اين روزها خبر حمله به كلوپ شبانهاي به نام پالس در شهر اورلاندوي امريكا سر و صداي زيادي به پا كرده است. عامل اين حمله فردي 29 ساله به نام عمر ميرصديق متين با اصالت افغاني بوده كه در امريكا متولد و بزرگ شده بود و با خريد دو سلاح جنگي به جان اعضاي كلوپ پالس افتاد و توانست 50 نفر از آنها را بكشد و 53 نفر را هم زخمي كند و آخر كار هم به دست پليس كشته شد. از حمله عمر متين و كشتار او به عنوان خونينترين واقعه در تاريخ معاصر امريكا ياد شده و به همين جهت است كه از همان ابتداي كار، رسانهها و سياستمداران به ميدان آمدند تا هر كدام به نوبه خود نفعي از اين اتفاق ببرند. باراك اوباما، رئيس جمهور امريكا ساعاتي بعد از حمله در برابر خبرنگاران حاضر شد تا علاوه بر اعلام همبستگي با شهروندان اورلاندو و خانواده قربانيان، از اقدامات سريع خود بگويد و دونالد ترامپ و هيلاري كلينتون هم از اين واقعه براي تقويت مواضع تبليغاتي خود بهرهبرداري كردند.
اولين موضوعي كه در همان دقايق بعد از حمله مطرح شد در مورد ارتباط عمر متين با داعش و تروريستي بودن حمله بود. تماس با 911 قبل از حمله به پالس و اعلام همبستگي با داعش باعث شده بود تا گمانهزني بر سر ارتباطش با داعش تقويت بشود و گروه تروريستي داعش هم از فرصت استفاده كند تا به وسيله يكي از تارنماهاي وابسته به خود مدعي ارتباط عمر متين با خودش بشود و اعلام كند كه عمر متين يكي از اعضاي داعش بوده و به همين جهت هم مسئوليت اين حمله را به عهده بگيرد.
شايد به همين دليل برخي از رسانههاي امريكايي مدعي شدند عمر متين جزو كساني بوده كه از طرفداران گروه تروريستي داعش به شمار ميرفتند و زير نظر سازمانهاي امنيتي قرار داشتند. با وجود اين نوع گمانهزنيها، پليس و دولت امريكا نتوانست مدرك قابل اعتمادي از ارتباط حمله عمر متين به پالس با داعش را پيدا كند و با گذشت چند روز گزينه تروريستي بودن حمله و نقش داعش در آن كمكم رنگ باخت تا اينكه رسانههايي مثل ديلي ميل و لسآنجلس تايمز يا روزنامه محلي اورلاندو سنتينل و كنيدين پرس سراغ مشتريان پالس رفتند تا در جريان مصاحبههايي با آنها معلوم بشود كه عمر متين به اين كلوپ رفت و آمد داشته و از مشتريان آن به حساب ميآمده است. اين نوع اخبار و كنكاش در سابقه عمر متين بيشتر جهت شخصي بودن حمله او را تقويت كرده به نحوي كه بايد تصميم او براي حمله به پالس را ناشي از واكنش شخصي او به اين كلوپ و مشتريان آن دانست و تماسش با 911 هم بيشتر براي اين بوده كه با استفاده از نام داعش، همين واكنش و وجوه شخصي اقدامش را مخفي نگه بدارد.
با تقويت اين جهت است كه بايد حمله بهپالس را به عنوان اتفاق خونين داخلي امريكا ارزيابي كرد درست مثل حمله به كريستينا گريمي، خواننده 22 ساله در همين شهر اورلاندو كه منجر به مرگ او شد يا حمله دو سال قبل به سينمايي در كلرادو كه فرد مهاجم توانست 12 نفر را بكشد و 70 نفر را هم زخمي كند يا حمله آدام لانزا به مدرسه ابتدايي سندي هوك در منطقه نيوتان در ايالت كنتيكت كه طي آن 18 كودك ابتدايي و هفت بزرگسال كشته شدند. با نگاهي به سابقه اين دست حملات معلوم ميشود كه تعداد آنها كم نبوده و امريكا هر از چند گاه شاهد يك حمله مسلحانه بوده و تنها نكته از حمله به پالس در تعداد بالاي تلفات آن است كه باعث شده اين حمله به عنوان خونينترين حمله در تاريخ معاصر امريكا شناخته شود وگرنه به لحاظ ماهيت حمله بايد آن را در رديف حملات متداول در اين كشور دانست كه سابقه بسيار طولاني دارند تا آنجا كه بايد آنها را از مختصات تاريخ و هويت ملي امريكا دانست. اينكه هر شهروند امريكايي حق حمل سلاح گرم دارد و راحتتر از يك بسته غذايي ميتواند اسلحه بخرد، واقعيتي مسلم در جامعه امريكايي است كه گوشهاي از رؤياي امريكايي را تشكيل ميدهد. در اين صورت ديگر تعجبي ندارد كه فردي به راحتي اسلحه تهيه كند تا به دليل انگيزههاي شخصي خود به سينما، مدرسه يا كلوپ شبانه حمله كند. اين واقعيت است كه باعث شده تا به صورت شبحي در اورلاندو ظهور كند و كلوپ پالس اين شهر را مبدل به صحنهاي از كشتار تبديل كند و نام فردي با تباري غيرامريكايي باعث نميشود تا حقيقت ماجرا از هويت امريكايياش دور بماند.