رقم قرارداد بازيكنان در ورزش حرفهاي دنيا به هيچ عنوان مطرح نيست. به اين دليل كه در فضاي حرفهاي ورزش در دنيا، سازمانها و تشكلاتي وجود دارد كه براساس فاكتورها و معيارهاي مشخص قيمت بازيكنان را تعيين ميكنند و اينطور نيست كه متر و معيار خاصي براي بالا رفتن رقم قرارداد يك بازيكن وجود نداشته باشد و اين تغييرات براساس تورم يا حتي نظر شخصي يك بازيكن تعيين شود. بالا و پايين شدن اين ارقام و نرخگذاري روي بازيكنان در دنيا براساس شاخصههايي است كه از قبل تعيين شده و البته براساس عملكردي كه آن بازيكن فصل قبل داشته است. البته اين جداي از بازيكناني است كه برند هستند و باشگاهها ميتوانند از لحاظ تجارت هم روي آنها حساب كنند اما در فوتبال ايران كه يكشبه حرفهاي شد، هيچ متر و معيار خاصي وجود ندارد براي اين تعيين قيمت و يك مثلث (مدير، مربي و دلال) است كه اين مسئله را تعيين ميكند. در فوتبال ايران تنها پول دادن حرفهاي شده است در حاليكه نه اخلاق، نه باشگاهها، نه مربيان، نه بازيكنان، نه مديران و نه حتي فدراسيون نيز حرفهاي نشده و نميتوان با اين اوصاف توقعي جز اين داشت كه هر فصل قيمتها به صورت دلخواه و البته كذايي بالا برود. وقتي بيارزشيها به جاي ارزش حاكم ميشود، بايد شاهد اين لجامگسيختگي بود. اين ميشود كه يك مربي چند بازيكن با قيمتهاي فضايي ميگيرد اما برخي از آنها در طول يك فصل حتي دقيقهاي بازي نميكنند. چراكه فوتبال ما نتيجهگراست و مديران و مربيان تصور ميكنند جذب بازيكنان ميلياردي ميتواند براي آنها قهرماني در پي داشته باشد و اگر اين قهرماني رقم بخورد، اين اشتباه به يك باور تبديل ميشود. آن وقت تيمهايي مثل استقلال و پرسپوليس طي دو، سه فصل بدهي 100 ميلياردي به بار ميآورند و تيمهاي ضعيفتر ورشكست شده و از دور خارج ميشوند، رقابت ناسالم به وجود ميآيد و فوتبال رو به نابودي ميرود، چراكه ما براي حرفهاي شدن فوتبال نه برنامه داريم، نه هدفگذاري و نه مديران كارآمد و با اين اوصاف، شرايط به همين منوال باقي خواهد ماند تا ناكجاآباد!