
سازمان حج و زيارت كشورمان روز يكشنبه در بيانيهاي اعلام كرد: «به دليل استمرار كارشكنيهاي دولت سعودي زائران عزيز جمهوري اسلامي ايران از حضور در مراسم حج تمتع سالجاري محروم ميشوند كه مسئوليت آن بر عهده دولت عربستان سعودي است.» بيانيه اين سازمان موجي از توهينهاي طرف عربستاني را به دنبال داشت؛ رويهاي كه عربستانيها نزديك به سه سال است از آن تبعيت و به هر بهانه انواع توهين را نثار نظام جمهوري اسلامي و جامعه ايراني ميكنند.
در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: «عربستان سعودي به رغم تبليغات سوءرسانههاي خود، تحت تأثير فضاي سياسي بين دو كشور، حج را به مسائل سياسي گره زده و بر همين مبنا متن تفاهمنامه متداول و هر ساله را تغيير داده است، بنابراين اين دولت سعودي است كه ضمن بهرهبرداري سياسي از حج و حرمين شريفين، با حق مسلم مردم شريف ايران براي انجام مناسك حج مخالفت به عمل آورده و صد عَن سبيلالله نموده است.»
در پاسخ به اين بيانيه عربستانيها بار ديگر حجم جديدي از اتهامات را به جمهوري اسلامي ايران و زائران ايراني نسبت داده و به اين بيانيه واكنش سخت نشان ميدهند؛ عادلالجبير در كنفرانس خبري مشترك با فيليپ هاموند، همتاي بريتانيايي خود در جده مدعي شد: «ايران خواهان حق برگزاري تظاهرات و امتياز گرفتن بود... اين كارها باعث ايجاد هرج و مرج در مراسم حج ميشود. اين مسئله قابل قبول نيست.» راديوفردا هم با بهرهبرداري از سخنان الجبير برپايي برخي از مراسم حج زائران ايراني را سازماندهي تظاهرات در مراسم حج با هدف آشوب توصيف ميكند.
بيبيسي هم به مانند ساير رسانههاي وابسته به نظام سلطه تلاش ميكند سياستهاي دولتي انگليس و امريكا را پيش برده و مقصر اصلي عدم شركت حجاج ايراني در مراسم حج 95 را اقدام طرف ايراني عنوان كند. اين رسانه در همين باره مينويسد: سازمان حج و زيارت ايران در بيانيهاي عربستان را مسئول توقف عازم زائران ايراني دانست و گفت كه ايران خواسته بود «با توجه به حوادث تلخ گذشته شرايط اعزام حجاج ايراني با اطمينان از تأمين امنيت و حفظ عزت و كرامت حجاج فراهم آيد كه به علت ناهماهنگي در سطوح عالي عربستان و تأثير نگاه سياسي بر مسائل حج، به اين مطالبات پاسخ مثبت داده نشد.»
سايت صداي امريكا هم تلاش ميكند در موضعي به ظاهر بيطرفانه، جمهوري اسلامي ايران را مقصر اصلي چنين تصميمي بداند. اين سايت مينويسد: «مشكلات ايران و عربستان سعودي بر سر مسئله برگزاري حج به حوادث حج سال گذشته باز ميگردد كه در جريان آن صدها زائر ايراني به دليل ازدحام جان خود را از دست دادند. ايران عربستان را به سوء مديريت در برگزاري مراسم حج متهم كرد اما عربستان مسئوليت آن حادثه را به عهده زائران دانست. از سوي ديگر قطع روابط رياض با تهران در پي حمله به اماكن ديپلماتيك عربستان در ايران در سال گذشته موجب اوج گرفتن تنش ميان دو كشور و دشوار شدن مذاكره درباره برگزاري مراسم حج شد.» رسانههاي غربي تلاش ميكنند بدون توجه به سوءمديريت عربستانيها در برگزاري حج سال گذشته و بدون ذكر دلايل كشته شدن صدها مسلمان بيگناه در آن اتفاق تلخ، طرف ايراني را مقصر جلوه داده و به اين طريق نارضايتي عمومي در جامعه ايراني بهوجود بياورد. اتهامافكني مقامات عربستاني تنها با بحث موسم حج خاتمه نمييابد، چنانچه وزير خارجه اين كشور در همان روز با اشاره به تحولات عراق و بدون اشاره به اينكه چه كشور و افرادي جنگ قومي در منطقه را شكل داده و دامن ميزنند، تصريح ميكند: «فتنه و تفرقه در عراق نتيجه سياستهاي فرقهگرايانه ايران در عراق است.»
الجبير كه به مواضع ضدايراني شهره است و هر از گاهي سخناني تند عليه ايران مطرح ميكند تاكنون درباره تجاوز حكومت پادشاهي عربستان به خاك يمن و بحرين يا حمايت از القاعده و داعش و ديگر گروههاي تروريستي سخني بر زبان نياورده است.
وزيرخارجه عربستان سعودي روز جمعه نيز در مصاحبه با روزنامه آلماني فرانكفورتر آلگماينه جمهوري اسلامي را متهم كرد كه در تلاش براي احياي «امپراتوري فارس» است.
حج بهانه است
علت اصلي اين مسئله كه عربستان براي شركت زائران ايراني در موسم حج95 تمايل ندارد را بايد در تحولات منطقه و شكستهاي پياپي اين كشور در اهداف منطقهاي خود توجيه كرد، به همين دليل است كه مقامات اين كشور در شرايط كنوني به موضوع حج در يك قالب سياسي مينگرند و نه ديني. رژيم آلسعود در همين مسير به حجاج برخي از كشورهاي مسلمان- از جمله كشورمان- كه نگاهي مترقي در حوزه سياست دارند و بخشي از نگاه مترقي آنها در تضاد با نظامها و كشورهاي مرتجع است، نگاه منفي دارد و همواره به دنبال ايجاد مانع براي برگزاري امن و توأم با شأن و حيثيت مردم اين كشورها از جمله مردم ايران است.
پس از پيروزي انقلاب اسلامي ايران، عربستان همواره از سياستهاي ايران ناراضي و مترصد فرصتي براي ضربه به كشورمان بوده است، خواه به شكل ديپلماتيك، نظامي يا اقتصادي. عربستان تنها تصميم دارد كه «سر مار (ايران) را ببرد» - به نقل اسناد ويكيليكس- و همين انگيزه منجر به آن شده تا رفتار عربستان در قبال كشورمان ناگهان از حالت رقابتي به شكل خصومت تغيير وضعيت دهد.
از دكترين نيكسون- كيسينجر كه بر اساس آن عربستان و ايران مدير تأمين و حفظ امنيت منطقه به شمار ميآمد تا به امروز كه به واسطه برجام - بنا بر ادعاي برخي - به گشايشي در روابط تهران- واشنگتن منجر شده، عربستان در حال رقابت با ايران بر سر نفوذ منطقهاي بوده است؛ موضوعي كه بايد تحت عنوان نفوذ گفتمان انقلاب اسلامي در منطقه و شكلگيري جنبشهاي مردمي در ملتهاي منطقه از آن ياد كرد. دلهره عربستان در قبال نفوذ جمهوري اسلامي ايران راهبردي و نه تاكتيكي است، در حقيقت اين كشور به دنبال احياي نقش مديريتي خود در منطقه نفوذ ايران است. امروزه علاوه بر ايران كه نفوذ منطقهاي عربستان را با بحران مواجه ساخته است، قدرت هژمون منطقهاي عربستان را تركيه و رژيمصهيونيستي نيز به چالش كشاندهاند. به همين دليل رياض با تاكتيكهاي متفاوت تصميم دارد ضمن تكيه بر «نفت» به عنوان بازيگردان اصلي منطقه ايفاي نقش كند.
بر همين اساس عربستان با سياست منطقهگرايي با محوريت حمايت از تروريسم منطقهاي تلاش ميكند نبرد خود با جمهوري اسلامي ايران را در مناطقي مانند يمن، لبنان، عراق و از همه مهمتر سوريه حفظ كند. سطوح ديگري از درگيري عربستان با ايران را ميتوان در شهيد شدن ديپلمات ايراني در يمن، انفجار سفارت ايران در بيروت و كشته شدن نزديك به 500 تن از حجاج ايراني بيتالحرام مشاهده كرد. بحران سوريه موضوع ديگري است كه اختلافات نظري و هم اختلافات عيني ايران و عربستان را تشديد كرد، در اين ميدان ايران از ملت سوريه حمايت ميكند و عربستان به تجهيز و تقويت گروه تروريستي و غيرتروريستي مخالف بشار اسد سرگرم است. تشديد درگيريها ميان دولت مركزي و تروريستها طي چند سال اخير، فاصله ايران و عربستان را از يكديگر دورتر و خصومت آلسعود با جمهوري اسلامي ايران را گستردهتر كرد، به گونهاي كه مقامات آلسعود بارها مواضع تند و گستاخانهاي عليه كشورمان اتخاذ كردند، به عنوان نمونه عادل الجبير وزير امور خارجه رژيم آلسعود در نشست خبري با وزير امور خارجه آلمان اتهامات بسياري را متوجه جمهوري اسلامي ايران كرده و با فرافكني نقش مستقيم اين كشور در بحرانهاي منطقهاي، بار ديگر كشورمان را به دخالت در سوريه متهم ميكند: «ايران كشوري متجاوز است كه خاك يك كشور عربي را اشغال كرده، اگر ميخواهد نقشي در حل بحران داشته باشد بايد نيروهاي خود و نيروهاي حزبالله را از سوريه خارج كند و دست از حمايت تسليحاتي از بشار اسد بردارد.»
استقبال رسانههاي بيگانه از محروميت حجاج ايراني در حج 95
گستاخيهاي آلسعود نيازمند پاسخ محكم است
با توجه به آنكه از روز وقوع حادثه تلخ منا مقامات عربستاني به جاي عذرخواهي از چنين رويداد مشكوكي، رفتار زائران ايراني را علت اصلي چنين رويدادي عنوان كرده و موازي با آن سياست ايران در منطقه را هم بارها به چالش كشيده و به مانند مقامات نظام سلطه جمهوري اسلامي ايران را به دخالت در امور ساير كشورها متهم ميكنند، نياز است مقامات دولتي پاسخ مناسبي به اين رفتار سعوديها بدهند. به هر روي چنانچه دولت تدبير و اميد طي سه سال اخير رويكرد قاطع و شفافتري نسبت به تحركات و موضعگيري شيوخ منطقه به ويژه عربستانيها اتخاذ ميكرد، اكنون شاهد آن نبوديم كه نه تنها به آساني زائران ايراني از حج 95 باز بمانند بلكه هر تهمتي را هم به گوش خود بشنوند.
رهبر معظم انقلاب اصول حاكم بر سياست خارجه جمهوري اسلامي ايران را منبعث از « مباني اسلام» ميدانند و تأكيد ميكنند: «در قانون اساسي، اسلام معيار سياست خارجي است، بنابراين موضعگيري در مقابل كشورها و مسائل مختلف، بايد مختصات ديني داشته باشد.» مسئلهاي كه ضرورت «دفاع از ملت و دولتهاي مظلوم» توسط دولتمردان، به خصوص مسئولان اين وزارتخانه را بيش از گذشته مطرح كرده و فقدان آن – بهنظر ميرسد - يكي از عوامل گستاخي آلسعود در رابطه با ايران است، به همين دليل است كه معظمله در يكي از سخنرانيهاي خود ادامه «تعهدات برادرانه به همه مسلمانان جهان و حمايت بيدريغ از مستضعفان» را يك اولويت براي وزارت امور خارجه برميشمارند. برهمين اساس حمايت از جنبشهاي مردمي منطقه و دفاع از آنها در مقابل نظام سلطه يكي از عناصر مهم «حفاظت از عظمت و هيبت كشور» به شمار ميرود و در شرايطي كه نهضتهاي مردمي در كشورهاي لبنان، عراق، سوريه، يمن، بحرين و برخي ديگر از كشورها، انقلاب اسلامي ايران را الگوي خود قرار دادهاند.
توقع اين است كه دستگاه سياست خارجه حمايتهاي قانعكنندهتري از جنبشهاي مردمي در بحرين، حزبالله در لبنان، انصارالله يمن و ساير نقاط به عمل بياورد. در مقابل گستاخي برخي مقامات منطقهاي نسبت به جامعه ايراني و قتلعام مردم كشورهايي نظير يمن، بحرين و سوريه هم مواضعي شفافتر و انقلابيتر داشته باشد چراكه تعرض بيمحاباي ائتلاف عربي-امريكايي به سرزمينهاي اسلامي و قتلعام آنها دستاندازي مستقيم به منافع بينالمللي كشورمان به شمار ميآيد و ضرورت حمايتهاي بهتر و مؤثرتر دولتمردان را گوشزد ميكند.