يك سال گذشت و خدا توفيقي نصيبمان كرد كه دوباره ماه مبارك رمضان را ببينيم. ماه شنيدن ربنا و نشستن پاي سفره افطار و بيدار شدن به هنگام سحر براي لحظات ناب سحري. ماه روزه گرفتن و نخوردن و نياشاميدن از اذان صبح تا اذان مغرب. ماه انجام اعمال نيكو و تقواپيشگي. ماه برپايي ضيافتهاي افطاري. ماه دستگيري از نيازمندان و مستمندان و در نهايت ماه جمعآوري ثواب براي آخرت.
همه بزرگان ديني ما از فضيلتها و بركات اين ماه به كرات سخن گفتهاند و همه ما از فضائل و بركات اين ماه مبارك آگاهي داريم. ولي اينكه چقدر به اعمال اين ماه توجه و دقت داريم، چه ميزان به انجام اعمال مهربانانه و خيرخواهانه در اين ماه ميپردازيم و در كل روزه و فلسفه اخلاقي و اجتماعي آن را چقدر درك كردهايم موضوعاتي هستند كه درباره آن با حجتالاسلام محمدمسعود نادري، كارشناس مسائل ديني و فرهنگي به گفتوگو نشستهايم و آنچه در ادامه ميخوانيد ماحصل گفتههاي اين كارشناس است.
دلدادگي در محضر معبودتعريف عموم مردم از روزهداري همان است كه از صبح تا غروب در خوردن و آشاميدن امساك كنيم. به عبارتي ديگر يك دقت و حساسيتي هم در خوردن و آشاميدنها انجام دهند و هم در اخلاقيات حداقلها را رعايت كنند. اما در تعاريف ديني، روزهداري به سه قسمت تقسيم ميشود: روزهداري عام، روزهداري خاص و روزهداري خاصالخاص. در تعريف ديني روزهداري هم معناي زيباتري پيدا ميكند هم تجلي آن در جامعه و اثرگذاري آن متفاوت ميشود. به اين معنا كه وقتي فردي روزه به معناي عام آن را ميگيرد يعني همان امساك در خوردن و آشاميدن است. نوع دوم از روزهداري، روزهداري خاص است كه يك مرتبه بالاتر از روزهداري عام است. در اين روزهداري چشم، قلب و گوش انسان از انجام هر عمل حرام باز داشته ميشود، به عبارتي انسان ترك معاصي ميكند و گناه انجام نميدهد، اما روزهداري خاصالخاص روزهدارياي است كه انسان خودش را در محضر خدا ميبيند. طبيعتاً اين مرتبه از روزهداري خيلي ويژه است كه مربوط به شخصيتهاي خاص ميشود. اين مرتبه از روزهداري نيازمند استاد، كلاس، تمرين و سير و سلوك است، كه طبيعتاً اگر كسي در طول سال تمرين بسيار داشته باشد در ماه رمضان به اين روزهداري خاصالخاص ميرسد.
روزهداري، فلسفهاي به وسعت جامعهبراي فلسفه روزهداري تعريفي به اين مضمون در قرآن داريم كه لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ: يعني شما روزه بگيرید تا پاك شويد يا روزه بگيريد كه پرهيزگار شويد و روزه بگيريد كه گناه نكنيد. اين فلسفه عمومي روزه است ولي فلسفه قشنگتر آن اثرات اجتماعي، اقتصادي و سياسي روزهداري در پيكره جامعه است كه ميتواند ماه رمضان را براي مردم زيباتر و دلنشينتر به تصوير بكشد. مثلاً من در نگاهم و گفتارم تقوا را مد نظر قرار دهم و اين تقوا بعد اجتماعي پيدا بكند و در جامعه نمود عيني داشته باشد. فرض كنيم من از چراغ قرمز رد نشوم نه براي اينكه پليس هست و من را جريمه ميكند بلكه براي اينكه تقواي الهي باعث شود من كار خلاف و گناهي انجام ندهم و اين تقوا مانع من باشد.
اگر روزهداري در همان مرتبه خاص باشد مردم سعي خواهند كرد كه مرتكب گناه نشوند. در اين حالت ماه رمضان ماهي ميشود كه مردم آرزو ميكنند تمام نشود، چراكه ملاك آن صرفاً تحمل و رياضت كشيدن در برابر خوردن و آشاميدن نيست بلكه زيباييهاي ديگر مد نظر است كه ميتواند در زندگي اجتماعي بسيار اثرگذار باشد. مردم ميتوانند در اين ماه با تمرين بسيار سعي كنند رأفت و مودت اجتماعي در جامعه توسعه پيدا كند.
سفرههايي خالي از معنويتيكي از دلايل سفرههاي افطاري پر زرق و برق و بريز و بپاشهاي تجمل گونه اين است كه ما در اين سفرهها خدا را نميبينيم و تنها به فكر خودنمايي براي دل خودمان هستيم. دوست داريم از اين طريق خود را به ديگران نشان دهيم نه اينكه زيباييها و معنويت ماه خدا را نشان دهيم.
در اين سفرهها و افطاريها گاهي اوقات دنبال آن هستيم كه داشتهها و قدرت مالي خود را به رخ هم بكشيم و در اين حالت است كه افطاريها زيبايي خود را از دست ميدهد. بد نيست كمي به اصالت خود برگرديم. قرار است ماه مبارك رمضان ماه بازگشت به خويشتن باشد. طبيعتاً برگزاري سفرههاي آنچناني خالي از معنويت است زيرا اگر افطاري براي رضاي خدا باشد در برگزاري آن مسلماً دقت بيشتري خواهيم كرد. اگر سفرههاي افطاري براي خدا باشد دانه دانه لقمهاي كه مهمان تناول ميكند انسان را به خدا نزديك خواهد كرد و اگر براي تجمل و خودنمايي باشد انسان را از خدا دور ميكند زيرا خدا اينگونه سفرهها را نميپسندد. بايد دقت كنيم در شهري كه ممكن است مردم گرسنه باشند و ماهها لب به گوشت نزده باشند يا سفرههاي آنها از حداقلهاي واجب خالي باشد در اين حالت اينگونه افطاريها نميتواند اثر معنوي به همراه داشته باشد.
حال همسايه را بپرسيمماه رمضان ماه آمادهسازي توشهاي از خير و ثواب براي آخرت است در صورتي كه مباني و اصول آن را رعايت كنيم. يكي از آن اصول توجه و مراعات احوال همسايگان است كه اگر مراقبت نكنيم و به ذات و فلسفه ماه خدا توجه نداشته باشيم ممكن است گرسنگي و دغدغه همسايه كل ثواب روزهداري فرد را از بين ببرد. هر كسي ممكن است تا الان دهها عمل خير و ثواب انجام داده و چند سال نماز و روزه گرفته باشد، اما معلوم نيست اينها را با خود به قيامت ببرد. خداوند متعال در اين باره ميگويد هركسي كه با خودش عمل بياورد من آن عمل را 10 برابر ميكنم. مشكل بزرگ عزيزان روزهداري كه در همسايگي خود افراد نيازمند را ميشناسند ولي سفرهاي آنچناني مياندازند بدون اينكه حال همسايهاش را بپرسند همين است. ممكن است فعل ثوابي انجام داده باشند ولي ثوابش نابود ميشود چراكه نميتوانند آن را با خود ببرند.
شايد من به زعم خودم با روزههايي كه گرفتم و واجباتي كه انجام دادم براي خود توشهاي مهيا كرده باشم ولي اين ثوابي نيست كه آدم با خودش به قيامت ببرد. معمولاً اين افراد با ثواب بازي ميكنند، زيرا فلسفه واقعي روزهداري را نميدانند. فلسفه واقعي روزهداري اين است كه من از حال گرسنه خبر داشته باشم يعني بايد بروم سراغ بگيرم و جستوجو كنم ببينم چه كسي نياز دارد و در حد توانم دستگيري كنم، ولي متأسفانه بعضي وقتها يخچال من پر و پيمان است و من از فردي كه نيازمند است و به نان شبش هم محتاج است بيخبر هستم.
نقش اخلاقي و تربيتي روزهفرزندان ما زماني ميتوانند روزهدار خوبي باشند كه ما به عنوان پدر و مادر و فرد روزهدار در رفتار خانوادگي با همسر و بچهها بتوانيم تصوير درستي از يك مسلمان واقعي را ترسيم كنيم . فرض كنيم فرزند من در آستانه سن روزه گرفتن است چه زماني اين فرزند ميتواند از روزهداري لذت ببرد؟ مسلماً زماني كه ببيند مادر و پدرش موقع روزهداري رفتار و كردارشان بهتر ميشود. احساس ميكند مودت و مهرباني بين والدينش در زمان روزهداري بيشتر است بنابراين بچهها به روزهداري بيشتر علاقهمند ميشوند و عشق به روزهداري و ماه رمضان صدچندان ميشود. مطمئن باشيد اين بچهها وقتي ماه رمضان تمام شود منتظرخواهند بود ماه رمضان را دوباره ببينند زيرا احساس ميكنند مودت بين اعضاي خانواده بيشتر ميشود. يكي از توصيههايي كه در اينجا بايد كرد اين است كه خانوادهها بعد از روزهداري يا در حين روزهداري مهر و محبت و مودت خانوادگي را در بين همديگر بيشتر كنند و به اين موضوع مهم توجه خاص داشته باشند.