کد خبر: 787158
تاریخ انتشار: ۰۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۰:۰۷
علت تامه دشمنی نظام سلطه از نگاه مقام معظم رهبری
«امريكايي‌ها تلاش زيادي مي‌كنند تا علت اصلي اين دشمني را بر زبان نياورند اما گاهي نيز در اظهارات‌شان اين مسئله فاش مي‌شود، همچنانكه چند روز پيش يك مسئول امريكايي بعد از تكرار اتهامات هميشگي بر ضد ايران، ناخواسته به موضوع «ايدئولوژي» يعني همان تفكر اسلامي اشاره كرد كه موجب مي‌شود ملت ايران زير بار حرف زور جبهه كفر و استكبار نرود»
سعيد همتي
«امريكايي‌ها تلاش زيادي مي‌كنند تا علت اصلي اين دشمني را بر زبان نياورند اما گاهي نيز در اظهارات‌شان اين مسئله فاش مي‌شود، همچنانكه چند روز پيش يك مسئول امريكايي بعد از تكرار اتهامات هميشگي بر ضد ايران، ناخواسته به موضوع «ايدئولوژي» يعني همان تفكر اسلامي اشاره كرد كه موجب مي‌شود ملت ايران زير بار حرف زور جبهه كفر و استكبار نرود» اين بخشي از سخنان روز دوشنبه رهبر معظم انقلاب در دانشگاه امام حسين(ع) است كه ضمن تأكيد دوباره بر علت اصلي دشمني نظام سلطه با جمهوري اسلامي ايران از پايان‌ناپذير بودن دشمني امريكايي‌ها با جامعه ايراني سخن به ميان مي‌آورند.
رهبر انقلاب در ادامه «ايستادگي»، «تبعيت نكردن از دشمن» و «حفظ هويت انقلابي و اسلامي» را عوامل اصلي اقتدار نظام اسلامي و ملت ايران دانستند و اضافه كردند: «امريكا و ديگر قدرت‌ها، از اين موضوع به‌شدت ناراحت هستند و چاره‌اي هم ندارند و بر همين اساس تلاش زيادي كردند كه شايد بتوانند مراكز تصميم‌گيري و تصميم‌سازي كشور را در حيطه قدرت خود درآورند.»
اين نخستين باري نيست كه رهبري درباره علت‌هاي اصلي دشمني نظام سلطه با جامعه ايراني سخن به ميان مي‌آورند و از اهداف ميان مدت و بلند مدت امريكايي‌ها در اين مسير مطالباتي را مطرح مي‌كنند، به عنوان نمونه معظم‌‌له در ديدار فرماندهان و جمعي از كاركنان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در بهمن ماه سال گذشته بار ديگر از لزوم توجه به سناريوهاي دشمن و تلاش جرياني داخلي- خارجي براي تغيير ماهيت انقلاب اسلامي – به عنوان عامل اصلي ايستادگي نظام در برابر زياده‌خواهي‌هاي غرب- مباحث مفصلي را بيان مي‌كنند. ايشان در اين ديدار مي‌فرمايند: « هدف اساسي جبهه دشمن، به فراموشي سپرده شدن اين اهداف والا و در نهايت تغيير رفتار و «تغيير دروني نظام جمهوري اسلامي» است. ايشان همچنين با تأكيد بر اينكه هدف اصلي دشمن «تغيير ماهيت و هويت انقلابي نظام جمهوري اسلامي» است، افزودند: تمام تلاش جبهه گسترده بدخواهان نظام اسلامي، بازداشتن جمهوري اسلامي از ادامه حركت به سمت هدف‌هاي عزت‌آفرين و قدرت‌آفرين و بازگرداندن سلطه بيگانگان بر كشور است.» ايشان تهي شدن يك ملت از مؤلفه‌هاي قدرت را به معناي تسليم‌پذير شدن دانستند و گفتند: اگر ملت ضعيف شد، براي مقابله با او ديگر احتياجي به جنگ سخت نيست.
پيش از اين هم «مارك گلن» نويسنده و تحليلگر امريكايي با تشريح اهداف امريكا براي نفوذ در ايران بعد از لغو تحريم‌ها گفت: هدف نهايي دشمنان ايران تغيير ماهيت انقلاب، ترويج سبك زندگي هاليوودي و حمله به نظام اقتصادي ايران است. رهبر معظم انقلاب اسلامي تيرماه سال گذشته هم در جمع كارگزاران نظام بار ديگر به لزوم توجه به دسيسه‌هاي امريكا جهت تخفيف روحيه ايستادگي ملت ايران كه برگرفته از عامل اصلي دشمني كه همان حفظ مباني و اصول اساسي انقلاب است اشاره و مي‌فرمايند: «يكي ديگر از چالش‌هاي دروني كه خطاي بسيار بزرگ و اساسي است، اين است كه تصور شود با فاصله گرفتن از مباني اعتقادي و اصول نظام اسلامي، همه راه‌ها باز خواهد شد.» معظم‌له در اين ديدار همچنين با تكيه بر مؤلفه‌هايي نظير «پافشاري بر اصول و مباني انقلاب در فضاي بين‌الملل» و «نگاه برون‌زا» تلاش كرده تا رويكرد دستگاه سياست خارجه در مسير صحيح و مناسبي حركت كرده و از انحراف و اشتباه مصون بماند، چراكه حركت خلاف مؤلفه‌هاي اشاره شده به عنوان يكي از آسيب‌هاي مهمي است كه تهديدكننده كشور بوده و از موانعي به شمار مي‌رود كه رشد و پيشرفت كشور را با دست‌انداز مواجه مي‌كند. معظم‌له در ادامه بيانات‌شان به انتقاد از رويكرد جرياني مي‌پردازد كه تئوري وابستگي به بيرون و عدول از ارزش‌ها را پياده‌سازي مي‌‌كنند و مي‌فرمايند: «مسئولان در دولت خدمتگزار، انسان‌هاي معتقد به مباني و اصول انقلاب هستند و من از آنها گله‌اي ندارم ولي در مجموعه دست‌اندركاران، برخي تصور مي‌كنند با كوتاه آمدن از اصول، درها گشوده خواهد شد در حالي كه نتيجه اين خطاي بزرگ را در سال‌هاي اخير در برخي كشورها ديده‌ايم.» رهبر انقلاب اسلامي در ادامه تأكيد مي‌كنند: «تنها راه پيشرفت، ايستادگي و پافشاري بر مباني و اصول است.»
 
 مقامات امريكايي: دشمني با ايران هميشگي است
در حالي مقام معظم رهبري به استمرار دشمني امريكا اشاره مي‌كنند كه جماعتي در داخل پايان دشمني امريكا با جمهوري اسلامي ايران بعد از توافق هسته‌اي ايران با 5+1 را مورد تأكيد قرار داده و لزوم فراموشي گذشته سياه ميان دوكشور را مطرح مي‌كردند. اين در شرايطي است كه باراك اوباما تنها پس از يك هفته از رسانه‌اي شدن متن برجام با حضور در برنامه «ديلي شو» و نشستن پاي صحبت «جان استوارت» يكي از معروف‌ترين كمدين‌ها و مجريان طنز امريكا بيان مي‌كند: «ايران همچنان دشمن امريكا باقي مي‌ماند وهنوز اختلافات زيادي با ايراني‌ها داريم. اوباما مدعي شد: ايراني‌ها ضدامريكا، ضداسرائيل و يهودستيز هستند و از تروريست‌ها حمايت مي‌كنند.» «جان كري» وزير خارجه امريكا در گفت‌وگو با برنامه «Morning Joe» شبكه «ام‌اس‌ان‌بي‌سي» خاتمه يافتن دشمني ايالات متحده امريكا با ايران را مشروط به ايجاد تغييرات بنيادين در رفتارو رويكرد كشورمان مي‌داند و بيان مي‌كند: «من نمي‌توانم پيش‌بيني كنم كه رفتار آنها (در‌آينده) چگونه خواهد شد. ايران بايد تصميمات روشني درباره نقشي كه قرار است در منطقه و جهان داشته باشد، اتخاذ كند.» جان كري همچنين بعد از ديدار با اعضاي شوراي همكاري خليج فارس با بيان اينكه امريكا با كشورهاي خليج فارس عليه آزمايش‌هاي موشكي ايران متحد است تلاش مي‌كند يكي از مصاديق و پيش‌زمينه‌هاي رفتاري ايران براي پايان يافتن مخاصمات ميان ايران با امريكا را اينگونه بيان كند: امريكا و شركايش به ايران مي‌گويند كه آماده همكاري براساس ترتيبات جديد براي حل و فصل مسالمت‌آميز موضوع آزمايش‌هاي موشكي ايران هستيم. جان كري همچنين بدون اينكه جزئيات بيشتري ارائه كند اضافه مي‌كند كه ايران بايد اول از همه روشن كند كه آماده كاهش چنين فعاليت‌هايي است و نيات و اهداف خود را از اين موضوع مشخص كند. جان كري هم در يكي ديگر از اتهامات خود عليه كشورمان كه در ادامه دشمني‌هاي اين كشور بايد تفسير شود، ايران را عامل جنگ‌‌افروزي در يمن دانسته و بيان مي‌كند: «ايران بايد به جاي جنگ‌افروزي در يمن، نقشي مثبت (در اين كشور) ايفا كند.»
اما مواجهه برخي از سياستمداران داخلي با رويكرد امريكايي‌ها هم طي سه سال اخير جالب توجه بوده است، به گونه‌اي كه برخي از سياستمداران داخلي با دشمني‌شناسي ناقص به تطهير رويكرد امريكايي‌ها در مقابل كشورمان پرداخته و با تفسير غلط از متون ديني دشمني را به اختلافات ميان دوكشور تقليل داده‌اند كه قابل حل و فصل شدن است، به عنوان نمونه طيفي از اين سياستمداران با تحريف برخي از مؤلفه‌هاي ديني تلاش مي‌كنند دشمني با امريكايي‌ها را خاتمه يافته و قابل مذاكره عنوان كنند. مجيد انصاري، معاون پارلماني رئيس‌جمهور روحاني در بخشي از گفت‌وگوي تفصيلي خود با روزنامه اعتماد ضمن اينكه استكبارستيزي را مسئله كلامي و اخلاقي در اعتقاد عنوان كرده! بيان مي‌كند كه خودبزرگ‌بيني، انحصارطلبي، دنياپرستي، قدرت‌طلبي و حسادت از مصاديق روحيه استكباري هستند، بنابراين مبارزه با استكبار بايد از درون خود ما آغاز شود! وي در ادامه صحبت‌هاي خود از عبارت موهوم «اسلام رحماني» نيز استفاده مي‌كند: جمهوري اسلامي ايران بايد به عنوان مدار و محور كانون امنيت، آنچه از كشور صادر مي‌شود پيام صلح، برادري، عقلانيت و اسلام رحماني باشد تا هم بتواند شر گروه‌هاي دست‌نشانده استكبار مثل داعش و امثال آن را از كشورهاي اسلامي دور و هم زمينه همبستگي امت اسلامي را بيشتر فراهم كند.
صادق زيباكلام نيز در سخناني مشابه بيان مي‌كند كه برجام آغازي بر پايان شعار «مرگ بر امريكا» است. محمدجواد ظريف هم در قسمتي از خاطرات خود ذكر مي‌كند: «به‌طور كلي كار با نمايندگان كدام كشور براي شما جذاب‌تر يا آرامش‌بخش‌تر بود؟ اساساً پيش مي‌آمد كه با نماينده يك كشور رابطه دوستانه‌اي داشته باشيد؟ من نه‌تنها در آن مقطع بلكه هيچ‌گاه با نماينده كشوري رابطه‌اي كه بتوان آن را صميمانه ناميد نداشتم. كار ديپلماسي بسيار سخت است. در ديپلماسي بايد واقع‌بين باشيد و نبايد كسي را دوست قلمداد كنيد... من تلاش مي‌كنم هيچ‌گاه از واژه دشمن استفاده نكنم.» در بخش ديگري از خاطرات، آقاي ظريف درباره سياست تنش‌زدايي در دوره خاتمي بيان مي‌كند كه استفاده از واژه دشمن ابزاري است: «براي مثال، بنده اصولاً ورود بحث هسته‌اي به صحنه سياست بين‌الملل را به اين دليل مي‌دانم كه مي‌خواستند از اقتدار ايران جلوگيري كنند، زيرا احساس كردند كه سياست دشمن‌تراشي آنها در حال شكست خوردن است... ما توجه نمي‌كنيم كه دشمن به دنبال چيست. فقط واژه دشمن را به‌عنوان ابزار استفاده مي‌كنيم. اگر واقعاً ادعا مي‌كنيم كه گروهي با ما دشمن هستند، توجه كنيم كه چرا تا اين اندازه به بحث هولوكاست دامن زده‌اند؟ زيرا براي آنها منفعت داشت.»

   تلاش براي تحميل اهداف جناحي به جامعه
تمام اينها در شرايطي است كه با مرور رفتارها و موضع‌گيري برخي از چهره‌ها و رسانه‌هاي جماعت تجديدنظرطلب ‌‌مي‌توان اين نكته كمتر ديده شده را به خوبي مشاهده كرد كه تلاش‌هاي جدي صورت مي‌گيرد تا جامعه ايراني به باورهاي خاصي برسد؛ باورهايي نظير: «‌مي‌شود با كارگزاران غربي هم كنار آمد»، «‌اگر امتيازي به امريكايي‌ها داده شود آنها هم منطقي و اصولي امتياز هم‌وزني را به طرف مقابل مي‌دهند»، «‌اهل مذاكره و تعامل دوسويه و منطقي هستند‌» يا اينكه «مقامات ايالات‌متحده‌امريكا و همپيمانان‌شان آنچنان كه تصور مي‌كرديم، خونريز و جنگ‌طلب و چپاولگر نيستند.» البته تلاش براي تغيير باور و ذائقه مردم درباره غرب تنها به لفظ و سخنراني‌هاي جهت‌دار خلاصه نشده بلكه رفتارهاي موازي و منطبق بر چنين هدفي هم صورت گرفت. به بيان بهتر «‌تقليل روحيه استكبارستيزي» و جايگزين كردن «تفكر سازشكارانه» به جاي آن را بايد يكي از خطوط مهم حركت طيف مورد نظر براي تحريف اصول انقلاب اسلامي‌دانست، به طوري كه طي سال‌هاي اخير چهره‌هاي اصلي اين جريان به شكلي هدفمند و فراگير در تريبون‌هاي مختلف تأكيد كرده‌اند كه اساساً مبارزه و رويارويي با استكبار جزء مباني انقلاب اسلامي نبوده و پس از شكل‌گيري انقلاب و بر اساس مقتضيات زماني و مكاني در دستور كار حضرت امام قرار گرفته است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار