
در آخرين گزارش مؤسسه تحقيقات بين المللي صلح استكهلم چند نكته قابل تأمل وجود دارد كه در عين حال از روندهاي جاري جهان و تا حدودي از پشت پرده تحولات جهان و بهخصوص حوزه خاورميانه پرده برمي دارد. نخست اينكه در اين گزارش تصريح شده كه امريكا با افزايش فروشهاي تسليحاتي خود در جهان كماكان موقعيت خود را به عنوان اولين فروشنده تسليحات در جهان حفظ كرده است كه اين نشان ميدهد با وجود پايان جنگ سرد، فروش تسليحات همچنان جايگاه ويژه خود را در نظام سياسي و اقتصادي اين كشور حفظ كرده است و اين برخلاف مواضع اعلامي دولت اوباماست. در واقع در دوره اوباما سياست و اهداف نظاميگرانه امريكا كنار گذاشته نشد بلكه روشهاي اجرايي آن تغيير كرد و رنگ و لعاب تازه به خود گرفت. همچنين به نظر ميرسد خروج امريكا از بحران اقتصادي و ورود به مرحله رشد تا حدودي مديون فروشهاي تسليحاتي بوده است. به همين ترتيب ميتوان گفت بخش عمدهاي از چالشهاي اقتصادي عربستان نيز ناشي از خريدهاي تسليحاتي و اتخاذ سياست نظاميگرانه اين كشور بوده است.
دوم اينكه طبق گزارش جديد مؤسسه صلح استكهلم، عربستان به بزرگترين خريدار تسليحاتي در جهان تبديل شده و 40 درصد آن نيز از امريكا تأمين شده است. اين بدين مفهوم است كه امريكا در چارچوب اجراي راهبرد جديد خود در منطقه بخش عمدهاي از هزينههاي نظامي خود را بر دوش عربستان گذاشته و اين كشور را از راهبرد تدافعي به تهاجمي سوق داده است. تجلي اين تغيير راهبرد را ميتوان در دخالتهاي نظامي عربستان در كشورهاي منطقه از بحرين و سوريه گرفته تا يمن مشاهده كرد كه بدون چراغ سبز امريكا غيرممكن بود.
سوم اينكه افزايش فروشهاي تسليحاتي امريكا يا رشد چند برابري خريدهاي تسليحاتي عربستان در فاصله زماني 2011 تا 2015 صورت گرفت كه مصادف با آغاز و استمرار موج خيزشهاي مردمي در شمال آفريقا و غرب آسياست و اين نشان ميدهد كه اين دو كشور با همكاري و همدستي يكديگر اين موج را (كه ميتوانست در شكلگيري حكومتهاي مردمي را به همراه داشته باشد) از مسير واقعي خود منحرف كرده و به اجراي راهبردهاي نظامي جديد خود در منطقه تبديل كردهاند. از اين نظر رويكرد امريكا و عربستان به رويكرد رژيم صهيونيستي شباهت دارد كه از دامن زدن به درگيريهاي فرقهاي و مذهبي در كشورهاي منطقه براي منحرف كردن توجهات از بحران فلسطين استفاده كرده و از بحرانها و جنگهاي ناشي از انحراف مسير در خيزشهاي مردمي براي ايجاد حاشيه امن براي خود بهره گرفته است. در نهايت ميتوان اين نتيجه را نيز از گزارش مؤسسه تحقيقاتي صلح استكهلم گرفت كه امريكا با افزايش فروشهاي تسليحاتي و عربستان با افزايش خريدهاي تسليحاتي نقش اساسي در رشد بي ثباتي در منطقه داشتهاند چرا كه بخش عمده اين تسليحات جنبه تهاجمي دارد و چه به طور مستقيم به وسيله ارتش عربستان و چه به صورت غيرمستقيم از طريق گروههاي تكفيري براي ويراني كشورهاي عربي و اسلامي بهكار گرفته شده است و اگر اين خريد و فروشها در اين سطح صورت نميگرفت شايد مردم عراق، سوريه، يمن و ليبي حداقل تا اين اندازه شاهد ويراني كشورشان نبودند. بر اين اساس مسلم است كه بخش عمدهاي از ويراني كشورهاي منطقه متوجه فروشندگان تسليحات در غرب و در رأس آن امريكاست و بخش ديگر آن متوجه همپيمانان منطقهاي آنها از جمله عربستان، اسرائيل يا تركيه است كه حداقل در بحران سوريه با آنها همراه و همگام و متأسفانه در مواردي نيز پيشگام بوده است.