
يك مسئله بعدي - كه ناچارم اينها را كوتاه و خلاصه عرض بكنم- مسئله شغل تحصيلكردگان ما است. خب، يكي از راههاي ايجاد اشتغال براي تحصيلكردگان ما، همين مسئله ارتباط صنعت و دانشگاه است. صنعت و دانشگاه بايد ارتباط پيدا كنند؛ هم براي صنعت خوب است، هم براي دانشگاه؛ براي دانشگاه، هم براي مديريت دانشگاه خوب است، هم براي دانشجو؛ اين هنوز در كشور راه نيفتاده. بنده اطّلاع دارم از كارهايي كه انجام گرفته و آقاي دكتر فرهادي هم بعضيهايش را گفتند؛ مثلاً در زمينه مسائل دفاعي كه مستقيماً بنده آنجا وارد هستم ميدانم، همكاريهاي خيلي خوبي در زمينه مسائل دفاعي با دانشگاههاي مختلف وجود دارد، قراردادهايي بستهاند، كارهاي خوبي دارد انجام ميگيرد، منتها اينها كافي نيست؛ بنده شنيدهام نديدهام كه در كشورهاي پيشرفته، در جلسه دفاع دانشجوها، صاحبان صنعت ميآيند شركت ميكنند، دفاع را گوش ميكنند؛ از همانجا كه اين [دانشجو] دارد دفاع ميكند، با او قرارداد ميبندند؛ يعني اينجور دانشجوي فارغالتحصيل آماده بهكار را ميقاپند. صنعت ما هم بايستي به اين معنا توجّه بكند. اين كار هم فعّاليت لازم دارد؛ اين فعّاليت آقايان وزرا را در دولت لازم دارد؛ بنشينند با مسئولان صنعت، مسئولان بخش خصوصي، بخش دولتي، كاري كنند كه بهطور واقعي و به معناي حقيقي كلمه و بهصورت جامع، يك همكاري بين دانشگاه و صنعت كشور [انجام بگيرد]. فقط هم صنعت نيست؛ بخشهاي گوناگون مديريتي خصوصي و دولتي احتياج به تحقيقات دانشگاهي دارند؛ [بايد] در همهجا اين كار انجام بگيرد.
20 آبان 1394