کد خبر: 778408
تاریخ انتشار: ۲۴ فروردين ۱۳۹۵ - ۰۹:۳۳
دنيا حيدري
حرف توجه و حمايت از جامعه ورزش كه پيش مي‌آيد، سر درد دل بسياري باز مي‌شود. چه ورزشكاران و مدال آوراني كه در راه قهرماني‌ها و افتخار آفريني‌هاي خود با بي‌توجهي‌هاي فاحش و عدم حمايت‌هاي مسئولان مواجه شده‌اند و چه ورزشكاراني كه به هر دليلي، ‌از كهولت سن گرفته تا مصدوميت و بيماري و... از ميادين نبرد ورزشي دور مانده‌اند.


هر چند كه در اين بين اوضاع ورزشكاراني كه هنوز عرصه ورزش را ترك نكرده و براي كسب مدال و قهرماني و افتخاري براي كشور تلاش مي‌كنند به مراتب بهتر از آنهايي است كه دست روزگار آنها را به گوشه گود هدايت كرده. ورزشكاراني كه سال‌هاي سال عمر خود را در راه ورزش و كسب افتخاري براي شهر، ‌استان و كشور خود گذاشته‌اند اما همين كه با مشكلي مواجه و ناچار به كنار گذاشتن ورزش شده‌اند، به دست فراموشي سپرده شده و كمتر كسي از آنها ياد كرده و سراغ مي‌گيرد.


در واقع چشم مسئولان ورزش كشور تنها مدال‌آوران و قهرمانان را مي‌بيند. البته تنها در مقطعي خاص، براي افتخار به قهرماني‌ها و افتخار آفريني‌هاي آنها و گرفتن عكس‌هاي يادگاري. اما پيشكسوتان و ورزشكاراني كه بعد از دوران ورزشي خود با مشكلاتي نظير مصدوميت و بيماري‌هاي طاقت‌فرسا مواجه مي‌شوند، كمتر پيش مي‌آيد كه جايي از ذهن مسئولان را به خود مشغول كنند. مگر آنكه دوربين عكاسي، چند فريم عكس از آنها منتشر كرده يا قلم خبرنگاري دردهاي شبانه روزي و مشكلات طاقت فرساي آنها را به رشته تحرير در آورد و مسئولان را مجبور به سركشي كند. آنهم سركشي‌هاي كوتاه كه حتماً با چند دوربين عكاسي و فيلم برداري براي برداشتن سند و مدرك همراه است و بس. ديدارهايي كه با وعده‌هاي پرو پيمان و ذهن زنگار بسته مسئولان ورزشي سا‌ل‌هاست كه فراموشي دردناكي را به اين جامعه تزريق كرده است. به طوري كه از روي سكوي قهرماني هم ورزشكاران آينده‌اي تيره و تار براي خود متصور هستند. آينده‌اي در اوج فراموشي گوشه اتاقي كه كمتر كسي فرصت سر زدن به آنها را خواهد داشت.  اين داستان سال‌هاست كه تكرار شده است. داستان پهلوانان و قهرمانان فراموش شده‌اي كه در كوچه و پس كوچه‌هاي اين شهر با عكس‌ها و مدال‌هاي خود خاطرات شيرين گذشته را به تلخي مز مزه مي‌كند. داستان تلخ و تكراري كه مي‌تواند پايه‌هاي ورزش را به مرور زمان سست كند وقتي آينده‌اي تيره و تار از ورزشكاران در مقابل چشم مردم به تصوير مي‌كشد.


حمايت از ورزشكاران، چه قهرمانان و مدال آوران و چه آنهايي كه دست روزگار آنها را خانه نشين يا حتي روانه بيمارستان‌ها كرده، در واقع حمايت از انسانيت و پهلواني و آموزش صحيح آن به جامعه جوان هر كشوري است. حمايت و توجه به ورزش، ‌حمايت از روح سلامت هر جامعه‌اي است و باعث تشويق هر چه بيشتر جوانان براي روي آوردن به تفريحي سالم كه نه فقط ضامن سلامت آنهاست كه مي‌تواند راهي براي شكوفايي استعدادهاي ناب و افتخار آفريني در عرصه‌هاي بين‌المللي باشد. اما نوع نگاه مسئولان به ورزش، ‌نوعي دلسردي و دلزدگي ايجاد كرده است، به طوري كه بسياري از ورزشكاران به دليل همين بي‌توجهي‌ها و عدم حمايت‌ها ناچار به كنار گذاشتن ورزش براي تأمين معيشت زندگي خود شده‌اند و چه بسيار آنهايي كه توان همين را هم ندارند و در گوشه تنهايي و فراموشي روزگار مي‌گذرانند تا روزي كه شايد دوربيني چهره آنها و افتخار آفريني هايشان را ثبت وضبط كرده و مسئولي را ناچار به حضور بر بالين آنها كند يا قلمي دردهايشان را به تحرير در آورد. هر چند كه اين اندك حمايت‌ها هم كه نه از سوي مسئولان، ‌كه از سوي افراد جامعه و دلسوزان مي‌شود خيلي زود در پي چند فريم عكس و وعده‌هاي رنگارنگ گم شده و باز به دست فراموشي سپرده مي‌شود. حال آنكه به محض منتشر خبر بستري شدن اين ورزشكاران، مسئولان با دوربين‌هاي غول پيكر فيلم برداري و عكاسان به ليست ملاقات‌كنندگان اضافه مي‌شوند اما بعد از ثبت و ضبط تصويرها و داده شدن وعده ها، ‌روز از نو و روزي از نو.


ورزشكار مي‌ماند و بيماري و كهولت و درد و تنهايي و فراموشي. سرنوشتي كه امثال محمد پارسا، بيت آشور، ‌رحيم مهديان و... داشته و دارند.  برخي مثل مهديان، ‌كشتي گير اصفهاني و محمد پارسا، ‌فوتباليست جوان 17 ساله پيام روي تخت بيمارستان محبوب شدند اما برخي مانند حجازي و بهزادي و... با دنيايي از شهرت و افتخارات باز هم در گوشه تنهايي و فراموشي كوچك كردند و تنها گاهي وسيله‌اي بودند براي عكس‌هاي يادگاري مسئولاني كه حمايت كمتر در حيطه وظايفشان است. مسئولاني كه ورزش را با بي‌توجهي‌هاي خود به نابودي كشانده‌اند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار