود. منظور از ساخت و سازهاي صنعتي، ساخت پالايشگاهها، پتروشيمي و نيروگاههاست، یعنی هر چيزي غير از ساختمانهاي مسكوني. لازم بهذكر است در ساخت و سازهاي صنعتي، جايگاه توليدكنندگان ايراني جايگاه خوبي است.

با اين توضيح انتظار داريم اگر توليدكنندهاي از آن طرف دنيا آمد و قيمت خوبي هم داد، اين بخش را به او ندهند و با توليدكننده داخلي قرارداد ببندند و كار كنند، چون اين كار اسمش كارآفريني است.

آيا بعد از اجرايي شدن برجام و به قول معروف، برداشته شدن تحريمها، رونق به صنعت شما بازگشته؟ آيا وزارت نفت و شركتهاي پتروشيمي سراغ شما آمدهاند؟

بعد از برجام هنوز هيچ اتفاقي نيفتاده. صنايع در ركود بيشتري فرو رفتهاند و حتي هر روز خبر تعطيلي يك كارخانه به گوش ميرسد. ما به آينده خود بدبينتر شدهايم.

در اين شرايط ميشنويم يكسري از كشورها مثل كره و چين كه قبلاً در ايران حضور داشتند هنوز هم آن جايگاه را دارند. در اين اوضاع و احوال وقتي يك كاري را ميتوانيم به يك توليدكننده داخلي بدهيم چرا به يك خارجي ميسپاريم؟

مخصوصاً در بخش ساخت و ساز صنعتي كه هم اشتغالزاست و هم در اقتصاد كشور نقش مهمي ايفا ميكند.

ولي در رسانهها زياد ميشنويم كه از محصولات و توليدكنندگان داخلي حمايت ميشود.

طرحها و مصوباتي كه دم از حمايت از توليدكننده داخلي ميزنند همه در حد حرفند و در عمل ميبينيم بخشي از كارها را خارجيها برعهده گرفتهاند.

اگر دولت به فكر جوانان است و ميخواهد اشتغالزايي كند و از آن مهمتر چرخهاي اقتصاد كشور را به حركت درآورد، بايد بخشنامه كند كه تا چند سال و در بخشهاي مهم و اصلي كه در توان توليد داخل است از هيچ توليدكننده خارجي استفاده نشود، مثلاً در همين ساخت و ساز صنعتي اجازه انعقاد قرارداد با هيچ شركت خارجي داده نشود، حتي اگر كيفيت بهتر و قيمت پايينتري داشته باشند. اگر ميخواهيم شرايط را تغيير دهيم دولت بايد اجازه بدهد تا صنعتگران داخلي از يك جايي شروع كنند؛ همان تصميمي كه كرهايها براي شكوفايي صنعت خودرويشان گرفتند.

هم اكنون چه خدماتي به توليدكنندگان ارائه ميشود؟ وام و تسهيلات ويژهاي وجود دارد كه بتوانيد در مواقع اضطراري از آن استفاده كنيد؟

اتفاقي كه در سالهاي اخير افتاده اين است كه برخي وامها و تسهيلاتي كه در موردشان صحبت ميكنيم به صنايع و كارخانجاتي داده شده كه وجود خارجي نداشته و ندارند. اگر هم قرار است كاري صورت بگيرد آنقدر شتابزده و بدون مطالعه انجام ميشود كه هرگز به نتيجه نميرسد. اين در حالي است كه مجموعهاي مثل ما كه حدود 1500 نفر به طور مستقيم و غيرمستقيم از آن بهره ميبرند و در نتيجه چيزي حدود 5 هزار نفر از طريق اين شركت در حال امرار معاش هستند با انواع مشكلات و كملطفيها مواجه است. خوب است بدانيد شركت پترو پولاد پارس تا كنون از هيچ وام و تسهيلاتي استفاده نكرده است.

با توجه به اينكه بخش اعظمي از بار دولت براي تأمين نيازهاي شهروندان بر دوش توليدكنندگان است. توجه دولت به اين بخش ضروري يا بهتر بگوييم الزامي است.

توليدكننده وقتي تعطيل و سرمايههايش را از ميدان خارج كند، بيكاري و تبعات آن به دولت باز ميگردد. مشكلات نقدينگي و مالي و... پيش ميآيد که فرار سرمايه و مغزها بخشي از آنهاست.

وقتي توليدكننده به گروهي از كارگران حقوق ميدهد عملاً به دولت كمك ميكند تا از پرداخت حقوق بيكاري رهايي يابد، پس دولت بايد به كارآفرينان و توليدكنندگان و صنعتگران به عنوان بازوان خودش نگاه كند وگرنه با سياستهاي موجود راه به جايي نخواهيم برد.

گفت و گو: محمد رضا هاديلو
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار