کد خبر: 786618
تاریخ انتشار: ۰۲ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۹:۴۲
ويروس واگذاري، يقه فوتبال را گرفته و اين بار نفت را نشانه رفته است. تيمي كه اگرچه يك جان در تهران دارد، اما قلب آن در آبادان مي‌تپد. شهري كه فوتبال و نفت، براي آن چيزي فراتر از يك تيم است.
دنيا حيدري
چيزي شبيه آرزويي هميشگي‌ و رؤيايي دوست داشتني. مي‌گويند فرقي بين دو نفت نيست. اما چرا، ‌هست. فرق كه هست. خيلي هم زياد هست. فرقي كه درك آن خيلي هم سخت نيست. كافي است نگاهي انداخته شود به شب صعود قلب آبادان. شبي كه نفت اين شهر بعد از سه سال، يك بار ديگر جواز حضور در سطح اول فوتبال كشور را به دست آورد. شبي كه مردم شهر پلك روي هم نگذاشتند از شادي و شعف. فرق زيادي است بين دو نفت. بين نفت تهران و نفت آبادان. نه چون نفت تهران راهي ليگ باشگاه‌هاي آسيا شد و خرج آن با نفت آبادان قابل قياس نيست. بلكه از آن جهت كه نفت آبادان قلب يك شهر است و زندگي مردم آن. مردمي كه با هر برد و باخت آن اشك‌ها مي‌ريزند از شادي و غصه. مردمي كه سه سال قبل كه تيم‌شان سقوط كرد نيز همانند همين چند روز قبل كه صعودي دلچسب داشت، باز هم چشم روي هم نگذاشتند. آن شب اما از غصه و اين بار از شادي.

گويا نفت آبادان قرار نيست واگذار شود، اما همه مسائل آن پاي خودش نوشته مي‌شود. اينطور مي‌گويند، يعني از يك‌سو حرف‌ها بوي منت مي‌دهد كه در قبال صنعت نفت به مسئوليت اجتماعي‌مان عمل مي‌کنيم و از سوي ديگر گفته مي‌شود كه تيم بايد خودش اسپانسر پيدا كرده و خرجش را در بياورد. پيش از اين نيز كم و بيش اوضاع به همين منوال بوده است. يعني آبادان، ‌خوب مي‌داند كه نبايد چشم انتظار دستي خير باشد. خوب مي‌داند كه نفت اين شهر فقط و فقط به حمايت مردمي است كه كمر راست مي‌كند و روزگار مي‌گذراند، اما اين بار ديگر به طور مستقيم، ‌از گوشه و كنار به تيم رسانده‌اند كه اگر غير از اين باشد، سرنوشتي چون نفتي‌هاي تهران انتظار آنها را مي‌كشد.

مي گويند نمي‌شود اين خوشحالي را از مردم گرفت. يعني اگر مي‌شد، شايد هيچ مرحمتي شامل حال اين مردم محروم نمي‌شد. مردم جنگ‌زده‌اي كه تمام شادي آنها در سرنوشت يك تيم خلاصه مي‌شود. مردمي كه نه هنگام سقوط اين تيم را تنها گذاشتند و نه در صعود و در همه حال همراه آن بودند. گاه با اشك‌هاي خود و گاه با خنده‌هايشان. اما مسئولان هميشه در موفقيت‌ها ديده مي‌شوند و به وقت پيروزي‌ها هستند. جامي اگر بالا برود، صعودي اگر باشد يا بردي خاص. حال آنكه وقت رسيدگي، ‌حمايت، ‌خرج مالي و غيره، در دسترس نيستند و ديده نمي‌شوند. طوري هم نشان مي‌دهند كه گويي دست‌شان كوتاه است و خرما بر نخيل. حال آنكه نه دست‌شان كوتاه است و نه خرما بر نخيل. بلكه عادت كرده‌اند وقت موفقيت و پيروزي حضوري پررنگ داشته باشند و به وقت مشكلات...

شادي در آبادان، ‌خلاصه مي‌شود در نفت. خصوصا اين روزها كه اين تيم قرار است بعد از سه سال، بار ديگر در ليگ برتر حضور يابد. نفت آبادان، قلب تپنده شهر است. شهري كه جوانانش را فوتبال يك تيم دور هم جمع مي‌كند و شادي را به آنها هديه. مردم محروم و جنگ زده‌اي كه حداقل حق آنها داشتن و حفظ تيمي است كه براي آنان چيزي به مراتب بيش از يك تيم فوتبال است و واگذاري و انحلال آن، مي‌تواند به معناي واقعي يك فاجعه باشد. هرچند كه حرف واگذاري خيلي حول نفت آبادان نمي‌چرخد اما قراري بر حمايت هم نيست و برخي تبصره‌هاي قانون، ‌بهانه خوبي است تا آقايان همان نيمه حمايتي را هم كه گاهي ارزاني مي‌داشتند را دريغ كرده و خود را پشت عنوا‌ن‌هايي چون مسئوليت اجتماعي پنهان كنند. عنوان دهان‌پركني كه نه فقط مثل يك منت مي‌ماند بر سر آباداني‌ها و نفت آنها، كه مسئوليت هرگونه حمايتي را از گردن آقايان باز مي‌كند. مخصوصاً اگر اين حمايت بخواهد مالي باشد. اما اين فرصت را نمي‌گيرد كه در موفقيت‌هاي اين مردم و تيم فوتبال آنها سهيم نباشند.

نفت آباداني‌ها مي‌ماند. اين شهر در ليگ شانزدهم مزه حضوري ديگر در ليگ برتر را مي‌چشد، اما روزگاري به مراتب سخت‌تر از قبل انتظار اين تيم را مي‌كشد. حال آنكه مي‌شد به گونه‌اي ديگر با تنها اميد و خوشي مردم يك شهر مواجه شد. مي‌شد نفت آبادان را اندكي زير پر و بال گرفت و به آن رسيدگي كرد تا شهري را شاد كرد. شهري كه حقي بزرگ به گردن آقايان دارد اما گويا كمتر كسي است كه به اين مسائل اهميتي بدهد. پس شايد همين كه اجازه مي‌دهند آباداني‌ها نفت خود را حفظ كنند هم جاي شكر دارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار