کد خبر: 788386
تاریخ انتشار: ۱۰ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۳۷
عزمی براي مقابله با نفوذ علمي وجود ندارد
مسئله «نفوذ»، يكي از چند موضوع كلان موجود در فضاي سياسي- اجتماعي كشور در چند سال اخير بوده است.
محسن فرهادي
نزديكي بيش از حد دولت حسن روحاني به امريكا و غرب، به صورت قابل توجهي، خطر نفوذ دشمن در مرزهاي سياسي، فرهنگي، ايدئولوژيك، علمي و اقتصادي انقلاب اسلامي ايران را افزايش داده است. اين مسئله پيش از آنكه بخواهد توجيه يا دليل سياسي داشته باشد، از توجيه عقلي برخوردار است. اعتماد كردن به دشمني كه به يكباره پس از 37 سال، ادعاي دوستي مي‌كند، با مباني ابتدايي هيچ عقلانيت فردي و اجتماعي سازگار نيست. در اين ميان مسئله نفوذ علمي را بايد يكي از مهم‌ترين ابعاد «نفوذ» به حساب آورد. چه اينكه نفوذ عناصر دشمن در مراكز علمي كشور- به عنوان مراكز توليد فكر و جهت‌دهي به جامعه- مي‌تواند واجد ابعاد عميق فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي در آينده باشد. در همين زمينه در روزهاي اخير، انتشار متن سخنراني فرهاد عطايي دانشيار روابط بين‌الملل و عضو رسمي هيئت علمي دانشگاه تهران در كنفرانسي در كپنهاك، محل بحث‌هاي زيادي در محافل علمي و رسانه‌اي كشور بوده است.

اين فرد كه در ماه مي‌2014 و با عنوان عضو هيئت علمي معتبرترين دانشگاه ايران در كنفرانس مذكور حضور پيدا كرده است، در حالي كه از امنيت ناشي از جانفشاني نيروهاي امنيتي كشور استفاده مطلوبي براي پيگيري فعاليت‌هاي خائنانه خود مي‌برد، طي سخنراني خود، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي را تندرو و حزب‌الله لبنان را نيرويي مخوف معرفي كرده است! طبيعتاً عطايي يا هر فرد ديگري مي‌تواند هر طور كه دوست دارد فكر كند. مشكل اينجاست كه چگونه چنين فردي به عنوان نماينده بزرگ‌ترين دانشگاه كشور در كنفرانس مذكور انتخاب و راهي كپنهاك شده است؟ جالب اينكه برخي شنيده‌ها حاكي از آن است كه وي براي حضور در اين كنفرانس و بر زبان آوردن چنين كلمات خائنانه‌اي، گويا از وزارت علوم نيز پول دريافت مي‌كرده است! اين مسئله به خودي خود عمق جدي بودن مسئله «نفوذ» در وزارت علوم را مي‌رساند. البته گُل كردن افتضاح جناب عطايي، تنها يكي از بي‌شمار پرونده‌هاي برملا شده و نشده نفوذي‌ها در وزارت علوم به حساب مي‌آيد.

چندي پيش از روشن شدن سخنان جناب عطايي نيز برملا شدن پيشينه سرپرست مركزي همكاري‌هاي بين‌المللي وزارت علوم، زنگ خطر نفوذ در اين وزارتخانه را به صدا درآورده بود. فرد مذكور كه سعيده لطفيان نام دارد را مي‌توان از مهم‌ترين مهره‌هاي حلقه نفوذ سازمان‌يافته در وزارت علوم دانست. وي پيش از اين مشاور رئيس دفتر امنيتي امريكا در دوبي بوده، طرح نفوذ در نخبگان كشورهاي متخاصم امريكا را به وي پيشنهاد كرده و يكي از مجريان آن بوده است! آنگونه كه دكتر زهره طبيب‌زاد‌نوري، نماينده مجلس گفته است:‌«وي پيش از اين نيز در مركز مطالعات استراتژيك مجمع تشخيص مصلحت نظام مشغول به كار بوده است!» سعيده لطفيان همچنين در شوراي ملي ايرانيان (ناياك) عضويت داشته است. شوراي مذكور كه تحت حمايت مالي و تبليغاتي نهادهاي متخصص انقلاب رنگي همچون بنياد ملي دموكراسي و بنياد راكفلر در امريكا مي‌باشد، يكي از مهم‌ترين بازوهاي نفوذ سازمان‌يافته ايالات متحده در ساختار جمهوري اسلامي از طريق مراودات علمي به شمار مي‌رود.
اسناد موسوم به ويكي‌ليكس نشان مي‌دهد كه فرد مذكور چند سال قبل با مقامات امريكايي در مورد ديپلماسي مسير دوم گفت‌وگو كرده است. ديپلماسي «مسير دوم» كه يكي از مهم‌ترين راهبردهاي نفوذ امريكا در محافل علمي و آكادميك ايران براي همراه‌سازي نخبگان كشورمان است، طي يك دهه اخير از خطوط اصلي دستگاه ديپلماسي امريكا عليه انقلاب اسلامي بوده است. با اين وجود، خبري از برخورد با عوامل نفوذي شناسايي شده در وزارت علوم نيست. حالا مجتبي صديقي از متهمان اصلي پرونده بورسيه‌ها، خبر از ايجاد دفاتر كنسولگري كشورهاي خارجي در دانشگاه‌ها داده است! به نظر مي‌رسد با توجه به سابقه روشن دولت‌هاي غربي در مسير قلع و قمع منافع ملي ايرانيان در هر زمينه‌اي، دفاتر مذكور كار ويژه‌اي جز جاسوسي و شناسايي استعدادهاي علمي كشور بر عهده نخواهند داشت. سؤال اين است كه كدام كشوري اجازه دسترسي كشورهاي متخاصم به آمار نيروهاي نخبه دانشگاهي خود را مي‌دهد كه حالا ايران قرار است از آن الگوبرداري كند؟ و به راستي كدام كشور دانشجويان به عنوان يكي از با كيفيت‌ترين منابع انساني خود را اينگونه رايگان در اختيار سرويس‌هاي جاسوسي بيگانه قرار مي‌دهد؟!

 طبيعتاً در چنين فضايي، در صورت نداشتن هوشياري لازم از سوي مسئولان امر، دشمن خواهد توانست ضربات مهلكي را بر منافع ملي كشور وارد نمايد. وليكن مشكل اينجاست كه متأسفانه در مجموعه وزارت علوم، اراده‌اي براي برخورد با نفوذ علمي وجود ندارد. بلكه برعكس، به نظر مي‌رسد قرار است تمامي امكانات در خدمت عملياتي كردن نفوذ علمي دشمن در سطح دانشگاه‌هاي كشور به كار گرفته شود! با اين وجود، نفوذ علمي را علاوه بر آنكه بايد در متن مديريت‌هاي دانشگاهي و بين اساتيد غربزده جست‌وجو نمود، بايد در متن جنگ بيولوژيك و تكنولوژيك غرب با ملت ايران نيز ديد. پروفسور علي كرمي رئيس پژوهشكده مجازي بيوتكنولوژي بسيج جامعه پزشكي چندي پيش در همين زمينه سخنان قابل تأملي را بر زبان آورده است.

كرمي مي‌گويد:‌«‌به عقيده من برخي از اين قرارداد‌ها، ‌نفوذ است مثلاً اخيراً قرارداد توليد گوجه‌فرنگي گلخانه‌اي بين ايران و فرانسه، به نام توليد محصول ارگانيك بسته‌ شده است؛ اين قرارداد‌ براي من شگفت‌آور است؛‌ آيا واقعاً ما فناوري توليد گوجه‌فرنگي گلخانه‌اي را در كشور نداريم؟! اين قرارداد مي‌تواند كاملاً اشتباه باشد، زيرا ممكن است گوجه‌هاي تراريخته به اسم اُرگانيك وارد كشور شود. پس از برجام، قراردادهاي دارويي بسته‌ شده‌اند كه توان توليد آنها را در داخل داريم؛ از طرفي ما صادرات پلاسما به خارج از كشور داريم و در مقابل دارو وارد مي‌كنيم؛ چه اطميناني وجود دارد كه فاجعه خون‌هاي آلوده از كشور فرانسه، اين بار با واردات دارو پيش نيايد؟» سؤال اين است كه كي قرار است با عوامل نفوذي شناخته شده در بدنه مديريتي وزارت علوم برخورد جدي صورت گيرد؟ به نظر مي‌رسد در صورت عدم توجه مسئولان دولتي به اين مهم، تشكل‌هاي دانشجويي فعال در سطح كشور بايد براي حفاظت از منافع ملي كشور در درازمدت در برابر بيگانگان، مستقيماً وارد عرصه شوند. همين!
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار