
روز گذشته خبر درگذشت استاد محمدباقر صدوق(چهره ماندگار كشور در حوزه محيط زيست و فرزند روحانی مبارز، شهید محمد صادق صدوق) كه مقارن با شهادت جانسوز امام هادي عليه السلام بود، دوستداران محيط زيست كشور را در بهت وناباوري فرو برد و عميقاً درسوگ نشاند! بااين احوال شايد بتوان بيت المثل «بوديم و كسي پاس نمي داشت كه هستيم / باشد كه نباشيم و بدانند كه بوديم !» را زبان حال شادروان استاد محمدباقر صدوق و تمثيلي براي زندگي شريف و درگذشت غريبانه وي به حساب آورد.
مرگ اين بزرگمرد و كوچ غريبانه اين سرباز راستين محيط زيست كشور از آن جهت روح گداز است و جان فرسا كه در حساسترين مقطع زمان رخ نموده است. يعني در مقطعي كه محيط زيست كشور مورد دستاندازي و تاراج و تخريب قرار گرفته و در اين ميان وجود مردِ ميداني- چون صدوق صادق- كه جان بر سر عشق و اعتقاد راستين خود بگذارد و با ويژه خواران و زياده خواهان ميل به مقابله و مبارزه اي ابدي كند، بسيار مغتنم است و نبودش ضايعه اي دردناك !
بنابراين كاملا طبيعي است كه پس از مرگ- اين حقيقت ناگزير و اين پديده انكار ناپذير- كه به واسطه حذف فيزيكي متوفي متضمن دوستي و مروت و شفقت مي شود، خيل سوگنامه ها و غمنامه ها در فراق هرآنكس كه دعوت حق را لبيك گويد جاري و ساري مي شود!
اما ابلاغ و ارسال تسليت و تعزيت و بارش اشك و نگارش سياه مشق از سوي دوست و دشمن چه سود، وقتي كه مرگ، تجربه دستگير و دانش فراگير چنين كساني را زير خروارها خروار خاك سرد مدفون كند ؟!
آنهم در شرايطي كه از ياد نبرده ايم مطالب رسانه اي متعدد و نامههاي انتقادي اين عزيز از دست رفته را كه تا آخرين لحظات عمر گرانبار خود خطاب به مسند نشينان و مسئولان سازمان محيط زيست نوشت !
نامه هايي كه در راستاي دفاع از مظلوميت محيط زيست بر قلم تواناي وي جاري شد و به رغم مشقت در نگارش، بارها شايستهها و بايستهها را گوشزد كرد و گوشي نشنيد.
دريغا كه نه تنها هيچ گوش شنوايي براي شنيدن و به كار بستن رهنودهاي دلسوزانه دكتر صدوق وجود نداشت، بلكه هيچ پاسخي نيز از سوي مسئولان و مسند نشينان ياد شده خطاب به اين مرحوم ارسال نشد تا در اين ميان ابهامات رفع گردد و در نهايت موجبات تنوير افكار عمومي فراهم آيد!
با اين حال يگانه خطابه اي كه در ماه هاي اخير از سوي رييس سازمان محيط زيست خطاب به استاد صدوق نوشته شده ، پيام تسليتي است كه به مناسبت درگذشت وي منتشر گرديده است!
اما همه اينها در حالي است كه نيم نگاهي به تيتر مطالب انتقادي دكتر صدوق، مبين وقايع غير قابل انكاري است كه موجبات وقوع اين همه چالش را فراهم كرده است!
لذا در اين مجال و مقال از بين نوشته ها و مطالب عديده دكتر صدوق كه در توضيح و تشريح بحران هاي موجود در حوزه محيط زيست مرقوم و منتشر شده ميتوان به تيتر مطالب متاخر وي كه در خبرگزاري فارس و ساير رسانه ها منتشر شده اشاره كرد.
تيترهايي مانند« پیشنهاد چند چالش جدید در برابر چالش ۱۸ درجه «ابتکار» ، 11 دلیل برای اینکه روحانی در انتخاب «ابتکار» اشتباه کرده ، خانم ابتکار! به جای سیاسیکاری با مردم صادق باشید/ ویروس سیاست به جان محیط زیست افتاده، سرکار خانم ابتکار! چرا از نقد هراس دارید؟ ، «ابتکار»، از پاریس تا یزد!/ حصر سران فتنه دغدغه است یا محیط زیست؟ ، سازمان ملک شخصی نیست/ حیف از محیط زیستی که قلع و قمع میشود و ...» به روشني گوياي موضع و دغدغه هاي زنده ياد صدوق و سر سختي وي در مقابله با تعرض كنندگان به اين حريم مقدس محيط زيست است!
حال با وجود ناگفتههاي فوق اين سوال به ذهن متبادر مي شود كه چرا مسئولان سازمان محيط زيست در دولت كنوني هيچ معبر و راهگذري را براي ورود دلسوزان و فرهيختگان اين عرصه به داخل و بدنۀ اين سازمان بحران زده تعبيه نكرده اند؟!
راهگذري كه تدبير و تعبيه آن شايد همفكري و همكاري كساني چون استاد صدوق (كه دست شان كوتاه از نخيل بالا بلند سازمان محترم محيط زيست است)، موجبات حل و فصل معضلات موجود در حوزه اين سازمان را فراهم آورد ؟!
با اين اوصاف آنچه كه مسئله را بغرنج تر مي كند، توصيه اكيد مقام معظم رهبري مبني بر استفاده از نظرات و تجربيات افرادي صاحب نظر در حل چالش هاي موجود در عرصه محيط زيست است. به گونه اي كه ايشان در متاخرترين رهنمود خود (در دیدار مسئولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعى و فضاى سبز در 17 اسفند ماه 93) خطاب به مسئولان اين عرصه فرموده اند:« ...بروید با آقای دکتر کردوانی[پروفسور پرويز كردواني پدر علم كوير وچهره ماندگار] بنشینید و ببینید ایشان راجع به کویر چه میگوید .... حق ندارید تخریب کنید؛ نه باغ و بوستان را، نه جنگل را، نه مرتع و دشت را، نه کویر را؛ همهی آنها متعلّق به انسانها است؛ بایستی از اینها بهره ببرید....»
با اين وجود ناگفته پيداست كه منظور رهبري ايجاد ارتباط مسئولان محيط زيست با افراد صاحب نظري چون پروفسور كردواني و دكتر صدوق و عزيزاني است كه دل در گرو سعادت و سلامت اين آب و خاك دارند وليكن خود مورد بي مهري برخي از مسئولان قرار گرفته اند كه عرصه هاي ملي را با داشته هاي شخصي اشتباه گرفته اند!
لذا بايد به روشني اذعان كرد كه به رغم تلاش هاي مسئولان اين حوزه در راستاي القاي عمل به منويات رهبري، تا كنون سازمان محيط زيست از عمل كردن به اين بخش از فرامين رهبري - خواسته يا ناخواسته- تمرد كرده و غالب عملكردي كه به نام خدمت به محيط زيست مصطلح است، تنها بر نظرات افرادي استوار بوده كه اكنون سكاندار هدايت كشتي به گل نشسته محيط زيست بوده و جزو مسئولان اين سازمان در دولت يازدهم محسوب مي شوند! لذا به اختيار چنين روند و رويه اي تنها مي توان عنوان «عملكرد سليقه اي» داد! عملكردي كه تمام زخم هاي كشور ما در تمام عرصه ها مديون آن است !