چند ساليست كه شاهد افتتاح مركز خريدهاي لوكس و مدرن در شهرهاي بزرگ كشور هستيم. مراكز خريدهايي كه بسيار باشكوه بوده و با همتاهاي خود در كشورهاي ديگر برابري ميكنند. كوروش، ارگ، پالاديوم، چهارسو، سام، روشا و... كه همگي از معماريهاي بسيار زيبايي نيز بهره ميبرند. در ساخت اين مراكز خريد به غير از فروشگاهها و مقوله خريد به موضوع فرهنگي نيز توجه خاصي شده است. مثلاً تعدادي از اين مراكز خريد در دل خود سالنهاي سينمايي پيشرفتهاي را جا داده و عنوان مجتمع فرهنگي را به خود اختصاص دادهاند. در تمام اين مراكز محيط بازي براي كودكان و فودكوردهايي براي صرف غذا در نظر گرفته شده است.
حتي در اين مجتمعهاي تجاري به موضوع پاركينگ كه هميشه در تهران و شهرهاي بزرگ يك مشكل و معضل بزرگ است به خوبي پرداخته شده است. اين مالهاي مدرن با پاركينگهاي بسيار بزرگ و مدرني كه دارند لذت پارك كردن با خيال آسوده را براي هر رانندهاي فراهم كردهاند. خلاصه همه چيز در اين مجتمعهاي بزرگ، مدرن و به روز است كه با قدم زدن در اين مراكز خريد لذت تماشا را همراه با وسوسه خريد به جان هر بينندهاي مياندازد. در واقع اين مالها، قرار است مال ما را ببلعند. مجتمعهاي تجاري امروز با حضور برندهاي معروف دنيا مثل نايك، آديداس، اكو، ماسيمو دوتي، فيلا، سالومون، جياكس و... در دل خود، پاساژهاي معروف ديروز را به زير سايه سنگينشان برده و به نوعي رونق را از آنها گرفتهاند.
مراكز خريدي براي گذران وقتدر سالهاي اخير با وجود فشارهاي سنگين تحريمها كه پنجه بر گلوي اقتصاد كشور انداخته و نبض اقتصاد را كند و ضعيف كرده است، اما شاهد رشد چشمگير ساخت و ساز مراكز خريد در تهران و شهرستانهاي بزرگ مثل مشهد، اصفهان، شيراز و غيره بوديم و هستيم. رشد قارچگونه مراكز خريد در مناطق مختلف شهر سؤالي را در ذهن هر بيننده و شنوندهاي ايجاد ميكند و آن اين است كه: در شرايط بد اقتصادي وجود اينهمه مراكز خريد مدرن چه ضرورتي دارد؟ افتتاح مراكز خريد يا به عبارتي «مال» آيا باعث رشد و رونق اقتصادي كشور ميشود؟ و سؤالهاي متعدد ديگر كه هيچ جواب قانعكنندهاي نميتوان براي آنها پيدا كرد. بازاري كه حال و روز خوشي ندارد قرار است با حضور اين مراكز خريد حال خوشي پيدا كند. هر روز ميشنويم كه فلان برند در فلان منطقه شهر شعبه جديد خود را افتتاح كرده است يا فلان مركز خريد با برندهاي اروپايي افتتاح شده است. تصور ميشود اين مراكز خريد به رونق كسب و كار و تجارت در شهر كمك شاياني كرده است ولي بازار كساد شب عيد و ركود چنبره زده بر اقتصاد خرد كشور خلاف اين تصور را ميگويد. افزايش اين مراكز خريد لوكس و مدرن، تنها به حضور پررنگتر برندهاي ترك و اروپايي سرعت بخشيده است و مشاهدات ميداني از اين مراكز خبر از استقبال زياد مردمي تنها در تخفيفات ويژه فروشگاهها ميدهد و در ايام ديگر اين مراكز تنها محلي براي وقت گذراندن يا سرگرمي خانوادهها است.
توليد داخلي را برند كنيماين مراكز خريد لوكس و مدرن به نوعي يك طوفان برند در جامعه به راه انداختهاند كه تمام اقشار جامعه را درگير خود كرده است. حضور شتابزده و هيجاني برندهاي ترك و اروپايي در كشور به گونهاي مردم را بيمار كرده است. اين برندها با هوشياري و زيركي، مصرفكننده را وابسته به خود ميكند. مثلاً با راهاندازي تخفيفات ويژه يا دادن كارتهاي تخفيف به مشتري خود و با درنظر گرفتن شرايط ويژه براي دارنده كارت در طول سال، او را ترغيب به خريد هرچه بيشتر از برند مذكور ميكند. در واقع برندها با اين شگرد وسوسه خريد را از مشتري خود هيچ وقت دور نميكنند. بدين ترتيب مصرفكننده به برند خارجي وابسته شده و ديگر توليد با كيفيت داخلي را نميبيند. بخش مهم ديگر موضوع تغيير فرهنگ و سبك زندگي افراد جامعه است كه با مصرف محصولات خارجي دچار تغييرات زيادي شده است. متأسفانه حضور بيوقفه برندهاي خارجي فرهنگ جامعه را نشانه گرفته و افراد جامعه ندانسته و ناخواسته پيرو الگوهايي ميشوند كه هيچ سنخيتي با سبك زندگي آنها ندارد. تب تند برندزدگي نفس فرهنگ جامعه و توليد داخلي را به شمارش انداخته است.
مقام معظم رهبري با اشاره به بيماري برند در جامعه و تأكيد بر مرغوبيت كيفيت توليدات داخلي ميفرمايد: «يكي از آفات موجود اجتماعي ما همين است كه افراد، دلبسته به توليدات بيگانه باشند. يك عدهاي خوششان ميآيد كه بگويند فلان نشان خارجي روي لباسشان هست يا روي وسيله خوراكيشان هست؛ اين يك بيماري است؛ اين بيماري را بايد علاج كرد. اين معنايش اين است كه ما به نياز داخل، به كارگر داخل كه دارد زحمت ميكشد و جنس توليد ميكند، بياعتنايي ميكنيم، ميرويم سراغ كارگر خارجي. اين خيلي عادت بدي است. البته اين طرف قضيه هم اين است كه كالاي ساخت داخل بايستي قانعكننده باشد؛ بايستي دوامش، استحكامش، مرغوبيتش جوري باشد كه مشتري را قانع كند؛ اين هر دو در كنار هم، يك كار لازم و واجبي است.»
چه خوب است روزي كالاي داخلي برند مورد علاقه مصرفكننده ما باشد.
بافتهاي فرهنگي فداي مال ميشوندگسترش و افزايش قارچ گونه مراكز خريد در پايتخت و شهرهاي بزرگ ديگر، به قيمت از دست دادن چه فضاهايي است؟ با از بين بردن فضاهاي سبز و قطع درختان كهنسال قرار است چه امتيازاتي را بهدست بياوريم؟ به عنوان مثال ميتوان به ارگ تجاري اشاره كرد. مجتمع ارگ در مكاني بنا شده كه روزي پر بوده است از درختان قطور و قديمي ولي تنها به دليل سودآوري بيشتر براي سودجويان ملكي، اين باغ گياهي قديمي تبديل به يك مركز خريد لوكس و مدرن شده است.
مجتمع عظيم ارگ تجاري با مساحت 75000 متر مربع در كنار «ميدان تجريش» و پشت «مسجد گياهي» قرار دارد. مسجد گياهي و باغ گياهي از قديميترين نقاط محله تجريش است؛ تا جايي كه بنا بر برخي گزارشها قدمت باغ و مسجد به 500 سال ميرسد. اين باغ زيبا سالهاي طولاني در مجاورت باغ عظيم كاخ سعدآباد همچون حريمي براي اين پهنه سبز ارزشمند، عمل ميكرد. اما افسوس كه مالها در سرتاسر شهرهاي بزرگ بافتهاي فرهنگي و طبيعي را هدف قرار دادهاند.
هنگامي كه در يك منطقه و محله يك مال يا سنتر چند هزار متري ساخته ميشود آيا آرامش اهالي آن منطقه هم در نظر گرفته ميشود؟ مجتمع تجاري كوروش از آن دست مواردي است كه با سلب آرامش از اهالي آن منطقه به يكي از معضلات ترافيكي محلههاي باغ فيض، پيامبراعظم، هجرت، باهنر و... تبديل شده است. تنها كافيست در روزهاي پاياني هفته شما سري به اين مجتمع بزرگ بزنيد. گويا در پروژه ساخت اين مجتمع موضوع ترافيك و پاركينگ آن فقط در حد يك طرح بوده و در مورد چگونگي دسترسي به پاركينگ آن اصلاً هيچ فكري نشده است. گويا مسابقه احداث مراكز خريد در حال انجام است و ما خبر نداريم كه اينگونه شتابان و هيجانزده طرح احداث سنترهاي بزرگ تصويب ميشود و بيدرنگ كلنگ احداثشان خورده ميشود. اينطور كه پيش ميرويم تا چند سال ديگر تعداد فروشگاههايي كه در اين مراكز خريد وجود دارد بيشتر از مساحت زندگي ساكنين شهرها خواهد شد.
به هر حال هر كدام از اين مالها و سنترهاي بزرگ و لوكس يا داستانهايي داشتند تا بنا شدند يا داستانهايي بعد از احداث پيدا كردند. اما آنچه مهم است اين است كه اين رقابت در دنياي لوكس برند و تجارت ما را به بيراهه تغيير سبك زندگي ايراني نكشاند و موجبات برهم خوردگي بيشتر نظم اجتماعي نشود.