کد خبر: 782151
تاریخ انتشار: ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۴
قاتل اجاره‌اي كه سه سال قبل پسر جواني را در حوالي اسلامشهر به قتل رسانده بود، موفق شد پاي چوبه‌دار رضايت بگيرد.
قاتل اجاره‌اي كه سه سال قبل پسر جواني را در حوالي اسلامشهر به قتل رسانده بود، موفق شد پاي چوبه‌دار رضايت بگيرد.
به گزارش خبرنگار ما، صبح ديروز زن سالخورده‌اي به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي تهران رفت و گفت قاتل پسرش را به مبعث حضرت رسول بخشيده است. وي گفت: قاتل سه سال قبل پسرم را در اسلامشهر به قتل رساند. آن زمان تصميم به قصاص قاتل گرفتم و در دادگاه هم درخواست قصاص دادم. چند روز قبل قاتل براي اجراي حكم پاي چوبه‌دار حاضر شد. وقتي طناب دار را به گردنش انداختم، ناگهان دلم لرزيد و از قصاصش پشيمان شدم. همان لحظه با ميانجيگري قاضي شهرياري، سرپرست دادسراي جنايي به او مهلت دادم تا در فرصت مناسب دوباره تصميم بگيرم. الان تصميم خودم را گرفته‌ام و قصد دارم متهم را به احترام مبعث حضرت رسول ببخشم. وي با ارائه رضايتنامه كتبي‌اش به قاضي اجراي احكام گفت: اميدوارم متهم در زندگي آينده‌اش بتواند گذشته‌اش را جبران كند.
آغاز ماجرا
هفتم خردادماه سال 92 بود كه كاركنان بيمارستاني در شهرستان اسلامشهر، مرگ مشكوك پسر جواني را به مأموران پليس اطلاع دادند. وقتي مأموران در بيمارستان حاضر شدند، با جسد خونين پسر 21 ساله‌اي به نام مهدي روبه‌رو شدند كه با اصابت چاقو به گردنش به قتل رسيده بود. بررسي‌ها نشان داد ساعتي قبل مقتول همراه برادر بزرگش به نام ابوالفضل با دو پسر جوان ديگر به نام‌هاي مهيار و سروش درگيري مرگباري را در بيابان‌هاي اطراف شهر رقم زده‌اند كه در جريان آن مهيار با قمه‌اي ابتدا چند ضربه سطحي به ابوالفضل مي‌زند و يك ضربه كاري هم به گردن مهدي وارد مي‌كند. برادر بزرگ مقتول گفت: مدتي است با مردي به نام حميد كه از دوستان مهيار است، اختلاف دارم. چند روز قبل مهيار با من تماس گرفت و گفت قصد دارد بين من و حميد ميانجيگري و اختلاف ما را حل كند. مهيار اصرار داشت مرا نزد حميد ببرد و موضوع را تمام كند. قبل از حادثه، مهيار همراه يكي از دوستانش مرا سوار خودروشان كردند و اصرار كردند مهدي را هم با خودمان ببريم. به دنبال مهدي رفتيم و او هم سوار خودرو شد. دوست قاتل ما را به كنار گلخانه‌اي در بيابان‌هاي اطرف شهريار برد و آنجا توقف كرد. وقتي پياده شديم از مهيار پرسيدم، حميد كجاست كه ناگهان با قمه‌اي به من و برادرم حمله كرد. او چند ضربه به شكم من وارد كرد و يك ضربه هم به گردن برادرم زد. وقتي برادرم خونين نقش برزمين شد، آنها فرار كردند و من هم برادرم را به بيمارستان رساندم، اما متأسفانه فوت كرد.   پس از اين مأموران مهيار و سروش را دستگير كردند. وي ابتدا در ادعايي گفت: من قصد داشتم آنها را آشتي دهم كه دو برادر به من حمله كردند و من هم آنها را با قمه زدم. متهم در تحقيقات بعدي گفت: چند روز قبل حميد به سراغم آمد و از من خواست تا ابوالفضل و برادرش را به خاطر اختلافي كه با آنها دارد، تنبيه كنم. ابتدا قبول نكردم، اما وقتي اصرار كرد قبول كردم. حميد به من گفت كه به بهانه ميانجيگري و آشتي دادن آنها را به بيابان‌هاي اطراف اسلامشهر بكشانم و مورد ضرب و جرح قرار دهم. او روز حادثه قمه‌اي در اختيار يكي از دوستانش قرار داد و همراه من فرستاد. من آن روز به شدت مشروب خورده بودم و حال خوبي نداشتم. وقتي آنها را سوار خودرو كردم، حميد پيامكي براي من فرستاد كه نوشته بود آنها را بكشم و هزينه‌اش را او مي‌پردازد. من حالت عادي نداشتم كه موقع درگيری سروش قمه را به من داد و گفت از خودم دفاع كنم كه اين اتفاق رخ داد. سروش هم در بازجويي‌ها حرف‌هاي مهيار را تأييد كرد و گفت كه حميد قمه را به او داده و خواسته هنگام دعوا به مهيار بدهم.
پس از اين، مأموران حميد را بازداشت كردند. حميد در باز جويي به اختلاف با ابوالفضل اعتراف كرد و گفت: من به مهيار گفته بودم فقط او را بترساند. سه متهم پس از تحقيقات تكميلي در شعبه 71 دادگاه كيفري محاكمه شدند. هيئت قضايي مهيار، متهم رديف اول را به قصاص و حميد را به معاونت در قتل و سروش را به مشاركت در درگيري محكوم كرد. رأي قصاص متهم پس از تأييد در شعبه 6 ديوان عالي كشور براي سير مراحل اجراي حكم به شعبه اجراي احكام دادسراي جنايي فرستاده شد. متهم پس از گرفتن استيذان حكمش چند روز قبل پاي چوبه‌دار حاضر شد و در حالي كه طناب دار به گردنش آويخته بود، موفق به گرفتن مهلت از اولياي دم مقتول شد تا اينكه صبح ديروز مادر مقتول به عنوان تنها اولياي دم مقتول به دادسراي جنايي رفت و متهم را بخشيد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار