کد خبر: 785392
تاریخ انتشار: ۲۸ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۱۸:۳۴
بررسي فني پانزدهمين دوره ليگ برتر فوتبال در گفت‌وگوي «جوان» با مرتضي محصص
پانزدهمين دوره ليگ برتر فوتبال در حالي با قهرماني تيم شگفتي‌ساز استقلال خوزستان به پايان رسيد كه به گفته كارشناسان، اين رقابت‌ها از نظر فني يك گام رو به جلو براي فوتبال ايران بود و ...
سعيد احمديان
همچنين اين مسابقات، در سطح بالاتري نسبت به سال‌هاي گذشته برگزار شد. مرتضي محصص كارشناس فوتبال ايران در گفت‌وگو با «جوان» به ارزيابي ليگ پانزدهم پرداخته است و اين رقابت‌ها را از نظر كيفيت فني بررسي كرده است. او معتقد است كه جوانگرايي نقطه بارز و برجسته ليگ برتر بوده و اين اميدواري را به‌وجود آورده كه فوتبال ايران در سال‌هاي آينده پشتوانه محكمي داشته باشد.

به عنوان اولين سؤال مي‌خواهيم ارزيابي كلي‌تان را از ليگ پانزدهم بدانيم، در اين باره صحبت مي‌كنيد؟
يكي از نقاط مثبت ليگ امسال جوانگرايي تيم‌ها بود، مربيان تيم‌هاي زيادي بودند كه به بازيكنان جوان فرصت بازي دادند و اين ميانگين سني تيم‌ها را پايين‌تر آورد. توجه به جوانگرايي و استفاده مربيان از بازيكنان جوان كه در ليگ امسال شاهد بوديم، نشان داد كه فوتبال كشورمان در حال پوست‌اندازي و مرحله گذار است. پس از اينكه كارلوس كرش جوان شدن تيم ملي را كليد زد و ميانگين سني تيم را پايين آورد، در ليگ هم شاهد بوديم كه خيلي از مربيان ليگ به جوانان فرصت بازي دادند و اين باعث شد تا ليگ امسال از اين بابت رشد قابل توجهي داشته باشد. با توجه به تعداد بازيكنان جوان و اميدي كه امسال توانستند در ليگ به ميدان بروند، اميد زيادي وجود دارد كه فوتبال در سال‌هاي آينده يك پشتوانه خوب داشته باشد و همين بازيكنان جواني كه در تيم‌هاي كوچكتر چهره شده‌اند، در سال‌هاي آينده سر از تيم‌هاي بزرگ در‌بياورند.
به جوانگرايي اشاره كرديد و به نظر مي‌رسد در اين بين بايد به مربيان در ليگ امسال نمره قبولي داد.
قطعاً، يكي ديگر از نكاتي كه در ليگ امسال قابل توجه بود، بالا رفتن سطح علمي مربيان بود و خيلي از آنها با دانش بيشتري نسبت به ليگ‌هاي گذشته در اين مسابقات حاضر شدند. اهميت و توجهي كه مربيان ليگي به دانش روز داشتند، قابل تحسين است و آنها با آمادگي خيلي بالايي وارد ليگ شدند. مربيان در كادر مربيگري‌شان هم با توجه دادن به اهميت كار گروهي، از افراد متخصص در كنار خودشان استفاده كرده بودند. اين كار سبب شده بود تا كيفيت بازي‌ها بهتر شود و بازي‌هاي زيبا و از نظر فني سطح بالايي در ليگ شاهد باشيم. به عنوان نمونه تيم‌ها در بازي‌هايي كه ميزبان بودند يا خارج از خانه به ميدان مي‌رفتند، برنامه‌ريزي‌هاي مختلفي داشتند و تنوع تاكتيكي را در تيم‌ها مي‌ديديم.
با توجه به استفاده تيم‌ها از تاكتيك‌هاي مختلف، به نظر بازيكنان هم نسبت به قبل تاكتيك‌پذير‌تر شده‌اند و فوتبال ايران در حال فاصله گرفتن از يك فوتبال بي‌برنامه و متكي به قابليت‌هاي فردي بازيكنان است.
همين طور است، شما نگاه كنيد يك تيم در ليگ برتر حداقل از 2 يا 3 تاكتيك استفاده مي‌كرد، زماني كه تيمي عقب مي‌افتاد براي جبران كردن از دفاع 4 نفره رو به استفاده از دفاع 3 نفره مي‌آوردند تا در خط مياني و حمله تراكم بيشتري داشته باشند و بتوانند نتيجه را جبران كنند. اين قابليت انعطاف و تاكتيك‌پذيري جوانان در تيم‌هاي ليگي عالي است و اين نشانه خوبي مي‌تواند براي آينده فوتبال كشورمان باشد.
به درخشش مربيان جوان اشاره كرديد و به نظر مي‌رسد قهرمان كردن استقلال خوزستان توسط عبدالله ويسي جوان به خوبي ثابت مي‌كند كه در ليگ پانزدهم مربيان جوان پرچمدار بوده‌اند، مي‌خواهيم درباره استقلال خوزستان صحبت كنيد، آنها شگفتي‌ساز بودند. راز موفقيتشان چه بود؟
بدون ترديد بزرگ‌ترين فاكتور و برگ برنده استقلال خوزستان مربي‌اش يعني عبدالله ويسي بود. ويسي در سال‌هايي كه مربيگري را آغاز كرده يك روند صعودي داشته و كارنامه‌اش در پيكان و صبا هم به خوبي قابليت‌هايش را ثابت مي‌كند. او يك مربي زرنگ است كه در مربيگري پيشرفت داشته است و راز اين موفقيت هم اين است كه ويسي هميشه دنبال يادگيري بوده است. در رقابت‌هاي مقدماتي المپيك در قطر، ويسي با هزينه شخصي خودش به دوحه آمده بود بازي‌ها را از نزديك تماشا كند و نكات تازه‌اي را ياد بگيرد. اين ميل به يادگيري و در پي دانش روز رفتن فوق‌العاده است. مهم نيست يك مربي جوان باشد يا سني از او گذشته باشد، به نظر من هميشه مربيان كشورمان دنبال آموزش و فراگيري دانش مربيگري روز باشند و انتقال اين دانش به بازيكنان زمينه‌ساز موفقيت مي‌شود. ويسي علاوه بر اين ترس و استرس را از تيمش گرفته بود. به بازي استقلال خوزستان مقابل استقلال و پرسپوليس در ورزشگاه آزادي نگاه كنيد، بازيكنان گمنام اين تيم بدون ترس مقابل اين دو تيم بزرگ و هوادارانشان بازي كردند و حتي در بعضي اوقات بازي، استقلال و پرسپوليس را تحت تأثير قرار داده بودند. بازيكنان اين تيم مانند زهيوي، بيت‌سعيد و... تا پيش از شروع ليگ كسي نامشان را نشنيده بود اما اين بازيكنان ناشناخته آمدند و خيلي خوب بازي كردند.
علاوه بر ويسي، مربيان جوان ديگر ليگ مانند يحيي گل محمدي و عليرضا منصوريان هم تيم‌هايشان كارنامه قابل قبولي داشتند، با توجه به ظهور اين مربيان جوان مي‌شود گفت كه علاوه بر اينكه در رده بازيكنان شاهد يك دوره گذار و جوانگرايي هستيم، اين امر روي نيمكت‌ها هم در حال اتفاق افتادن است.
براي اينكه صحبت‌هايمان را با واقعيت تطبيق بدهيم بايد يك سطح استاندارد را در نظر بگيريم. براي رسيدن به اين استاندارد بايد بررسي كنيم كه در ليگ‌هاي اروپايي كه قله فوتبال است، چه مقدار تغييرات روي نيمكت‌ها و مربيان رخ داده است. مي‌بينيم كه تغييرات مربيان در فوتبال اروپا زياد بوده و اين ثابت مي‌كند كه در سطح اول فوتبال دنيا هم در حال بها دادن به مربيان جوان هستند. به همين خاطر معتقدم كه در ايران هم بايد به مربيان جوان‌تر فرصت بدهيم و مربياني كه سني از آنها گذشته و موفقيت‌هاي گذشته ندارند بايد جايشان را به مربيان جوان‌تر بدهند تا اين دوره گذار در فوتبال ايران روي نيمكت‌ها هم دنبال شود.
بر خلاف نكات مثبتي كه ليگ پانزدهم داشت، به نظر شما مسابقات امسال چه نقاط تاريك و كمبودهايي داشت؟
مشكل ورزشگاه‌ها و زيرساخت‌ها يكي از معضلات هميشگي است كه فوتبال با آن درگير است. در كشورهايي مانند ژاپن حتي تيم‌هاي دسته دومي هم استاديوم اختصاصي دارند اما در ايران تيم‌هاي بزرگمان هم ورزشگاه ندارند. علاوه بر اين معتقدم كه براي رسيدن به سطح ايده‌آل فوتبال بايد باشگاه‌هايمان از مربيان و بازيكنان درجه اول جهان استفاده كنند. متأسفانه در ايران بازيكني در حد نام ژاوي نداريم و خارجي‌هايي كه مي‌آيند هيچ وقت در سطح اول فوتبال دنيا نبوده‌اند و بيشتر آنها از آمدن به ايران سود مي‌برند تا ما.
اما با توجه به مشكلات اقتصادي و سطح درآمدي پايين تيم‌هاي ايراني، رسيدن به چنين روزي دور از انتظار است.
به هر حال اگر مي‌خواهيم به فوتبال روز دنيا نزديك شويم بايد از اين مسير حركت كنيم كه بازيكن و مربي درجه اول به فوتبال ما بيايد. فوتبال تبديل به يك بيزينس شده و بايد براي هدفي كه داريم هزينه كنيم. عدم توجه به اين مسئله سبب مي‌شود تا تيم‌هاي ايراني در سطح آسيا نتيجه نگيرند و اين با توجه به اينكه نه بازيكن بزرگ داريم و نه استاديوم، طبيعي است.
درباره تيم‌هاي سقوط‌كننده ليگ هم صحبت كنيم، سه تيم ريشه‌دار دسته اولي شدند و با سقوط ملوان، استان‌هاي شمالي كشورمان يعني مازندران و گيلان در ليگ برتر نماينده‌اي ندارند، در حالي كه با بازيكنان شمالي مي‌شود يك تيم ملي تشكيل داد، دليل اين مسئله را چه چيزي مي‌دانيد؟
متأسفانه جاي اين تيم‌ها خيلي خالي است، درباره تيم‌هاي شمالي هم بايد بگويم واقعاً يك معما است براي من، استاني كه بازيكنان خوبي دارد اما تيمي در ليگ برتر ندارد. به عقيده من بها ندادن به مربيان بومي يكي از موضوعاتي است كه در رسيدن فوتبال شمال به اين شرايط تأثيرگذار بوده است. شمال مربيان خيلي خوبي دارد اما مسئولان دنبال مربيان ديگر استان‌ها مي‌روند و مربيان بومي مانند نادر دست‌نشان بايد به خارج از استان برود و آنجا با ليگ برتري كردن صنعت نفت آبادن توانايي‌هايش را ثابت كند. در حالي كه معتقدم اگر در همين ملوان، يك مربي بومي مانند محمد احمدزاده از اول فصل در ملوان بود با توجه به شناختي كه از فوتبال استان دارد، اين تيم سقوط نمي‌كرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار