يكی از مشكلات نظام آموزشي ما اين است كه به نوآوري توجهي ندارد. يعني دانشآموز و دانشجو را به خلاقيت و نوآوري تشويق نميكند و حتي برنامهاي هم در اين باره ندارد! همانطور كه ميدانيد در كشور سيستم NIS يعني سيستم نوآوري ملي نداريم.
من در كلاسهايم سعي ميكنم كه فيزيك مسئله را به دانشجو انتقال دهم، نه صرفاً معادله مربوط به مسئله را. دانشجو بايد فيزيك را درك كند، تست كند و جرئت ساختن داشته باشد. بعضي يا خيلي از دانشگاههاي ما قالبي است. قالبي ميزنند و دانشجو را ميريزند درون آن، مثل خط توليد!
تا وقتي كه سيستم به دانشجو فرصت ندهد اشتباه كند، دانشجو ياد نميگيرد. بچهاي كه بلند ميشود تا راه برود بايد زمين بخورد، اگر ما بترسيم كه بچه بلند شود زمين ميخورد، پس چه وقت ميخواهد راه رفتن ياد بگيرد. ذهن انسان هم همين است بايد به ذهن انسان هم اجازه اشتباه كردن داده شود.
يكي از مشكلات سيستم ما اين است كه هميشه استاد سر كلاس يكسري مطالب را بيان ميكند و دانشجو بايد دربست بپذيرد. نبايد اعتراض كند كه چرا؟
در سيستم كشورهاي غربي ميبينيم كه اصلاً به دانشجو فشار نميآورند. اما اينجا كلي گزاره وارد مغز او ميكنند، كلي گزاره و مطالب تئوري ميداند، اما چرا دانشجوي ما نميتواند يك محصول جديد را وارد عرصه صنعت كند. چرا نميتواند يك نوآوري داشته باشد، علتش چيست؟ پاسخ اين است كه دانشجو را قالبي بار آورديم. در صورتي كه اين دانشجوي ايراني ميرود كشور غربي ميدرخشد و يك سر و گردن از بقيه بالاتر است، چرا؟ چون آنجا سيستم به كارگيري از استعدادها را دارند و ما نداريم. البته منظورم اين نيست كه چون ما سيستم نداريم برويم خارج، نه منظورم اين است كه ما بايد سيستم را ايجاد كنيم.