كمتر از يك سال است كه خشونت حرف اول را در صحنه سياسي تركيه ميزند و ترجيعبند اين حرف هم جنگ در استانهاي كردنشين اين كشور و انفجارهايي است كه هر چند وقت يك بار در شهرهاي مهم مثل آنكارا، پايتخت و استانبول اتفاق ميافتند. نقطه شروع اين روند را ميتوان در انفجاري دانست كه 20 جولاي سال گذشته ميلادي در منطقه سوروچ از استان شانلياورفه اتفاق افتاد، هر چند عامل آن انفجار از نيروهاي داعش بود اما رجب طيب اردوغان، رئيس جمهور تركيه از آن انفجار بهرهبرداري كرد تا بتواند علم جنگ با كردها و به طور عمده حزب كارگران كردستان، (پكك)، را بلند كند. نتيجه مستقيم برافروختن علم جنگ در انتخابات پارلماني تركيه ديده شد. حزب اردوغان، (عدالت و توسعه)، يك ماه پيش از آن انفجار و در انتخابات هفتم ژوئن اكثريت پارلمان را از دست داده بود و اردوغان براي بازگشت حزبش به وضعيت قبل احتياج داشت تا قبل از انتخابات زودهنگام در اول ماه نوامبر، شوك قابل توجهي به احساسات مليگرايانه وارد كند كه البته انفجار سوروچ و جنگ با كردها اين شوك را وارد كرد و او توانست نتيجه دلخواه را به دست بياورد.
از آن موقع تاكنون خشونت و جنگ در استانهاي شرقي و جنوب شرقي و انفجار در استانهاي غربي مبدل به رويه كلي شد كه گويا جواب عمليات نظامي ارتش و نيروهاي نظامي در طرف شرق با انفجارها و حملات تروريستي در شرق داده ميشود. انفجار روز سهشنبه هفتم ژوئن را هم ميتوان در همين قالب تفسير و ارزيابي كرد كه مثل سلسلهانفجارهاي گذشته، نگاهها به سوي پكك يا گروهي به نام شاهينهاي آزاد كردستان، TAK، است چرا كه انگشت اتهام اردوغان و ديگر مقامهاي دولت تركيه به سوي همين گروههاست، هر چند پكك اتهام حملات تروريستي را رد كرده و تنها مدعي دفاع از خود در برابر حملات ارتش و نيروهاي امنيتي تركيه بوده است. متهم و مسئول اين رشته حملات هر گروه و دستهاي كه باشد يك نكته را بايد مسلم گرفت كه وقوع حملات به معناي تداوم روندي است كه از 20 جولاي سال گذشته شروع شده و بايد ديد كه با تداوم اين روند، چيزي هم براي اردوغان باقي ميماند تا از تداوم خشونت به نفع او تمام بشود يا نه. اين موضوع را ميتوان تا اندازه زيادي به هدف اصلي اردوغان در تغيير نظام سياسي تركيه دانست كه حالا با تغيير دولت، وظيفه آن را به عهده نخست وزير جديد انداخته است. گفته ميشود كه اختلاف نظر او با احمد داوداوغلو باعث كنارگيري داوداوغلو از پست نخستوزيري شد و بن علي يلدرم را به اين پست آورد تا تغيير نظام سياسي كشور را در صدر اولويتهاي خود قرار بدهد و يلدرم هم در نخستين سخنرانياش به انجام اين مأموريت متعهد شد. اردوغان ميداند كه تغيير نخستوزير تنها راه تغيير نظام سياسي كشور نيست و مشكل اصلي در پارلمان است كه بايد براي كسب دستكم دوسوم كرسيهاي پارلمان نظر برخي از نمايندگان ديگر احزاب را موافق خود كند. با توجه به مخالفتهاي جدي حزب جمهوريخواه خلق و حزب دموكراتيك خلقها دومين و چهارمين حزب در پارلمان او اميدوار جلب نظر نمايندگان حزب حركت ملي است آن هم بر مبناي شور و احساسات مليگرايانه كه بنياد و مبناي اين حزب را تشكيل ميدهد. حزب حركت ملي بر اين مبنا به شدت خواهان برخورد خشن با كردهاست و هر وقت كه انفجاري در آنكارا يا استانبول اتفاق ميافتد، اردوغان با گرفتن انگشت اتهام به سوي كردها و وعده تشديد عمليات عليه آنها به اين احساس مليگرايانه در ميان نمايندگان و هواداران حركت ملي دامن ميزند. به عبارت ديگر، همان گونه كه حمله تروريستي حدود يك سال قبل حزب اردوغان را نجات داد و احساسات مليگرايانه بعد از آن موجب پيروزي قاطع اين حزب شد، سلسلهانفجارها در ماههاي اخير و از جمله همين انفجار روز سهشنبه موجب دامن زدن به همان احساسات ميشود كه اردوغان ميتواند با سوار شدن بر امواج اين احساسات به سوي تغيير نظام سياسي حركت كند.