وقتي ميخواهيم از فضاي مجازي صحبت كنيم بايد قبل از هر چيز از تحولات مثبتي كه اين فناوري ايجاد كرده است بگوييم. بيترديد كسي نميتواند منكر تأثيرگذاري مثبت كاركردهاي فضاي مجازي و سهولتي كه در همه ابعاد زندگي انسانها ايجاد كرده است، باشد. زمان زيادي از روزگاري كه براي پرداخت يك قبض ساده بايد در صف بانك ميايستاديم، نگذشته است اما امروز در حالي كه روي مبل منزلمان نشستهايم، با تلفن همراهمان در كمتر از يك دقيقه اين كار را انجام ميدهيم.
اما فضاي مجازي به هر ميزان كه تأثيرات مثبت غيرقابلانكاري داشته است، نميتوان از تأثيرات منفي و گاهاً مخرب آن نيز غافل شد. البته بايد اين را پيش از هر چيز متذكر شد كه اين ذات فناوري نيست كه مخرب است، بلكه عملكرد انسانها است كه وجوه منفي يك فناوري را بروز ميدهد. يكي از آثار منفي فضاي مجازي كه از آن به عنوان زندگي دوم ياد ميكنند، بحران هويت در انسانها است. هويتي كه در پس فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي پنهان است، الزاماً آن چيزي نيست كه به شما نشان داده ميشود.
هويت چيست؟
هويت را جامعهشناسان مجموعهاي از مشخصات اساسي كه در اجتماع، فرهنگ، خانواده و روان انسانها شكل ميگيرد، گويند. بر اين اساس هويت به دو دسته جمعي و شخصي تقسيم ميشود. هويت جمعي توسط ساختار جامعه تعريف ميشود و افراد يك جامعه با توجه به بستر ايدئولوژيك، فكري و آموزشي اجتماعي كه در آن هستند، هويت جامعه خود را تشكيل ميدهند كه عموماً مغلوب شرايط جامعه است و افرادي كه بخشي از اين هويت را تشكيل دهند، هنجارهاي جامعه محسوب ميشوند. اما هويت فردي گستردهتر و پيچيدهتر از هويت جمعي است، زيرا گاهي هويت جمعي فرد نه تنها مبين هويت فردي و باطني فرد نيست، بلكه گاه در تضادي كامل با آن قرار دارد ولي فرد به دليل حضور در جامعه و از روي اجبار جامعه، خود را همسان هويت جمعي نشان ميدهد. هويت فردي عموماً نتيجه مستقيم خانواده، اقليم و البته تا حدودي نيز جامعه اطراف خود است. هويت فردي يا باطني افراد از لايههاي گوناگوني تشكيل شده است كه گاه ظهور و بروز مييابد و گاه فرد براي همسويي با اجتماع از بروز آن خودداري ميكند و البته گاهي نيز همسو با جامعه است و اين به جز عادتهاي فردي است كه هر شخصي ميتواند داشته باشد.
هويت و فضاي مجازي
انسانها همانطور كه از جامعه اطراف خود تأثير ميپذيرند، در فضاي مجازي نيز تحت تأثير قرار ميگيرند. در واقع اگر در زندگي حقيقي افراد در مقياس جغرافيايي با جامعهاي محدود روبرو هستند، در فضاي مجازي اين محدوديت كاملاً برداشته ميشود و افراد با هر نقطهاي از جهان ميتوانند ارتباط داشته باشند و اين ارتباط بدون شك بيتأثير در هويت انسانها نخواهد بود.
افراد اگر در بروز هويت باطني خود در جامعه با مشكلاتي روبهرو هستند ولي از بروز آن در زندگي دوم يا همان فضاي مجازي به دليل ويژگيهاي منحصر به فرد آن ابايي ندارند.
به طور كلي فضاي مجازي از جذابيتهاي بسيار زيادي برخوردار است و حال كه افراد ميتوانند در پشت پروفايلهاي خود پنهان شوند، اين جذابيت كه نشئت گرفته از ناشناخته بودن است، دو چندان ميشود و به همين ترتيب ظهور و بروز آن نيز بيش از هر دنياي واقعي خواهد بود، زيرا ميتوانند با هويتي غيرحقيقي از دنياي اطراف خود، با انسانهاي ديگر تعامل كنند. در حقيقت انسانها در فضاي مجازي فرصت پيدا ميكنند خودشان را نه با هويت نظاممند اجتماعي و اعتقاديشان بلكه بر اساس باطن و ميلشان عرضه كنند.
انسانها بنا به مشكلات، سركوبها و اميالي كه دست نيافتهاند، در فضاي مجازي تمايل دارند آن چيزي باشند كه در حقيقت نيستند و در واقع نمايشي از آن چيزي كه دوست دارند باشند، ارائه ميدهند و به اين شكل هويت جديدي را براي خود تعريف ميكنند و اينجا است كه بحران هويت خود را نمايان ميكند.
شبكههاي مجازي، بستر خود افشاگري يا فريب؟
در تعاملات اجتماعي معمولاً يك ترس و نگراني براي معرفي خودمان داريم؛ به عنوان مثال وقتي به خانمي كه علاقهمند هستيم و در يك مكان عمومي با او مواجه ميشويم، از معرفی کردن خویش خودداري ميكنيم، اما اين ترس در فضاي مجازي از بين ميرود و در اين فضا بازدارندگي شخصيتي انسان جاي خود را به خودافشاگري ميدهد.
البته اين خودافشاگري ممكن است واقعي نباشد يعني در پروفايل فرد تصويري باشد كه متعلق به اين شخص نيست ولي قاعدتاً تصويري را روي پروفايلش ميگذارد كه در ضمير ناخودآگاه خودش ميخواهد يا دوست دارد باشد. البته گاهي نيز ممكن است آن تصوير و اطلاعاتي كه نمايش ميدهد حتي بر خلاف ميل شخصي و علاقهاش باشد كه اين كار ممكن است براي دوستيابي يا نيرنگ و فريب باشد. البته تغيير هويت دلايل ديگري هم ميتواند داشته باشد. گاه افراد براي كسب جايگاه و تشخص كه يك امتياز براي افراد است، اقدام به ايجاد هويتهاي جعلي ميكنند زيرا وقتي فرد در شبكههاي اجتماعي لايكها و دوستان بيشتري پيدا ميكند، امتيازات بيشتري براي خود ميبيند و احساس عميق ارزشمند بودن، قابل قبول بودن، ديده شدن و رهايي از احساس تنهايي و بيكسي در او ايجاد ميشود. البته افراد بسياري نيز با همان هويت واقعي خود در فضاي مجازي حضور دارند كه عموماً اين افراد از شرايط اجتماعي، زندگي و رواني مساعدي بهره ميبرند. نكته مهم اين است كه رابطه مهمي ميان اعتقادات و هويت در فضاي مجازي وجود دارد. عموماً افراد متدين و معتقد كمتر تحت تأثير شرايط قرار ميگيرند و به همين لحاظ در محيطهاي گوناگون سعي ميكنند آنچه كه هستند را نشان دهند و ابايي از بيان اعتقادات خود كه ساختار هويت شان را تشكيل ميدهد، ندارند.
دچار سرنوشت شنگول و منگول نشويد!مجموعه اين مباحث تنها به يك نقطه ختم ميشود؛ امروز با گسترش زندگي دوم، با افرادي با ماسكهاي رنگارنگ و عموماً غيرواقعي و البته زيبا، روبرو هستيم كه كار تشخيص هويت حقيقي افراد را در اين فضا مشكل و در نتيجه گام نهادن در اين دنياي مجازي را خطرناكتر ميكند زيرا مشخص نيست آن كسي كه داريد با او صحبت ميكنيد، همان كسي باشد كه فكر ميكنيد.
نسخهاي كه براي حل اين بحران بايد پياده كرد اين است كه تعاملات در فضاي مجازي نبايد همرديف دنياي واقعي محسوب شوند. شما هيچ وقت به كسي كه پشت در است و نميشناسيد اعتماد نميكنيد و در را براي او باز نميكنيد، بنابراين در فضاي مجازي و شبكههاي اجتماعي با بستن در، تعاملات خود را محدود نگاه داريد و به جز كساني كه در دنياي واقعي ميشناسيد، به فرد ديگري اعتماد نكنيد، زيرا در غير اين صورت ممكن است سرنوشتي مانند شنگول و منگول در انتظارتان باشد!