برنامه درسي در يك تعريف علمي كلي و موجه عبارت است از: طرح تربيت؛ يعني براي تربيت رسمي و نه تربيت غيررسمي، نقشه راه طراحي كنيم و در آن، هدفهاي تربيت، مفاد و محتواي تربيت، روشها و شيوههاي ارزشيابي، مختصات فضاي تربيت، نيازمنديها و صلاحيتهاي مربي، زمان و مكان و ابزار مناسب را روشن سازيم و در يك طرح منسجم بيان كنيم. اگر برنامه درسي را برنامه تربيتي در نظر بگيريم، ميتوان گفت برنامه درسي، نقشه پرورش فطرت است؛ برنامه درسي در اين نگاه، بهمعناي طرح به فعليت رساندن قابليتهاي فطري انسان است و برنامه درسي بهعنوان طرح تربيت، بايد بتواند اين قابليتهاي فطري را از قوه به فعل دربياورد. اگر برنامههاي درسي ما در كشور، فراگيران را تنها در دانشافزايي و مهارتآموزي رشد دهد اما در به فعليت رساندن تمام ظرفيتها و گرايشهاي فطري آنها، توفيق لازم را بهدست نياوردند، جاي مناقشه و نقد دارد؛ بايد در چنين برنامههايي بازبيني كرد و آنها را از نو ساخت. مهارتافزايي و دانشآفزايي، بيگمان لازم است و كسي منكر فايده و ضرورت اين دو نيست؛ سخن بر سر جامعيت و اصالت برنامه درسي است.
مأموريت نظام تربيتي كشور نبايد اين قدر فروكاسته شود كه به مهارتآموزي بسنده كند و از شخصيتپروري بازماند. نبايد فراموش كنيم كه در فرايند تربيت، يك هدف غايي داريم و برنامه درسي بايد آرامآرام فرد را به آن غايت نزديك كند و بستر را براي حركت آگاهانه و ارادي او مهيا سازد.
ما هر قدر در اين كار اهمال بورزيم و درجا بزنيم، به همان اندازه، در تربيت دچار پسرفت خواهيم شد ولي چون اين واپسروي نامرئي است و خودش را زود نشان نميدهد، كسي صدايش درنميآيد. اگر بيدار نباشيم و بوميسازي برنامه درسي را تبديل به يك حركت ريشهدار و و فراگير نكنيم، مقهور نظريهها و الگوهاي ترجمهاي ناكارآمد ميمانيم؛ ما بايد دين و فلسفه خود را بشناسيم، بايد از تاريخ و فرهنگ خود آگاه باشيم و فلسفه تربيتي خود را سامان دهيم و بر اساس اين فلسفه، فرايند تربيت را برنامهريزي كنيم. در برنامهريزي درسي بايد به خود برگرديم اما نبايد دچار درخودماندگي شويم. هر چند نياز است از تجربههاي ديگران بياموزيم و بهره ببريم اما در نهايت بايد خود را بيابيم و نياز خود را پاسخ دهيم.
* رئيس قطب علمي بوميسازي برنامه درسي دانشگاه علامه طباطبايي