يكي از مهمترين وجوه تمايز بين انسان و ساير موجودات، قدرت تفكر و همچنين قدرت بازسازي ذهن و انديشههاست. همين نوع تفكر و انديشيدن است كه تفاوت افراد موفق و ساير انسانها را در طول تاريخ رقمزده است.
حبس شدن افراد در ميان كليشههاي ذهني خودساخته نه تنها آنها را مجبور به سكون ميكند، بلكه خلاقيت را در آنها از بين ميبرد. بايد بدانيم پايبندي سخت و متحجرانه به قالبهاي ذهني راه تحول دامنهدار و جهشي را در انسان ميبندد و در نهايت ظهور توانايي و طرق جديد حل مشكلات امكانپذير نخواهد بود. شايد در ميان نزديكان يا دوستان خود افرادي را ديده باشيد كه تحت هيچ شرايطي حاضر نيستند يك راه جديد را تجربه كنند و همواره به تجربهها و تفكرات قديمي خود پايبند هستند. اين افراد به شدت پايبند تجربههاي گذشته خود هستند. استفاده از تجربيات گذشته فعلي نيكو است اما در تحولات سريع جريان زندگي براي حل مسائل و مشكلات عصر جديد چندان نميتوان با اتكا به تجربيات گذشته اميدوار بود.
اگر بپذيريم انسان موجودي اجتماعي است و با توجه به اينكه جامعه همواره در حال تحول و پوستاندازي است، بنابراين لازم و ضروري است افراد براي زندگي بهتر تفكرات و انديشههاي خود را بازيابي نمايند.
تفكر خلاق، مهارتي براي خوب زيستن در تعريف تفكر خلاق آمده است كه اين نوع تفكر هم به مسئله و هم به تصميمگيريهاي مناسب كمك ميكند. با استفاده از اين تفكر راهحلهاي مختلف مسئله و پيامدهاي آن جداگانه بررسي ميشود. اين مهارت، فرد را قادر ميسازد تا مشكلات را از وراي تجارب خود دريابد، حتي زماني كه مشكلي هم وجود ندارد و تصميمگيري خاصي مطرح نيست، با سازگاري و انعطافپذيري بيشتر به زندگي روزمره ميپردازد.
با نگاهي دقيق خواهيم ديد كه افراد و سازمانها مخصوصاً دولتي همواره براي حل مشكلات و بحرانهاي خود به تعدادي راهحل مرسوم و تجربهشده بسنده ميكنند. اگر با دقت به مسائل و مشكلاتي كه در طول روز در اداره يا منزل يا هر جاي ديگر برايتان پيش ميآيد نگاه كنيد، خواهيد ديد كه براي حل آنها همواره از راهحلهاي مرسوم و تجربه شده بهره ميگيريد.
كمتر اين شرايط پيش ميآيد كه افراد راهحلهاي جديد را امتحان كنند. از همين رو است كه بيشتر افراد جامعه در مواجهه با مشكلات دچار سردگمي هستند، زيرا حاضر نيستند تفكرات و انديشههاي كهنه خود را بازسازي و متحول كنند.
بايد بپذيريم زندگي خوب و خوب زيستن زماني ميتواند اتفاق بيفتد كه تفكر خلاق را به عنوان يك مهارت براي زندگي مورد توجه قرار دهيم. متأسفانه سيستم آموزشي ما از كلاس اول تا دانشگاه، بر اين اساس استوار بوده و هست كه به جاي استفاده از قدرت تفكر و ذهن براي ايجاد انديشههاي نوين، به ذخيره اطلاعات ميپردازيم، اما امروزه با توجه به تحولات و تغييرات زندگي نيازمند آن هستيم تا مهارتهاي تفكر خلاق، قابل انعطاف و دقيق را كسب كنيم.
تفكر خلاق به ما كمك ميكند تا اسير تجربيات گذشته نباشيم و مسائل را از زواياي مختلف بررسي كنيم و در نهايت با تجزيه و تحليل راهحلهاي مختلف و جديد شيوه خوب زيستن را ياد بگيريم. اين مهارت باعث غناي زندگي ميشود. با اين مهارت ميتوانيم به زندگي و محيط كار خود، هيجان و انگيزه بيشتري ببخشيم و پيگيري و دستيابي به آرزوها و احتمالات را محتملتر كنيم.
بنابراين در يك جمله ميتوان گفت انسانهاي خلاق با اتكا به تفكر خلاق و انديشههاي نو، نگرش منفي نسبت به مشكلات را نميپذيرند و از اين رو زندگي بهتري را براي خود و ديگران رقم خواهند زد.
تفكر جديد، تصميمگيري مناسب چند ماه بود مشكلي ذهن مديران شركت را به خودش مشغول كرده بود، اما تمامي راهحلهايي كه پيشنهاد ميشد قادر به حل مشكل نبودند. يكي از دوستان پيشنهاد داد كه در جلسهاي با حضور همه افراد شاغل در شركت هر فردي راهحلهايي را كه به ذهنش ميرسد بيان كند، فارغ از هر اما و اگر و شايد. جالب است بدانيد اين تكنيك جواب داد و راهحلهاي مناسب و جديدي ارائه و شركت از بحران خارج شد.
اين شيوه ميتواند در هر فرايندي حتي مسائل ارتباطي و خانوادگي هم مؤثر باشد به شرط اينكه بخواهيم تفكرات كهنه و پوسيده گذشته را رها كنيم و خود را اسير قالبهاي بسته نسازيم.
به ياد داشته باشيم كه هر فردي ميتواند خلاق باشد. شايد به جرئت بتوان گفت همه انسانها از بدو تولد داراي مهارت خلاقيت بسيار بالايي هستند ولي از آنجايي كه اين مهارت فرصت پرورش پيدا نميكند به ناچار رشد نميكند و نابود ميشود.
به همين دليل ضروري است افراد آموزشهاي لازم را در اين زمينه ببينند. مهارتهاي زندگي از قبيل تفكر خلاق را ميتوان ياد گرفت و در طول مسير زندگي از آن براي تصميمگيريها بهره گرفت.
خيلي از افراد جامعه در برخورد با مشكلات شغلي و زندگي توانايي تصميمگيريهاي مناسب و منطقي را ندارند. گاهي براي حل يك مشكل راهحلهاي مختلفي را آزمايش ميكنند اما به نتيجه نميرسند. غافل از اينكه تمامي راهحلها تجربيات آزمونشده و مربوط به زمان گذشته هستند.
بايد بدانيم براي مقابله با هر ناهنجاري يا بحراني بايد تصميم مناسب با زمان حال گرفته شود. امام علي(ع) در اين باره ميفرمايند: «انسان آب است و روان، آب ايستاده مرداب است و مرداب هم مرگ آب.» بنابراين انساني كه خود را در تفكرات و انديشههاي گذشته محصور ميكند قادر نيست زندگي متحول شده امروز را به آرامي سپري كند، زيرا توانايي آن را ندارد تصميمهاي درست و مناسب زمان حال را بگيرد و خود را متناسب با زمان حال به روزرساني كند.
چه بسيار افرادي كه با اتكا به غرور و انديشههاي كهنه خود لذت زندگي عصر حاضر را از دست ميدهند و با پافشاري بر تصميمگيريهاي نادرست و قديمي به فردي طرد شده از اجتماع مبدل ميشوند. گذر از مسير زندگي نيازمند داشتن مهارت است. مهارتي از جمله تفكر خلاق و خلاقيت داشتن و اين مهم اتفاق نميافتد مگر با آموزش و كسب مهارتهاي لازم و زير پا گذاشتن منيتهايي كه جز نابودي و سر در گمي براي فرد ارمغان ديگري در پي نخواهد داشت.