کد خبر: 796200
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۵ - ۱۹:۵۴
شنيدن و ديدن نام‌ها و چهره‌ها تكراري در فوتبال ايران تبديل به عادت بدي شده كه مي‌تواند ريشه فوتبال به خصوص فوتبال باشگاهي را بخشكاند.
فريدون حسن
شنيدن و ديدن نام‌ها و چهره‌ها تكراري در فوتبال ايران تبديل به عادت بدي شده كه مي‌تواند ريشه فوتبال به خصوص فوتبال باشگاهي را بخشكاند. فوتبال ايران طي سال‌هاي اخير اسير دور تسلسلي شده است كه در آن يك عده نام‌آشنا دور مي‌زنند و جابه‌جا مي‌شوند و اين چرخه بدون دانش‌افزايي و حضور افرادي با نگاه تازه و متفاوت‌تر و حتي بدون حضور جوان‌ترها ادامه دارد.
روي آوردن تيم‌هاي باشگاهي فوتبال ايران به مربيان بيكار و ناكارآمد و مربيان نام‌آشنا با كارنامه‌اي ضعيف و حتي فاجعه‌بار مؤيد وجود اين دور باطل در فوتبال ايران است. همين امروز كه اين چند سطر را از نگاه محترمتان مي‌گذرانيد چند تيم ليگ برتري با عقد قرارداد با چنين مربياني عملاً پول خود و حتي به جرئت مي‌توان گفت پول بيت‌المال را دور ريخته‌اند.

سؤال بزرگ و البته بدون پاسخي كه طي فصل‌هاي گذشته پرسيده شده و در آغاز اين فصل نيز حتماً بايد پرسيده شود اينكه ملاك انتخاب يك نفر به عنوان سرمربي يك تيم در فوتبال باشگاهي ايران به ‌خصوص ليگ برتر از ديد مديران باشگاه‌ها چيست؟ آيا صرف نام بزرگ داشتن يا داشتن كارنامه‌اي درخشان در دوران بازي‌ مي‌تواند ملاك خوبي براي انتخاب يك نفر باشد؟
آيا داشتن علم روز فوتبال، بهره‌گيري از دستاوردهاي فني و حرفه‌اي دنياي فوتبال،‌ برقراري ارتباط با سطح اول فوتبال دنيا، شركت در دوره‌هاي پيشرفته و مهم‌تر از همه داشتن كارنامه قابل قبول در مربيگري نبايد ملاك قرار گيرد؟

بدون شك بهره‌گيري هر مربي از فاكتورهايي كه عنوان شد مي‌تواند هر تيمي را با هدايت او به سر منزل مقصود و موفقيت برساند اما بديهي است كه اين فاكتورها را به صرف داشتن نام بزرگ يا سابقه بازي درخشان به كسي نمي‌بخشند و براي به دست آوردن آنها بايد تلاش و پشتكار به خرج داد اما كدام يك از نام‌هايي كه اين روزها به عنوان سرمربي تيم‌هاي ليگ برتري مي‌شناسيد اين مسير سخت را طي كرده‌اند.

دور تسلسل خطرناكي كه اول مطلب به آن اشاره شد همين‌جاست، در فوتبال ايران مربياني هستند كه بدون تلاش براي به روزرساني خود و حتي وقتي يك يا چند فصل را بيكار در خانه نشسته‌اند يا حتي وقتي با تيم‌هاي قبلي نتيجه نگرفته‌اند باز هم از سوي برخي باشگاه‌ها به كار گرفته مي‌شوند و دردآورتر اينكه كادر فني خاص اين مربيان كه بعضاً حتي از خودشان پرمدعاتر هم هستند چنان سخن‌فرسايي مي‌كنند كه هر كس نداند گمان مي‌كند با سابقه مربيگري در بوندس‌ليگا، لاليگا يا ليگ جزيره به فوتبال ايران آمده‌اند.

به جرئت مي‌توان گفت كه يكي از علل افت فاحش سطح فوتبال باشگاهي در ايران و شكست‌هاي تأسف‌آور آن در آسيا همين مربيان درجا زده و به دور از علم روز فوتبال هستند كه متأسفانه با سوءمديريت حاكم بر فوتبال باشگاهي و باشگاه‌ها با خيال راحت از اين تيم به آن تيم نقل مكان مي‌كنند. بايد اذعان كرد كه هرچند از بابت همين سوءمديريت برخي از اين مربيان و كادر فني خاص‌شان دريافت‌هاي ميلياردي دارند اما به واقع هيچ كدامشان ارزش حتي چند ميليون را نيز ندارند ولي فوتبال ايران و شرايط حاكم بر آن به اين ناكارآمدان و مردان فراري از كلاس و علم روز فوتبال اين‌چنين بها مي‌دهد تا اين شائبه به وجود آيد كه در فوتبال ايران به جز اين اسامي تكراري و دهان‌ پركن ديگر هيچ نام ديگري وجود ندارد، غافل از اينكه هستند جوانان جوياي‌نام و كاربلدي كه پشت خط مانده‌اند و بنا بر شرايط حاكم نمي‌خواهند و نمي‌توانند در فوتبال ايران مربيگري كنند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار