کد خبر: 780547
تاریخ انتشار: ۰۷ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۰:۵۴
اولاد آدم
اينكه ما در شرايطي به سر مي‌بريم كه نمي‌دانيم چه شرايطي است(!) خودش يك امتياز است! فكرش را بكنيد كه در شرايطي زندگي مي‌كرديد كه به آن وقوف كامل مي‌داشتيد، آنوقت روزي صد مرتبه از زندگي خود نادم و پشيمان مي‌شديد! يعني هميشه اين آمار و ارقام‌هاست كه به ما مي‌گويد در كجاي كار هستيم و در كجاي آن نيستيم!(گاهي با رسم شكل و نمودار و گاهي بدون آنها.)
حالا فكرش را بكنيد كه در هر زمينه‌اي چندتا آمار و رقم داشته باشيد. مي‌شود مثل بنزين چندنرخي! يا همين نان چندنرخي! البته در بنزين با توجه به درصد آب محلول و هواي اضافه و سرب كاسته نشده و در نان با توجه به درازي و كوچكي و آپشن خشخاش و برشته بودن، موضوع فرق پيدا مي‌كند كه آموختن هر مورد و احتساب افزايش و كاهش ريالي در هر قسمت، مستوجب برگزاري جلسات آموزشي است و البته اولاد آدم درخواست برگزاري اين جلسات را در نامه‌اي كه به شوراي رقابت مي‌خواهد بنويسد، خواهد نوشت تا شما به طرق مختلف قيمت‌گذاري آشنايي پيدا كنيد!
(البته واضح و مبرهن است كه برگزاري جلسات آموزشي توسط شيوا و سايرين، الزاماً به معني تأييد رفتار آنان در افزايش قيمت خودروهاي انحصاري نعمت‌زاده نيست. نعمت‌زاده اگر پيت حلبي هم به آنها بدهد، آنها سالي يكبار هم كه شده چند درصد مي‌كشند رويش تا بگويند از بنز چيزي كم ندارد!)
از موضوع دور نشويم. اصولاً در اين دوره و زمانه هر كسي آزاد است تا هر چه مي‌خواهد بگويد. يعني يك نوع ليبراليزه كردن آمار و ارقام در ساحت بومي براي اولين بار، توأم با ملغمه تدبير و اميد! اگر چه اين روش موجب سردرگمي ما مي‌شود اما از ديگر سو همواره گفته‌اند كه ماهي را مي‌شود از آب گل آلود گرفت!
غرض اولاد آدم از اين مقدمه كوتاه، نگاهي بود به موضوع بيكاري! يعني در آستانه روز كارگر كه انتظار نداريد اولاد آدم از كارگران و مطالبات معوقه آنان از ربيعي چيزي بنويسد؟ وقتي نبايد از آنان چيز بنويسيم، پس از بيكاران مي‌نويسيم تا، اين به آن، در شود!
درحالي كه راويان اخبار و طوطيان شكرشكن شيرين گفتار درمركز آمار تعداد بيكاران را 7/2 ميليون نفر مي‌دانند و نه بيشتر، بلبلان دولتي 5/3 ميليون نفر مي‌دانند و نه بيشتر و آقايان نمايندگان و كارشناسان نيز ۵ تا ۷ ميليون نفر! و اينگونه است كه مملكت آباد مي‌شود...
اما به غير از اولاد آدم چه كسي مي‌تواند بگويد تعداد واقعي بيكاران كشور چند ميليون است؟ اولاد آدم به شما بشارت بدهد كه اگرچه نمي‌توان گفت در گذشته چه ميزان بيكار داشته‌ايم و الان چقدر بيكار! اما مي‌توان گفت كه با همين روند پسابرجامي كه داريم پيش مي‌رويم در انتهاي دولت تدبير و اميد مي‌توان تا رقم 13 ميليون بيكار را انتظار داشت. حتي در حالت خوشبينانه با توجه به اينكه اكثر صنايع و كارخانه‌هاي كوچك و متوسط و درشت ما در حال تعطيلي و ورشكستگي‌اند، ما به برابري نرخي اشتغال و بيكاري نزديك مي‌شويم و اين دستاورد خوبي است. اشتباه نكنيد منظور از برابري، برابري معنايي است. يعني همه كارگران، بيكار مي‌شوند و هيچ بيكاري هم كار پيدا نمي‌كند، بنابراين بيكاران همان كارگرانند و كارگران همان بيكاران و اين معناي اعتدال است!
بين خودمان بماند! نمي‌توان با طرح اين سؤال كه آيا افراد در هفته يك ساعت كار دارند يا خير؟ ملاكي براي اشتغال و بيكاري جامعه درست كرد. حالا اولاد آدم هيچ! جلوي در و همسايه‌ها كاش قدري آبروداري مي‌كردند.... اما فكرش را بكنيد آنهايي كه در هفته يك‌ساعت كار مي‌كنند و در ماه چهار ساعت و در سال 48 ساعت، چه حالي مي‌كنند! كارگران مرفهي هستند لابد؟ مسخره نمي‌كنم. واقعاً خيلي باحالند لابد. برويم و يكي دو نمونه از آنها گير بياوريم و بگذاريم زير ميكروسكوپ تا به معاني جديد كارگري دست پيدا كنيم....

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار