کد خبر: 795141
تاریخ انتشار: ۱۲ تير ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۷
گفت‌وگوي «جوان» با آزاده و جانباز غلامحسين رضايي پدر همسر شهيد عربي
آزاده و جانباز غلامحسين رضايي پدر همسر شهيد علي‌اكبر عربي است كه خود در ميادين نبرد هشت سال دفاع مقدس جنگيد و حدود 9 سال نيز طعم اسارت را چشيد.
مبينا شانلو
آزاده و جانباز غلامحسين رضايي پدر همسر شهيد علي‌اكبر عربي است كه خود در ميادين نبرد هشت سال دفاع مقدس جنگيد و حدود 9 سال نيز طعم اسارت را چشيد. در كنار گفت‌و‌گو با همسر شهيد عربي، گفت‌و‌گوي كوتاهي نيز با اين آزاده دفاع مقدس داشتيم تا انگيزه‌هاي جهاد و ايثار را در خانواده‌هايي نظير خانواده رضايي و عربي بهتر بشناسيم.
به عنوان يك رزمنده دفاع مقدس چطور با حضرت امام و نهضت ايشان آشنا شديد؟
من در سال 1332 در يك خانواده متوسط و مذهبي رشد كردم. پنج سال داشتم كه مادرم را از دست دادم. پدرم كارگر معدن و بازنشسته تأمين اجتماعي بود. ايشان با اينكه كارگر بود اما عقيده خاصي در مورد كسب نان حلال و روزي پاك براي خانواده داشت. تعصب زيادي درباره اين موضوع داشت. پدر بر انجام فريضه نماز و روابط اخلاقي حسنه بين فرزندان حساسيت خاصي داشت. منزل ما جنب منزل آيت‌الله مقدسي و نزديك مسجد بود و پدرم مسئوليت هيئت عزاداري مسجد را بر عهده داشت. بيشتر وقت ما در مسجد و همراه خانواده آيت‌الله مقدسي سپري مي‌شد. مرحوم آيت‌الله مقدسي از افراد حلقه اول اطراف امام امت بود و در سال ۱۳۴۲ رساله امام امت به وسيله ايشان چاپ و توزيع شد. به واسطه آقاي مقدسي، اسم حاج‌آقا روح‌الله هميشه ورد زبان افراد خانواده ما بود و به خاطر اين نوع زندگي انس و الفت خاصي نسبت به ايشان هم به عنوان مرجع و رهبر ديني در عمق وجود ما بود.
خودتان هم در فعاليت‌هاي انقلابي شركت داشتيد؟
بنده در سال 56 بعد از شهادت حاج‌آقا مصطفي شخصاً به همراه تعدادي از دوستان مسئوليت پخش اعلاميه‌هاي امام و برپايي راهپيمايي‌ها و شركت در مراسم سخنراني‌ها را بر عهده داشتم تا اينكه انقلاب به پيروزي رسيد.
چه زماني به جبهه اعزام شديد؟
زمان شروع جنگ من ۲۷ سال سن داشتم. چند روز بعد با حدود 150 نفر از رزمندگان در روز هفتم مهر 1359 به سوي جبهه اعزام شديم و ابتدا در ساختمان گلف اهواز كه تقريباً ويران بود، مستقر شديم. مجموعاً حدود 10 ماه در جبهه بودم. بعد از آن مدت 8 ماه به خاطر مسئوليتي كه داشتم در شهر ماندم و به صورت پشتيباني در منطقه بودم و نتوانستم در عمليات ثامن‌الائمه و عمليات فتح بستان شركت كنم اما بعد در عمليات فتح‌المبين شركت كردم كه به اسارت دشمن درآمدم.  ما در منطقه دارخوين به منظور جلوگيري از تجاوز و تسلط عراق به شهر شادگان و جلوگيري از تصرف جاده ارتباطي اهواز - ماهشهر در روستاي مسعوديه در غرب كارون مستقر شديم و آن منطقه را تا سال 1360 حفظ كرديم در پايان همين سال  براي شركت در عمليات فتح‌المبين به شوش دانيال رفتم كه طي عمليات اسير شدم.
پدرتان مخالفتي با رفتن شما به جبهه‌ نداشتند؟ كمي از نحوه اسارت‌تان بگوييد.
پدر هيچ‌گاه مخالفتي با فعاليت‌هاي من و چهار برادرم در دوران انقلاب و بعد از آن زمان جنگ نداشت. پدر و برادرانم همه در دفاع مقدس من را همراهي كردند و خودشان هم نقش مؤثري داشتند اما در مورد اسارتم بايد بگويم كه طي عمليات فتح‌المبين در روز دوم فروردين سال۱۳۶۱ بين خط دوم و سوم عراقي‌ها كه در كنار تپه سبز شوش دانيال بود، حضور داشتيم كه پس از محاصره كامل و عدم پشتيباني مناسب به همراه 25 نفر ديگر از همرزمان با تحمل شش گلوله در بدنم در كنار 35 شهيد محلاتي به اسارت در‌آمدم. قبل از اينكه اسير شوم به دست عراقي‌ها به تير‌بار بسته شدم كه از ناحيه پا و كمر مجروح و سه شبانه‌روز در بيابان بودم و بعد از آن عراقي‌ها من را دستگير و بعد از اينكه در سطح شهر چرخاندند، به زندان بردند. من هشت سال و نيم در بند اسارت بودم.
آقاي رضايي شما در دوران دفاع مقدس در جبهه‌هاي حق عليه باطل حضور داشتيد و امروز داماد‌تان در دفاع از حرم اهل بيت به شهادت مي‌رسد، به نظر شما جوانان بعد از نسل شما چقدر توانستند راه شما را به شايستگي ادامه دهند؟
من احساس مي‌كنم و يقين دارم كه تمام ملت ما به ويژه جوانان مكتبي ما همانند جوانان دهه 60 عاشق رهبري و لبيك‌گوي ايشان و منتظر فرمان و امر ولايت هستند. نمونه بارز اين جوانان داماد خود من شهيد علي‌اكبر عربي است كه براي دفاع از حرم رفت و شهادت را نصيب خود كرد. جواني كه از من و پدر رزمنده و جانبازش گوي سبقت را ربود.
خود شما حاضريد بار ديگر براي دفاع از اسلام راهي ميدان نبرد شويد؟
قطعاً مي‌رويم و پاسخ شما را با اين ابيات مي‌دهم كه: جان چه باشد كه نثار قدم دوست كنيم/ اين مطاعي است كه هر بي‌ سر و پايي دارد/ گر مرد رهي ميان خون بايد رفت/ از پاي فتاده سرنگون بايد رفت. پيروان حقيقي ولايت فقيه و كساني كه اسلام حقيقي را شناختند براي آنها دفاع از اسلام و مسلمين در هر مكان و هر زمان و به هر نحوي لازم و ضروري است. هيچ عاملي در هيچ زماني سد راه آنان نمي‌شود. كسي كه هدف را شناخت بي‌پروا به سوي آن با چنگ و دندان حركت مي‌كند. اگر با پا نشد با سر خودش را به هدف نزديك مي‌كند. اين نهايت آرزو و حداقل اداي دين به اسلام و مسلمين و آزادي‌خواهان جهان است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار