صحبت كردن با آقاي خاص كشتي فرنگي راه و رسم خاص خودش را دارد. محمد بنا وقتي پاي كار باشد از خانه كشتي بيرون نميآيد، همانجا تيمش را تمرين ميدهد و همانجا زندگي ميكند. ميگويند حتي براي هواخوري هم بيرون نميآيد، اين را در گفتوگويي كه چند سال پيش با او داشتيم نيز متوجه شده بوديم. آن روز به ما گفت كه برخي شبها از نگراني بيدار ميشوم، به بچههاي تيم سر ميزنم و ميآيم در سالن خالي قدم ميزنم تا ببينم چكار بايد انجام بدهم. بناي كشتي فرنگي ايران حالا و در فاصله دو ماه مانده به المپيك باز هم در خانه كشتي است. با هماهنگي زياد و تماسهاي مكرر دوشنبه صبح بود كه قبل از آغاز تمرين تيم ملي براي دقايقي وقتش را به ما داد و البته وقتي شنيد كه همكارمان بيرون خانه كشتي مانده قول داد كه حتماً براي گفتوگويي مفصلتر به «جوان» بيايد.
فعلاً وقت گلايه كردن نيست، زمان نيست، فرصتي نداريم. بايد تمام تمركزمان را روي آماده سازي بچهها بگذاريم. البته قولهايي داده شده كه مربوط به روزهاي آخر و قبل از المپيك است، مثل حقوق بچهها كه بايد ببينيم عملي ميشود يا نه. اميدواريم كه عملي شود، اما فعلاً كار خودمان را ميكنيم.
شرايط هر المپيك متفاوت است. هر چهار سال يكبار آمادهترينها ميآيند و ميخواهند با كمترين ضريب اشتباه بهترين نتيجه را بگيرند. همه ميآيند كه طلا بگيرند، ما هم همين هدف را داريم فقط خدا كند شرمنده مردم نشويم، به خصوص اينكه در لندن قهرمان شديم و حالا همه توقع تكرار آن را دارند. من براي كل كاروان ورزش ايران آرزوي موفقيت دارم، اميدوارم اينقدر مدال بگيريم كه مدالهاي كشتي فرنگي ديده نشود.
كاملاً درست ميگوييد. نگران هستم آنها حتي در لندن هم دلشان نميخواست ما سه مدال طلا بياوريم، ولي ما مدال را گرفتيم. تأكيد ميكنم ما در هر زمان كه مدال به دست آوردهايم حقمان را گرفتهايم، اما به كشورهايي چون آذربايجان و روسيه مدال ميدهند. در ريو شرايطمان بدتر هم هست، چون نميخواهند مدالهاي طلا و عنوان قهرمانيمان را تكرار كنيم، بچهها بايد اينقدر خوب باشند كه جلوي همه اتفاقات از ناداوري، تبعيض، سوءاستفاده و تباني را بگيرند.
ببينيد آن زمان تصور ميكردم كه از ظرفيت موجود در كشتي فرنگي استفاده بهينه ميشود، اما نشد و مجبور شدم برگردم، وقتي من رفتم تصورم اين بود كه كشتي فرنگي به راهش ادامه ميدهد، اما اينطور نشد و ضربه خورديم. فعلاً كه من تا المپيك هستم و اميدوارم شرايط به گونهاي رقم بخورد كه بتوانم ادامه بدهم. البته در ورزش ايران براي مربي گارانتي وجود ندارد، اگر من در المپيك نتيجه نگيرم همان لحظه عذرم را ميخواهند حتي اگر خودم دلم بخواهد كه بمانم.
شما اين را ميگوييد، براي شما حميد سوريان و اميد نوروزي و... تمام شدهاند، اما براي من نه. من اعتقاد دارم كه حميد سوريان اگر بخواهد ميتواند يك المپيك ديگر هم كشتي بگيرد، البته اين هم منطقي است كه بايد شرايط جسمي خودش را هم در نظر بگيرد، اما اين يك واقعيت است كه تمام دنيا روي ورزشكاران پرتجربه خود سرمايهگذاري ميكنند و به راحتي آنها را از دست نميدهند. من در كار تيمهاي پايه دخالت نميكنم. اين كار بقيه است، من آنها را در تيم ملي تحويل ميگيرم، تربيت و آماده رقابت ميكنم. قبل از سال 2014 خيليها گفتند كه اين كار درست نيست ولي همان سال ما قهرمان جهان شديم، كار من با تيم بزرگسالان و هدفم موفقيت آنهاست، درست مثل كار كارلوس كرش، سرمربي تيم ملي فوتبال كه همه از او صعود به جام جهاني ميخواهند. خم رنگرزي نيست كه دست در آن فرو بريم و يك حميد سوريان بيرون بياوريم. بايد روي جوانان و اميدها كار كرد تا پرورش پيدا كنند. اين راه ادامه دارد و با آن و آينده خوبي را ميتوان براي كشتي فرنگي ترسيم كرد.
واقعاً خوشحال شدم. از صميم قلب آقاي داورزني را دوست دارم. يك مدير موفق و با برنامه هستند، قبل از او هم يزدانيخرم را بسيار دوست داشتم، بچههاي واليبال كار بزرگي انجام دادند و اميدوارم با ادامه همين روند آنها را روي سكوي مدال المپيك ببينيم.