
اردوغان براي نخستينبار در تاريخ تركيه و در آگوست 2014 با رأي مستقيم مردم به مقام رياست جمهوري تركيه رسيد و از قبل معلوم بود كه گزينه جانشين وي در رياست حزب و پست نخستوزيري همين داوداوغلو است چراكه نزديكترين و وفادارترين فرد به او بود. حالا بعد از دو سال، اردوغان ديگر تحمل اين نزديكترين و وفادارترين يار خود را هم ندارد و كار به جايي رسيده كه داوداوغلو حاضر به كنارگيري از هر دو سمت رياست حزب و نخستوزيري شده تا اردوغان گزينه ديگري را جاي او بگذارد.
معمار نوعثمانگرايياصطلاح نوعثمانگرايي، Neo- Ottomanism، در دوره جديد از حكومت رهبران AKP بر سر زبانها افتاده و معناي آن احياي رابطه تركيه با كشورهايي در خاورميانه است كه زماني در قلمروي امپراتوري عثماني قرار داشتند. اين اصطلاح بيش از هر كس به انديشه و راهبردهاي سياسي داوداوغلو ارتباط پيدا كرده كه با نگارش آثاري نظير «تمدن عثماني: سياست، اقتصاد، هنر» يا «عمق راهبردي وضعيت بينالمللي تركيه» سعي داشته پيشزمينهها، راهبردها و امكانات چنين رابطهاي در عصر حاضر را تبيين كند. هر چند كه او به صراحت انتساب اين اصطلاح را به انديشه و كارنامه سياسي خود تكذيب كرده اما واقعيت امر از حضور 15 ساله او در عرصه سياست تركيه نشان ميدهد كه راهبردهايي نظير تنش صفر با كشورهاي منطقه تا قبل از بروز بحران در جهان عرب و مداخله مستقيم در امور كشورهاي منطقه بعد اين بحران، همگي در قالب همين اصطلاح نوعثمانگرايي قابل توضيح هستند. داوداوغلو با اين نگرش نقطه ثقل توجه خود را در خاورميانه گذاشت تا برخلاف گذشته، تركيه نگاهش را تنها معطوف به اتحاديه اروپا و عضويت در اين اتحاديه نكند بلكه تلاش اين كشور در احياي قدرتي بود كه در زمان امپراتوري عثماني در منطقه داشت. اگر مجري اين دكترين سياسي را در درجه نخست اردوغان بدانيم، بايد تئوريسين آن را داوداوغلو دانست و به همين جهت است كه اين دو در عمل زوج سياسي بسيار نزديكي تشكيل دادند تا دو وجه عمل و نظر در اين زوج به هم پيوند بخورد. پيوند نزديك اردوغان- داوداوغلو تا آن حد بوده كه نميشد تمايزي را بين اين دو تشخيص داد و رسيدن داوداوغلو به رياست حزب و مقام نخستوزيري طبيعيترين اتفاقي بود كه با رياست جمهوري اردوغان پيش آمد اما يكهتازيهاي اردوغان ديگر نميتوانست اجازه ادامه يافتن اين پيوند را بدهد و بروز اختلاف اجتنابناپذير بود تا آنكه يكي قرباني ديگري بشود.
قرباني رئيسشايد يكي از دستاوردهاي مهم داوداوغلو در پي مذاكرات فشرده و سختي بود كه در ماههاي اخير با اتحاديه اروپا داشت تا اتحاديه شرط ويزا را براي شهروندان تركيه بردارد. برداشته شدن ويزا از شهروندان تركيه يكي از شرطهاي اصلي آنكارا در برابر اتحاديه اروپا بود تا در مورد برنامه اتحاديه براي سيل پناهجويان و بازگرداندن آنها به تركيه از خود نرمش نشان بدهد و داوداوغلو در نهايت توانست اتحاديه را مجبور به پذيرش كند اما اردوغان با وجود چنين دستاورد قابل توجهي از آن استقبال نكرد و حتي در تلاشي براي كم اهميت نشان دادن آن گفت: «در زمان نخستوزيري من مشخص بود كه اين برنامه قرار است در سال ۲۰۱۶ انجام شود. اينكه چهار ماه اجراي آن به جلو كشيده شده، پيروزي محسوب ميشود؟» شكي نيست كه اين حرف اردوغان پاسخي به داوداوغلو بود تا از اين دستاورد امتيازي كسب نكند اما وقتي كه وبلاگ سياسي جديدي به نام پرونده پليكان از خائن جديدي به نام داوداوغلو گفت، معلوم شد كه اختلاف اين دو بيشتر از اين حد است. نويسنده وبلاگ ناشناس است اما با ناميدن خود به فدايي رئيس معلوم شد كه قضيه از سوي اردوغان آب ميخورد چراكه اين عنوان لقب به طور مشخص مربوط به كساني است كه خود را وقف اردوغان كردهاند و از او خط ميگيرند. اردوغان روز چهارشنبه اول ماه مي در كاخ رياست جمهوري و براي برخي از رؤساي روستاها گفت: «فراموش نكنيد كه چگونه به اين مقام رسيديد» و ساعتي بعد با داوداوغلو ديدار كرد، ديداري كه قرار بود يك روز بعد انجام بگيرد اما انجام زودتر از موعد نشان از خبر جديدي داشت. اين حرف اردوغان به طور مشخص خطاب به داوداوغلو بود و پيشزمينهاي براي كنار زدن نخستوزير.
به اين ترتيب، داوداوغلو فداي رئيس شد اما دليل اين اتفاق بعد از سالها پيوند نزديك را در اختلافاتي بايد جست كه رفته رفته بين اين دو بروز پيدا كرد تا آنجا كه رئيس ديگر نميتوانست حضور يار نزديك و وفادار خود را تحمل كند. يكي از اين اختلافات ناشي از تمايل شديد اردوغان به كسب بيشترين ميزان قدرت است كه به نظر وي، داوداوغلو به خوبي نتوانسته در اين جهت عمل كند. انتظار اردوغان از تسريع در تغيير قانون اساسي تركيه و تغيير نظام پارلماني به رياستي بر كسي در تركيه پوشيده نيست اما او بيش از هر كس انتظار اين اتفاق را از داوداوغلو داشت كه به نظر ميرسد انتظارش برآورده نشده است. در واقع، داوداوغلو سعي داشته تا اين اتفاق را با توجه به خواستهاي احزاب ديگر پيش ببرد و به همين جهت هم تلاشي براي تسريع آن نداشت كه همين هم باعث نااميدي اردوغان از او شد. برخورد با مطبوعات و زنداني كردن روزنامهنگاران از ديگر موارد اختلاف بين اين دو بود چراكه داوداوغلو متوجه اهميت اين موضوع در مذاكراتش با اتحاديه اروپا شده بود اما اردوغان بيتوجه به اين موضوع شديدترين برخورد را در برابر روزنامهنگاران در پيش گرفته تا صداي نقدي عليه خود را نشنود. علاوه بر اين، وبلاگنويس ناشناس از نگاه داوداوغلو به مقام رياست جمهوري نوشته كه به نظر وي اين به معناي خيانت او به رئيس است و «همدستي و توطئه» او با غرب براي سرنگوني اردوغان كه بايد گفت اين اتهام ميتواند از بدگماني رئيس به يار وفادارش باشد.
عواقب جداييحالا كه جدايي داوداوغلو از رئيس پيش آمده، مسئله عواقب اين جدايي مركز توجه تحليلگران قرار گرفته است. از حالا گفته ميشود كه اين جدايي بر بدنه حزب تأثير ميگذارد و باعث ايجاد سه جريان در آن ميشود؛ جرياني كه به اردوغان وفادار ميماند، جرياني كه دنبالهرو عبدالله گل، رئيسجمهور پيشين تركيه و از رهبران AKP و جرياني جديد به رهبري داوداوغلو. هر چند كه ايجاد اين سه جريان محتمل به نظر ميرسد اما بايد گفت كه داوداوغلو همانند عبدالله گل به حاشيه ميرود تا آنكه وحدت داخلي حزب حفظ شده و مداخلات او منجر به تضعيف حزب در مقابل احزاب رقيب نشود. با وجود اين، نبايد اين نكته را فراموش كرد كه حاشيهنشيني او چندان بيحد و مرز نخواهد بود بلكه حد و مرز آن را بايد در نحوه عملكرد اردوغان دانست. ميل سيريناپذير اردوغان به قدرتطلبي موجب شده تركيه نه تنها در پرونده سوريه ببازد بلكه با كشاندن جنگ به داخل با كردها ثبات داخلي را به هم بزند و از طرف ديگر، شديدترين سياست را در برخورد با روزنامهنگاران در پيش بگيرد كه حتي زبان انتقاد و گلايه متحدان غربي را نيز باز كرده است. اگر وضعيت به اين صورت پيش برود تنها AKP نيست كه از اين ميل اردوغان صدمه ميبيند و منافع ملي تركيه خواهد بود كه در معرض خطر قرار ميگيرد. معلوم است كه در چنان شرايطي نه تنها داوداوغلو بلكه حتي عبدالله گل نيز به صحنه ميآيند كه يا يكهتازيهاي اردوغان را كنترل كنند يا در صورت عدم موفقيت در اين كار، شرايط را براي كنار زدن او از قدرت فراهم كنند. به نظر نميرسد كه اردوغان حاضر باشد اندكي از ميل خود به قدرت را كاهش بدهد چنانكه گفته ميشود دامادش، بنالي يبلدريم، يكي از گزينههاي او براي جانشيني داوداوغلو است كه اين كار نشان از هر چه بيشتر خانوادگي كردن قدرت به دست اردوغان است. پيش رفتن اردوغان در اين مسير ميتواند منجر به عبور او از حد و مرزي باشد كه باعث جلوگيري داوداوغلو يا گل از مداخله شود و بعد از آن بايد انتظار ورود مجدد يكي از اين دو يا هر دو براي رودررويي با اردوغان بود.