بستر جامعه و ارتباط انسانها با يكديگر باعث ميشود هيچ رفتاري در جامعه محدود به فرد و خانواده نباشد بلكه در بين ساير افراد هم منعكس شود. يك رفتار بد با آموزههاي غلط ميتواند در جمع زيادي از مردم گسترش پيدا كند و تبعات منفي داشته باشد. در بسياري موارد يك رفتار بد وقتي در جمعي از مردم منتقل ميشود از شكلي به شكلهاي مختلف نيز تبديل ميشود. مثلاً زماني كه مشكل با برندگرايي است يكدفعه ميبينيم كه انتخاب لباسهايي با نوشتههاي انگليسي خجالتآور، پوششهاي غيرعرفي، آرايشهاي مو و صورت، استفاده از زينتآلات مغاير با عرف و شرع نيز در ادامه رواج پيدا ميكند.
مشابه اين رفتار و تغيير انتقال الگو در مورد اتفاقها و رفتارهاي خوب نيز ديده ميشود. ما هرچه بتوانيم رفتار خوب از خودمان بروز دهيم مردم اين انرژي و رفتار را از ما دريافت ميكنند و در ذهن خود به اشكال، رفتار و كردار متفاوت پردازش ميكنند. در نهايت با همين انتقال رفتار خوب است كه ميتوانيم اميدوار باشيم كه خوبي، گذشت، اعتماد و دوست داشتن در جامعه جريان پيدا كند.
خوبي كردن، يك آموزه طلايي من فكر ميكنم هرچقدر زمينهساز خوبيها باشيم مردم ما با خودشان فكر ميكنند كه حتماً او هم مثل ما مشكل دارد اما حقيقت زندگي را فراموش نكرده است. با اين تصور همه به خودشان نهيب ميزنند كه بين همه مشكلات و دغدغههايشان سهمشان از خوبي و خوشحال كردن بقيه مردم چقدر است؟
اين موضوع تا آن اندازه مهم است كه دين اسلام درباره خوبي به ديگران از دو جنبه سخن گفته است. اول اينكه در برابر خوبي ديگران بايد خوبي كرد بنابراين در قرآن آمده است:«هل جزاء الاحسان الا الاحسان - آيا پاداش نيكي كردن جز نيكي كردن است؟» علاوه بر اين در روايت آمده است كه «من لم يشكر النعم من المخلوقين لم يشكر الخالق - هر كس شكر مخلوقات را به جا نياورد شكر خالق را نيز به جا نميآورد.» در حقيقت اين آيه و و روايت مصداق عيني است، براي اينكه ما در حقيقت موظفيم در قبال بدي ديگران خوبي كنيم. خوبي كردن به ديگران از آموزههاي طلايي دين اسلام است.
خوبي، حتي در مقابل بدي
بنا به دستورات اسلام، ما بايد در برابر بديها خوبي كنيم. قرآن ميفرمايد:«ادفع بالتي هي احسن فاذاالذي بينك و بينه عداوه كانه ولي حميم و نيز ميفرمايد: ادفع بالتي هي احسن السيئه- با رفتار بهتر، رفتار بدي را دفع كن. در اين صورت ميبيني كه همان كس كه ميان تو و او دشمني بود دوست صميمي تو شده است.»
نكته اين آيات و روايات در اين است كه خداوند ميفرمايد احسان، بدي را از جامعه دفع ميكند و بدان نيز به نيكان تبديل ميشوند.
نمونههاي بسياري از اين عملكرد موفق در تربيت انسانها در زندگي انبيا، اوصياء و اولياء به چشم ميخورد. البته دشمناني كه حق را ميفهمند و انكار ميكنند حكم ديگري دارند و درباره چنين كساني در روايات گفتهاند:«سنگ را به همان جا كه از آن سو پرتاب شده پرتاب كن.»
خلاصه اينكه در دين مبين اسلام به همه اين كارها سفارش شده، با غريبه و آشنا، حتي با كسي كه غيردين و اعتقاد ما را دارد، وظيفه ما خوبي كردن و مهربان بودن است، درست مثل الگوهايمان كه اهل بيت معصومين(ع) هستند. آنها آنقدر مهربان و خوش اخلاق بودند كه همه جذب دين و آيينشان ميشدند.
خوبي، فراتر از شعارسيره عملي معصومين و دستورهاي صريح خداي يكتا در قرآن مجيد بر خوبي و مهرباني كردن تصريح و تأكيد دارد و در ادامه براي اينكه اين دستورات فقط شعار نباشد و همه به آن عمل كنند، از مسلمانان خواسته شده است تمرين اين خوبي و احسان را از خانه و خانواده خود و در قدم اول با پدر و مادر خويش شروع كنند.
در روايتي از امام صادق(ع) داريم كه «با خوشي با آنها يار باش»، در روايت ديگري از امام صادق(ع) آمده است: «آنها را وا نداري آنچه كه نياز دارند را از تو بخواهند، زودتر از احساس نيازشان پاسخ آنها را بدهي.»
خوبي منتشر ميشودنكته مهمتر اينكه ما وقتي خوبي ميكنيم، وقتي در رفتوآمد، باربري و تأمين غذا و پوشاك كمك ميكنيم قطعاً اين رفتار ما در ابعاد وسيعتر جامعه نمود پيدا ميكند. وقتي من به همسايهام كمك ميكنم طبيعي است كه يك باربر، يك راننده تاكسي و حتي يك پزشك هم هوس خوبي كردن به سرش ميزند.
از همه مهمتر اينكه هركسي به زعم خودش خوبي ميكند مثلاً در مقابل جمله تهديدآميزي كه يك عمر روي درهاي همه پاركينگها نوشته ميشود «پارك = پنچري» يا «توقف مطلقاً ممنوع» امروز ميبينيم كه يك مالك در مقابل بياحترامي راننده و پارك كردن خودرویش مقابل در منزل او دعوا نميكند، فرياد نميزند و هيچ چرخي را پنچر نميكند بلكه كتاب «بيشعوري» را همراه با يك يادداشت مودبانه زيربرف پاككن خودرو ميگذارد تا به اين وسيله هم از راننده بخواهد در رفتارش تجديدنظر كند هم مانع از پارك كردن او در مقابل هر منزل ديگري شود و علاوه بر اين فرهنگ كتابخواني را هم به شكل غيرمستقيم تبليغ كند.
وقتي خوبي بخواهد منتشر شود هيچ چيز و هيچ كس نميتواند مانع از انتشار آن شود به همين دليل است كه همه هدف ما اين است كه بگوييم بياييد هر كدام از ما به سهم خودمان در انتشار خوبيها در سطح جامعهمان تلاش و خوبي را جايگزين هرگونه خشونت كنيم.
اخيراً مادري تنها به يك شرط از اعدام و قصاص قاتل فرزندش گذشت كرد. اين مادر با گفتن اين شرط كه «پسرم آرزو داشت زندگي رو به يه انسان هديه كنه تو كه درگيره اعتياد هستي اگه ترك كني يعني به زندگيت برگشتي و من به خاطر اين همتت از قصاص تو ميگذرم.» همين شرط كافي بود كه قاتل فرزندش اعتيادش را كه يك عمر گريبانگيرش بود ترك كند، ببينيد چقدر زيبا ميشود هم گذشت كرد و هم در عين حال يك انسان را به روال عادي زندگياش بازگرداند. این مادر به قاتل فرزندش دوبار زندگی بخشید.
*جامعهشناس