
حال تحقيق و پژوهش در حوزه پزشكي خوب نيست. بين اين بدحالي در حوزه پژوهش و طرح تحول سلامت اما رابطه جالبي وجود دارد. بنا رئيس پژوهشكده نقشهبرداري مغزتأکید میکند تغييراتي كه طي اجراي طرح تحول سلامت صورت گرفته موجب شده برخی اعضاي هيئت علمي دانشگاهها كارانههاي 300 تا 400 ميليوني بگيرند. چنين درآمدهايي صرفنظر از تمامي حاشيهها، يك آسيب جدي براي نظام سلامت و علم پزشكي داشته است و آن چيزي نيست جز تعطيل شدن بحث تحقيق و پژوهش در ميان اساتيد دانشگاههاي علوم پزشكي.
طرح تحول سلامت با تمام معايب و محاسنش سهسالگي را هم پشت سر گذاشت؛ سه سال پر فراز و نشيبي كه با حواشي گوناگوني همراه بود. حالا اما با طي اين مدت زمان بهتر ميتوان اين طرح را قضاوت كرد. طرحي كه در كنار محاسني مانند افزايش رضايت نسبي مردم در مراجعه به بيمارستانهاي دولتي، درآمد پزشكان و اعضاي هيئت علمي دانشگاههاي علوم پزشكي را با واقعي كردن تعرفهها به طور قابل ملاحظهاي افزايش داد، به گونهاي كه كارانههايي نجومي را نصيب پزشكان كرد. همين كارانههاي نجومي موجب شده پزشكاني كه در گذشته تمايل به انجام كارهاي علمي و پژوهشي داشتند، حالا تمركزشان را روي طرح تحول بگذارند و به جاي توجه به ارتقاي سطح علمي دانش پزشكي به افزايش درآمدشان فكر كنند به خصوص اينكه در نظام سلامت ما پرداختها بر مبناي عملكرد پزشكان است و جراحي بيشتر به معناي كارانه بيشتر خواهد بود و اين مسئله فرصتي براي پژوهش باقي نميگذارد.
اعضاي غير علمي هيئت علمي علوم پزشكي !عضو هيئت علمي كه كار تحقيق انجام ندهد در هيچ جاي دنيا عضو هيئت علمي شناخته نميشود. با اجراي طرح تحول اما كم نيستند اساتيدي كه ديگر كار تحقيق نميكنند. در كنار اين هستند اساتيدي كه حتي خودشان به طور مستقيم هم نقشي در طرح تحول ندارند بلكه سهامداران بخش خصوصياند و اين مسئله موجب ميشود در اين بخش فعاليت كنند و اين رزيدنتها و دستيارانشان هستند كه در بخش دولتي در طرح تحول فعاليت ميكنند اما درآمدش به حساب كارانه استاد مورد نظر واريز ميشود. اين موضوعي است كه وقتي مسئولان وزارت بهداشت براي توجيه كارانههاي بالاي 100 ميليون و 200 جراحي براي يك پزشك به آن اشاره ميكنند واضحتر ميشود. اگر به سراغ دستياران و رزيدنتهاي اين پزشكان در بخشهاي مختلف بيمارستانهاي دولتي هم برويد، متوجه خواهيد شد چه دل پري از اساتيد خود دارند؛اساتيدي كه تمام بار كاري خود را بر دوش آنها مياندازند و خودشان هميشه در بخش خصوصياند.
سركوب آموزش و تحقيقاتمجتبي زارعي، رئيس پژوهشكده نقشهبرداري مغز هم يكي از افرادي است كه از اين زاويه به نقد طرح تحول سلامت ميپردازد و ميگويد:طرح تحول سلامت واقعاً اميدي در بين مردم ايجاد كرد تا خدمات سلامت بين مردم عادلانه اجرا شود اما از طرفي شاهد سركوب آموزش و تحقيقات در اين طرح هستيم زيرا تمام تمركز رؤساي دانشگاههاي علوم پزشكي بر اجراي بهينه طرح تحول سلامت در حوزه درمان معطوف شده است و ديگر مجالي براي توجه به آموزش و تحقيقات نميماند.
وي درباره وضعيت تحقيق و پژوهش در حوزه سلامت ميگويد: همين تحقيقات حال حاضر در كشور نيز در حوزه پزشكي به واسطه شخصيتهاي مطرحي از جمله دكتر ملكزاده، دكتر لاريجاني و دكتر ضيايي صورت ميپذيرد وگرنه امروز اعضاي هيئت علمي كه ماهانه 300 تا 400 ميليون تومان آن هم به صورت قانوني درآمد دارند، چه دليلي برايشان وجود دارد كه به كار تحقيق و آموزش دانشجو بپردازند.
صدمه روح آكادميك در طرح تحول سلامتبه باور اين استاد علوم اعصاب از دانشگاه آكسفورد انگليس، اعضاي هيئت علمي دانشگاهها به طور غيرمستقيم پس از اجراي طرح تحول سلامت از انجام وظيفه اصلي خود دور شدند. اين وظيفه نيز معطوف به تحقيق و آموزش ميشود و اين در حالي است كه عضو هيئت علمي كه كار تحقيق انجام ندهد در هيچ جاي دنيا عضو هيئت علمي شناخته نميشود. كما اينكه اساس ارتقاي آنان تحقيق باشد زيرا امروز ديگر فاصله حقوقي بين استاد و استاديار آنچنان نيست و همه به اين اهميت ميدهند كه چه خودرويي سوار شوند يا منزل آنان در كدام منطقه باشد.
بنا به تأكيد زارعي روح آكادميك در طرح تحول سلامت صدمه ديده است و اين مسئله ضرورت جدايي نظام ارائه خدمات درمان از دانشگاه را همانند 30 سال قبل مطرح ميكند. وي دراين باره ميافزايد: البته شايد آن روزها ادغام درمان با دانشگاه مفيد بود ولي امروز شاهد آن هستيم كه هر زمان روح آكادميك با خدمات باليني مخلوط ميشود مباحث آكادميك صدمه ميبيند. در حالي كه در مباحث آكادميك فقط 3 درصد با مسئوليت وزارت بهداشت است و 97 درصد با مسئوليتها وزارت علوم است.
تنزل سواد پزشكان با درآمدهاي نجومي هرچند علم پزشكي در كشورمان در بسياري از رشتهها همپاي ديگر كشورهاي دنياست و در شرايط كنوني كمتر پيش ميآيد كه بيماري براي درمان به اعزام به خارج از كشور نياز داشته باشند اما با ادامه وضعيت كنوني و بيتوجهي به موضوعات پژوهشي در حوزه سلامت ميتواند به روز بودن پزشكانمان را تحت تأثير قرار دهد و اين مسئله بدين معناست كه بايد در آينده چشم انتظار بالاتر رفتن آمار قصور پزشكي باشيم.