
امريكا و همپيمانان عربش، بعد از حل و فصل آنچه نگرانيها پيرامون برنامه هستهاي ايران ميناميدند، حالا دلواپس برنامه موشكي ايران شدهاند و همان طور كه قابل پیشبینی بود، ايالات متحده مقدمهچيني رسيدن به يك برجام ديگر را پيريزي ميكند. امريكا مشكل خود و دوستانش با فناوري هستهاي ايران را با جنجالهاي رسانهاي و رواني، يك مشكل بينالمللي جا زد و بعد كه توانست آن را براي خود و دوستانش حل كند، سرخوشانه پي مشكلات بعدياش ميرود. اين بار، برنامه موشكي ايران!
جان كري ميگويد كه «امريكا و شركايش آماده همكاري براساس ترتيبات جديد براي حل و فصل مسالمتآميز موضوع آزمايشهاي موشكي ايران هستيم... ايران بايد اول از همه روشن كند آماده كاهش چنين فعاليتهايي است و نيات و اهداف خود را از اين موضوع مشخص كند.» كمي دقت در ماجرا، وضعيت مضحكي را پيش روي ما ترسيم ميكند؛ بزرگترين توليدكننده و صادركننده تسليحات نظامي دنيا و دارنده انبوه پيشرفتهترين سيستمهاي موشكي جهان را سيستم موشكي ايران دلواپس كرده است و باز خنده تلخ آنكه او انتظار دارد اين نگراني نامعقولش توسط ايران به رسميت شناخته شده و درك شود و ايران براي حل اين مشكل او اعلام آمادگي هم بكند و باز خندهدار اينكه وزيرخارجه امريكا پي مشخص شدن اهداف و نيات ايران از اين برنامه است! موشك را براي چه كاري استفاده ميكنند؟ آيا روشن نيست؟! البته امريكا استفاده تهاجمي دارد و ايران استفاده دفاعي و اين چيزي نيست كه امريكاييها ندانند اما آنچنان كه گفته شد، امريكا پي جهانيسازي مشكل شخصي خود و شركاي عربش در مورد برنامه موشكي ايران است.
امريكا نگران سيستم موشكي ايران است، حق هم دارد كه نگران باشد، چه آنكه اين سيستم موشكي مانع رسيدن امريكا به اهدافش در مورد ايران خواهد شد، ايران با موشك بالستيك تفاوتهاي فاحشي با ايران بدون موشكهاي بالستيك دارد. با ايراني كه بالستيك دارد، نميشود همچون يمن و عراق و افغانستان برخورد كرد و لاجرم ايالات متحده مجبور است گزينه نظامي را از روي ميز، به بايگاني بسپارد.
پيشرفت و توانمندي، اولين گزارهاي است كه باعث ميشود امريكاييها از تهديد نظامي ايران نااميد شوند. همان روزهايي كه در ايران جشن برجام هستهاي در جريان بود، شوراي امنيت به مدد نگرانيهاي هميشه يك عدد امريكاي مؤدب و باهوش، قطعنامهاي را تصويب كرد كه محدوديتهايي را براي آزمايش موشكهاي بالستيك ايران اعمال ميكرد تا برجام نتواند راه دشمنيهاي هميشه امريكا عليه ايران را مسدود كند. آن قطعنامه، شايد آن روزها از سوي دولت يازدهم چندان كه بايد و شايد مورد توجه قرار نگرفت و حتي سعي شد در عمل، كاغذپارهاي بيش جلوه داده نشود اما مرور زمان نشان داد كه نگرانيها پيرامون آن قطعنامه بيراه نبوده است. شايد تحريمها اين بار به بهانه موشكي سر برآورند و سبز شوند، از امريكاييها هيچ بداخلاقياي بعيد نيست و همين است كه راه اعتماد را ميبندد.
با اين همه، نبايد اجازه دهيم با ايران رفتاري خاص صورت پذيرد. ما مشكلي نداريم، اين خود غربيها بودند كه با اعمالشان، به دنيا و خصوصاً ايران آموختند امنيت كشورها در دوراني كه خوي تجاوز و قدرتطلبي بر جهان حاكم است، جز با پيشرفتهاي بومي در زمينه تسليحات نظامي و به ويژه موشكي ميسر نيست، وگرنه مورد تهاجم نظامي خواهيد بود.
هشت سال هم ايرانيها تاوان اين درندهخويي بينالمللي را با جان و مال خويش دادند و وضعيت امروز فلسطين، افغانستان، عراق، سوريه، يمن و... هم پيش روي ماست. حال جامعه هميشه نگران مثلاً بينالمللي، هر راهحلي در مورد موشكهاي امريكايي و اسرائيلي و غيره انديشيده و عملي كرده، همان راه را براي موشكهاي ايراني هم انجام دهد. اگر آنجا سيستم موشكي، مسالمتآميز جمع شده، اينجا هم جمع شود؛ هر موشكي آنها كنار گذاشتند، اين سو ايران هم موشكي كنار ميگذارد ولي اگر سيستمهاي موشكي آنان روز به روز در جهت پيشرفته شدن پيش ميرود و كسي هم مانعشان نيست و حتي تشويق و حمايت هم ميشوند و ايران را هم مدام تهديد نظامي ميكنند، بهتر است دهانهايشان را در مورد سيستم دفاعي جمهوري اسلامي ايران هم ببندند، موشك برابر موشك، مذاكره برابر مذاكره.