
خانه كتاب در آستانه نوروز با تبليغات گسترده مردم را تشويق كرد به عزيزان خود كتاب عيدي بدهند و به همين منظور كتابفروشيهاي عضو اين طرح، كتابهاي خود را با تخفيف 20 درصدي عرضه كردند. حاصل اجراي اين طرح فروشي در حدود 4/4 ميليارد تومان در كل كشور بود. همچنين خريداران در حدود 900 ميليون تومان تخفيف گرفتند كه مؤسسه خانه كتاب به نمايندگي از وزارت ارشاد مبلغ تخفيف را به كتابفروشان پرداخت خواهد كرد. استانهاي اصفهان، تهران، خراسان رضوي، گيلان و فارس به ترتيب پرفروشترين استانها بر اساس تعداد خريدار بودهاند.
شاخصي وجود نداردبراي ارزيابي موفقيت طرح، چند نكته را بايد مد نظر داشت. قبل از هر چيز هدف از اجراي طرح و بررسي ميزان تحقق آن اهميت دارد. اگر هدف «عيدانه كتاب» ترغيب مردم به جايگزين كردن كتاب به جاي هداياي ديگر به عنوان عيدي بوده باشد (يعني همان چيزي كه در تبليغات گفته شده و از اسم طرح هم پيداست) هيچ شاخصي براي ميزان موفقيت طرح در اختيار نداريم. چون مطمئن نيستيم مردم كتاب را براي عيدي دادن خريده باشند! اما آمار فروش و اتفاقات خوب ديگري كه در اثناي طرح رخ داده ميتواند به ما در تعيين ميزان موفقيت «عيدانه كتاب» كمك كند.
گردش مالي ميلياردي در بازار كتاب، آن هم در شروع سال اتفاق خوبي است، اما سخت است بفهميم طرح عيدانه كتاب تا چه ميزان فروش عادي كتاب در همين بازه زماني را افزايش داده است. خيلي از كتابفروشيها (به ويژه فروشگاههاي مهم و مراكز خانه كتاب در شهرهاي مختلف) در حالت عادي هم تخفيفي بين 10 تا 20 درصد براي مشتريان در نظر ميگيرند. همانطور كه برخي از كتابفروشيهاي طرح، كتابها را با تخفيفي بيش از 20 درصد عرضه ميكردند، اما به هر حال همين آمارهاي به دست آمده اطلاعات مفيدي هستند كه ميتوانند در دورههاي بعد ملاك ارزيابي باشند.
خوشحال باشيم؟آيا فروش 200، 300 هزار جلد كتاب با ضرب و زور تبليغات و تخفيف و با خواهش و التماس، موفقيت است؟ آيا بايد خوشحال باشيم كه خانه كتاب كار ديگري به جز واريز مستقيم وجه نقد به حساب كتابفروشان نميتواند انجام دهد. كاري كه در حقيقت برگرداندن پول مردم به خودشان است. در حالي كه نهادهايي مثل خانه كتاب و معاونت امور فرهنگي تشكيل شدهاند تا با صرف بودجه مربوطه در حوزه كتاب، فرهنگ كتابخواني و كمك به بازار نشر كار كنند.
اگر نسبت عدد 300هزار را با جمعيت كشور بسنجيم عمق فاجعه پيدا ميشود. كل فروش طرح «عيدانه كتاب» يك پنجم تيراژ بعضي از كتابهاي پرفروش كشور در چند سال اخير است. 300هزار بايد عدد تيراژ يك عنوان كتاب عادي در سال باشد، اما در جايي كه كتابهايمان با تيراژ هزارتايي و 500تايي چاپ ميشوند، بايد هم براي 300هزار جشن گرفت!
اذعان به موفقيت طرحهاي اينچنيني، در حقيقت اعتراف به وجود بيماري مزمن در بازار نشر كتاب است. بازاري كه با درمانهاي موضعي مثل نمايشگاه بينالمللي كتاب و تنفس مصنوعي مثل عيدانه كتاب به حيات خود ادامه ميدهد و پزشكي كه به جاي درمان بيماري، فقط علائم حياتي مريض را چك ميكند! ضعف در مديريت بازار نشر كتاب (كه مختص اين دولت نيست) و همچنين ضعف عملكرد ناشران در حيطه فني و محتوايي، احياي اين يار مهربان محتضر را سخت كرده است.
كتابهايي كه توانستهاند با مردم ارتباط برقرار كنند، در همين بازار آشفته هم راه خود را پيدا كرده و به شمارگان ميليوني رسيدهاند، اما حرفهاي بي سر و ته يا انتشار بيسواديها، مردم را از كتاب دور كرده است. مشكل فني در چاپ و نشر كتابها هم مزيد بر علت شده تا كتابها بيش از اندازه گران باشد. اين مسائل قبل از مشكلات اقتصادي كه گريبانگير همه بخشهاست، وجود دارد و مسئولش خود ناشران هستند.
زير مجموعههاي مرتبط وزارت ارشاد هم به جاي سر و سامان بخشيدن به مشكلات و فرهنگسازي براي ترويج كتابخواني، بيشتر مشغول اجرائيات بيحاصل و پركردن گزارش كارها هستند. تا وضع اين باشد، صد سال به اين سالها با عيدانه كتاب هم نميتواند درد يار مهربان را درمان كند!