ميان كلامتان شكر! اصلاً ايران بر خلاف همه جاي دنيا، اقتصادش را ميچرخاند. به اين ميگويند اقتصاد انگشتي! يعني سر انگشت چند نفر ميچرخد! مثلاً همين طلا! همه جا ارزان ميشود و شيب سقوطش رو به پايين است، اما در اينجا با قيمتش گربه رقصاني ميكند! (البته آپشن خريد طلا براي اهل و عيال را هنوز در فيشهاي نجومي رؤيت نكردهام كه به آن نيز بپردازم.)... حالا از خير طلا بگذريم، همان شكر كه در شبكه ملي دنبال سلطانش ميگردند و همه حاشا ميكنند و ميگويند كه نان شكرمان در آب است و كيلويي 1000 تومان گران شدن كه نميشود گراني! تازه اين اول شيرينيخورانمان است و... بزك نمير بهار مياد و شكر هم ارزان ميشود!... حالا شكر را ول كنيم. همين شير خشك كودك كه از دولتي سر برجام، تنها موردي است كه مواد اوليهاش ريخته داخل مملكت و كور بشود هر كسي كه بگويد به خاطر صادرات به روسيه گران شده! چشم حسود كور ما به روسيه صادر نميكنيم. حالا افغانستان شايد... بعدش هم شير طبيعي بهتر از شير خشك است و بايد فرهنگ و سبك زندگي را عوض كرد و اگر اولاد آدم پيام اخلاقي ندهد، چه كسي بدهد؟
اولاد آدم به شما بشارت بدهد كه اصولاً ايران پر از مافياست. البته تنها جايي كه مافيا ندارد، مافياي سدسازي است كه مقامات وزارتخانه گفتهاند چرت است! يا مافياي عدم صادرات ماشين به خارج كه باعث شده برنامه وزير تحقق پيدا نكند! يعني ما با كسي شوخي نداريم. بگذاريد يك مورد كه شوخي داشتيم را برايتان بنويسم تا درس عبرتي بشود و ديگر، شوخي نكنيد: از بس اولاد آدم با ربيعي شوخي كرد و از بيكاري و شلاق و رفاه نوشت، اين تدبيريها و اميديها ريختهاند داخل مجلس و شل كن و سفت كن درآوردهاند كه يا ربيعي را برداريد يا ما او را بر ميداريم. ربيعي هم راه افتاده و ديگر در مورد بيمه و اشتغال و رفاه حرف نميزند. او حالا پرچمدار مبارزه با فساد شده است و شغل اصلياش فراموشش شده! ميبينيد كه همين شوخيها، باعث ميشود كه كار به جاهاي باريك بكشد. مثل آموزش و پرورش و همين آشپزيهاي آخرش در يك مدرسه!خود وزير اگر يك جو همت ميداشت، بايد استعفا ميداد و ميرفت، اما...
بگذاريد دامنه بحث را عوض كنم، چراكه از قديم گفته اگر آب دريا را نميتوان به اندازه قطرهاي چشيد بايد آن را كشيد و ريخت روي پتروشيمي تا آتش نگيرد! يعني هنر نزد ايرانيان است و بس! يعني چه كه ما براي خاموش كردن آتش برويم و از كارون آب بياوريم! چه معنا دارد كه روي آتش آب شيرين بريزيم. همان آب شور دريا بهتر است. اصلاً معاون وزير نفت گفته، با آنكه معلوم نشده كه بالاخره چرا پتروشيمي ماهشهر آتش گرفته، اما هرچند وقت يكبار رزمايش برگزار ميكنيم و فهميدهايم كه مديرانمان در بحران كم هستند و بايد تعدادشان را اضافه كنيم. يعني هر جا كم بياوريم، از اين به بعد مدير اضافه ميكنيم. اسمش را هم ميگذاريم سنت تدبيري مدير اضافه! مثل خوردن ساندويچ با نان اضافه است. شكمت پر ميشود اما نه با محتويات انرژيزا! بلكه با نان! حالا فقط بايد حواسمان باشد كه به جاي كاغذ، ساندويچ را در مقوا نپيچند!
البته اولاد آدم به شما بشارت بدهد كه اين الگو ميتواند، الگوي مناسبي باشد. يعني اگر مدير طلايي اضافه كنيم، طلا همينطور نميكشد بالا. يا مدير شيرخشكي. يا مدير سدسازي! يا مدير شكري! اصلاً همين مديريت است كه باعث شده امريكا، امريكا بشود و اروپا، امريكا نشود. يعني مديريت بورس امريكا خوب بوده كه اينطوري شده. يعني مدير بورس ايران اينطور گفته... يعني اولاد آدم ميخواهد در اين ستونش چندتا مدير اضافه كند تا چرخه بچرخد. حالا نچرخيد هم شايد صحبتمان گل انداخت و بيكار نبوديم. حرف ميزنيم. حرف، حرف ميآورد و...